زنی را می شناسم من‎

http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/63/17.jpg

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

مراقب آنچه که میگویید باشید‎

 

هنگامی که جوان بودم زندگی خانوادگی وحشتناکی داشتم.
تنها به این دلیل به مدرسه میرفتم که بتوانم چند ساعتی از خانه دور باشم
و خودم را میان بچه های دیگر گم کنم. عادت کرده بودم مثل یک سایه، بی سر و صدا
به مدرسه بیایم و به همان شکل به خانه برگردم. هیچ کس توجهی به من نداشت
و من نیز با کسی کاری نداشتم. ترجیح میدادم هیچ توجهی را به خود جلب نکنم
زیرا باور داشتم همه از من بدشان میآید. گرچه در خلوت خود تمنای دیده شدن و توجه را داشتم.

زندگی سایه وار من به همین شکل میگذشت تا اینکه لنی (Lenny )به مدرسه ما آمد.
لنی دبیر ادبیات انگلیسی در دبیرستان ما بود. ۴۲ ساله، با ریش کم پشتی که تمام
صورتش را پوشانده بود و لبخند دلنشینی که همیشه بر لب داشت.
ریز نقش و پر جنب و جوش بود و اصرار داشت او را با نام کوچک صدا کنیم.
برای اولین بار در زندگی ام کسی به من توجه کرد و با من مهربان بود.
برای اولین بار در زندگی ام کسی مرا میدید، لنی!

متاهل بود و یک فرزند داشت. عاشق همسرش بود و معلوم بود که توجهش
به من رنگ دلباختگی ندارد. گاهی پس از پایان ساعت درس در مدرسه میماند
و با هم حرف میزدیم. از اینکه به حرفهایم گوش میداد تعجب میکردم و لذت میبردم
و زمانی که کیف چرمی اش را بر میداشت و میگفت: «خوب بهتر است بروم.»
هرگز لحنش به شکلی نبود که حس کنم از بودن با من خسته شده است.
برخلاف دیگران، به نظر میرسید از بودن با من خوشش میآید. حتا یک بار مرا به خانه اش دعوت کرد.
همسرش برایمان نان خانگی پخته بود و من با شگفتی دیدم که لنی برای فرزند کوچکش
کتاب داستان میخواند. رویداد عجیبی که هرگز در خانواده خودم ندیده بودم!

لنی توانست نظر مرا نسبت به خودم تغییر دهد. او به من گفت که میتوانم یک نویسنده شوم. 
گفت نوشته هایم پر از احساس هستند و او از خواندنشان لذت میبرد.
ابتدا باور نکردم. خودم را موجود بی ارزشی میدانستم که کاری از او ساخته نیست
و ایمان داشتم لنی به خاطر تشویق من دروغ میگوید.
اما او یک بار در میان کلاس و در برابر چشمان تمام همکلاسی هایم،
به خاطر متن ادبی که نوشته بودم برایم دست زد و به همه گفت که من میتوانم
یک نویسنده بزرگ شوم. زمانی که به اتاق آموزگاران میرفت دیدم که در راه با سایر
دبیران در مورد من و متنی که نوشته بودم حرف میزند.

همان روز تصمیم گرفتم یک نویسنده شوم، چون لنی این طور میخواست.
اما متاسفانه اغلب میان آنچه که میخواهید و آنچه که واقعا انجام میدهید
سالها فاصله وجود دارد و من زمانی شروع به نوشتن کردم که بیست سال از آن روز میگذشت.

در همان سالی که لنی مرا تحسین کرد، به دلیل مشکلات شدید خانوادگی،
کشیدن سیگار را در پانزده سالگی شروع کردم. سال بعد، هم مشروب میخوردم
و هم مواد مخدر استعمال میکردم. هنوز هم لنی را دوست داشتم
و با اینکه دیگر معلم من نبود او را گاه گاهی میدیدم تا اینکه خبردار شدم
لنی مبتلا به سرطان شده است. از شدت غم داشتم دیوانه میشدم.
به خودم، دنیا و به خدا بد و بیراه میگفتم. نمیدانستم چرا مردی به این خوبی باید
در جوانی از دنیا برود (زمانی که جوان هستیم انتظار داریم دنیا به همان شکلی باشد که ما میخواهیم).
 به دیدنش رفتم. برخلاف آنچه که تصور میکردم با اینکه لاغر و رنگ پریده شده بود،
آرام و خوشرو بود. همان لبخند همیشگی را بر لب داشت و مثل همیشه از دیدن
من خوشحال شد. رفته بودم تا به او دلداری بدهم و به زندگی امیدوارش کنم
اما گریه امانم را برید و نتوانستم هیچ حرفی بزنم. در عوض او بود که مرا دلداری میداد
و میخواست به زندگی امیدوارم کند. از من خواست اعتیاد را ترک کنم و زندگی را دوست بدارم
چون ارزش دوست داشته شدن را دارد.

از خانه اش که بیرون آمدم تصمیم داشتم مانند او زندگی کنم.
دوست داشتم زمانی که هنگام مرگ من نیز فرا میرسد بتوانم مانند لنی
به همین اندازه آرام، صبور و راضی باشم. اما نشد. نتوانستم در برابر مشکلات خانوادهام
دوام بیاورم و تنها چند روز بعد از ملاقاتم با لنی از خانه فرار کردم و به لندن رفتم.

بیست سال گذشت. تمام روزهای این بیست سال را در اعتیاد و فساد غوطه خوردم.
از تمام مردم و از خودم متنفر بودم. هیچ اعتقاد، هیچ باور و هیچ ایمانی را قبول نداشتم.
در زندگی هیچ هدف، هیچ امید و هیچ آیندهای نمیدیدم و زندگی برایم تنها عبور کُند روزها بود.
روزی به طور اتفاقی و برای اینکه از سرما فرار کنم وارد یک گالری نقاشی شدم.
درون گالری یکی از همکلاسیهای قدیمی ام را دیدم. قبل از اینکه بتوانم از دیدش فرار کنم،
مرا دید و به طرفم آمد. هیچ اشتیاقی نداشتم که از شهری که در گذشته در آن
زندگی میکردم برایم حرف بزند اما او آدم پرحرفی بود و از همه کس و همه چیز حرف زد.
تقریبا به حرفهایش گوش نمیدادم تا اینکه نام لنی را در میان حرفهایش شنیدم.
گفت، لنی تنها یک سال پس از فرار من، با زندگی وداع کرده است.
گفت، یک بار همراه با سایر بچهها به دیدن لنی رفته بود. تنها یک هفته قبل از مرگش.
لنی به آنها گفته بود که ایمان دارد من روزی نویسندهی بزرگی خواهم شد.
نویسنده ای که همکلاسی هایم به آشنایی با او افتخار میکنند. برای اینکه نگاه تمسخر آمیز
همکلاسی سابقم بیش از آن آزارم ندهد به سرعت از گالری بیرون آمدم و به آپارتمان کوچک،
کثیف و حقیرم پناه بردم. ساعتها گریه کردم. برای اولین بار احساس کردم لیاقتم
بیش از این زندگی نکبت باری است که برای خودم درست کردهام.
برای اولین بار دعا کردم و از خدا خواستم کمکم کند تا بتوانم همان کسی شوم که لنی انتظار داشت.

قبل از اینکه بتوانم به رویای آموزگارم جامه عمل بپوشانم، دو سال طول کشید
تا توانستم اعتیادم را ترک کنم و خودم را به طور کامل از منجلابی که در آن گرفتار شده بودم نجات دهم.
در تمام این مدت، هر روز این جمله لنی را با خود تکرار میکردم: «روزی نویسنده بزرگی خواهم شد.»

زمانی که برنده جایزه بزرگ ادبی انگلستان شدم، در مصاحبه مطبوعاتی ام
گفتم: «هرگز از قدرت کلمات غافل نشوید. گاه یک جمله ساده میتواند زندگی فردی را
به طور کامل دگرگون کند، میتواند به او زندگی ببخشد و یا زندگی را از او دریغ کند.
خواهش میکنم مراقب آنچه که میگویید باشید!»

داستان زندگی کاترین رایان Catherine Ryan نویسندهی داستانهای کوتاه و برندهی جایزهی بزرگ ادبی انگلستان!

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 15 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

نصیحت اوس اصغر به دخترش
 
اوس اصغر به دخترش شبنم، گفت، بنشین که صحبتی دارم
شاکی ام ، دلخورم ، پکر شده ام
چون که امروز با خبر شده ام
که تو در کوچه ای همین اطراف
با جوانی جُلنبر و الاف
سخت سرگرم گفت و گو بودی
چه شنیدی از او ؟ چه فرمودی؟
رفته بالا فشارم ای گاگول
سکته کرده ام مطابق معمول
ای پدر سوخته ، بدم الان
پدرت را درآورد مامان
میروی "داف" میشوی حالا؟
فکر کردی که من هویجم ، ها؟
بزنم توی پوز تو همچین
که بیاید فکت به کُل پایین؟
دخترم جامعه خطرناک است
بچه ای تو ، مخت هنوز آک است
آن پدر سوخته چه می نالید؟
بر سرت داشت شیره می مالید؟
بست لابد برای تو خالی
وای از این عشقهای پوشالی
شبنم آنگاه بعد از این صحبت
گفت بابا خیالتان راحت
من فقط فحش بار او کردم
ناسزاها نثار او کردم
پیش اهل محل به او گفتم
به تو هم می شود که گفت آدم؟
بچه در راهه ، پس کجاهایی؟
خواستگاری چرا نمی آیی؟
تا که اوس اصغر این سخن بشنید
کُل فکش به سمت چپ پیچید
کله اش روی شانه اش ول شد
سکته اش مثل این که کامل شد

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

چرا رابطه ناسالم را ادامه می‌دهیم؟
روابط زناشویی,رابطه ناسالم
 
 
 
روابط زناشویی-نامزدی ها و آشنایی های بی سرانجام زیادی هستند که باید در همان روزهای اولیه به پایان برسند اما دو طرف آنقدر بیرون آمدن از این رابطه را سخت می بینند که آن را ادامه داده و به مرحله ازدواج می رسانند.در واقع گاهی بیرون آمدن از روابط عاطفی ناسالم به این سادگی نیست که ما متوجه نقاط ضعف شویم و خیلی منطقی با هم خداحافظی کنیم و به دنبال قسمت خود برویم.
  
اما داشتن آگاهی از اینکه چرا نمی توانید رابطه را تمام کنید می تواند کمک بزرگی برای برخورد منطقی تر با این قضیه باشد.
 
1- عذاب وجدان
 عذاب وجدان و احساس گناه یکی از رایج ترین علت هایی است که نمی گذارد افراد از رابطه ناسالم بیرون بیایند. ممکن است او همه امیدش را به ما بسته باشد. در این صورت ترک کردن او و قطع امیدش برایمان کار بسیار دردناکی خواهد بود.
 این وضعیت معمولا زمانی به بدترین حالت ممکن روی می دهد که شما گرفتار محبوب وابسته شده باشید. به هر حال در اینجا مجبوریم بین بد و بدتر انتخاب کنیم. بهترین کاری که می توانید برای او بکنید این است که با او ظالمانه رفتار کنید. مسلما درصورتی که رابطه ناسالم ادامه پیدا کند هم خود ما و هم محبوبمان آسیب بیشتری می بینیم.
 چه کار کنیم تا در چنین تله ای گرفتار نشویم؟ تعهد زودهنگام و بی جا دلیل اصلی ایجاد چنین وضعیتی است. اگر زودتر از هنگام و قبل از ایجاد شناخت کافی به کسی تعهد بدهیم، زمانی که شناخت حاصل شد و فهمیدیم که برای هم مناسب نیستیم جداشدن به معنی بی تعهدی و بی وفایی ما تلقی می شود.
 
2- ترس از تنهایی
 اگر احساس کنیم که غیر از این هیچ کس را نداریم و خودمان را بین این دو گزینه قرار دهیم که یا باید در این رابطه بمانم و تحمل کنم یا در تنهایی بمیرم، دیگر امکان خروج از رابطه ناسالم و آسیب زا برایمان میسر نیست. برای خروج از چنین وضعیتی دو راهکار وجود دارد: اول اینکه بدانیم تنهایی غول نیست که از آن بترسیم. ما همواره این توانایی را داریم که تنهایی خودمان را با چیزها یا افراد دیگر پر کنیم؛ افراد خانواده، دوستان، علایق و سرگرمی ها و شاید یک رابطه بهتر از این، دوم اینکه به اصل فراوانی، اعتقاد داشته باشیم: افراد زیادی وجود دارند که می توانید با آنها خوشبخت شوید.
 
3- احساسات
 گاهی آن قدر شیفته طرف مقابلمان هستیم که احساسات و هیجانات شدید نمی گذارد اصلا فکر جداشدن از او را بکنیم. حتی با اینکه می دانیم این رابطه درست نیست و می تواند به ضرر هر دوی ما تمام شود. علاوه بر این، احساسات شدید یا همان «عشق کور» در رابطه باعث می شود ما اصلا نتوانیم نقاط ضعف رابطه را ببینیم که بخواهیم از او جدا شویم.
 
اگر احساس می کنید در این تله گیر افتاده اید بهتر است مدتی از طرف مقابل فاصله بگیرید تا این دوری کمی از طغیان احساسات بکاهد و چشمتان باز شود. همچنین می توان از اطرافیان کمک گرفت که داخل رابطه نیستند و چشمشان بازتر از ماست.
  
4- رابطه ناسالم با والدین
 یکی از نظریات در حوزه عشق و رابطه عاطفی می گوید اگر فرد از کودکی با والد جنس مخالفش رابطه ای مشکل دار داشته باشد که حل نشده است، شریکی را برای رابطه عاطفی انتخاب می کند که او هم مانند والدش همان مشکل را داشته باشد تا بتواند شرایط گذشته را در این رابطه بازسازی کرده و این بار تمام تلاش خود را برای جبران و اصلاح آن انجام دهد و مشکل را برطرف کند، اتفاقی که هرگز رخ نمی دهد. متاسفانه پی بردن به این حالت به این سادگی نیست. اما با تعمق و توجه کافی می توان از بروز آن تا حد زیادی جلوگیری کرد.
شخصیت بعضی از ما طوری است که همیشه دوست داریم به کسی کمک کنیم و مثل رابین هود نجات دهنده دیگران باشیم. این افراد معمولا جذب کسانی می وشند که مشکلات زیادی دارند و محتاج کمک هستند و از این طریق تبدیل به یک مددکار اجتماعی می شوند که نه تنها نمی تواند رابطه عاطفی درستی داشته باشد، بلکه در این میان خودش را هم کم کم نابود می کند
 
5- رابین هودبازی
 شخصیت بعضی از ما طوری است که همیشه دوست داریم به کسی کمک کنیم و مثل رابین هود نجات دهنده دیگران باشیم. این افراد معمولا جذب کسانی می وشند که در بدبختی به سر می برند، مشکلات زیادی دارند و محتاج کمک هستند و از این طریق تبدیل به یک مددکار اجتماعی می شوند که نه تنها نمی تواند رابطه عاطفی درستی داشته باشد، بلکه در این میان خودش را هم کم کم نابود می کند.
 باید دانست که ما یا شریک عاطفی کسی هستیم یا مددکار او، بهتر است حد و مرز این دو نقش مشخص باشد و باهم ادغام نشود. البته در هر رابطه عاطفی، طرفین به هم کمک می کنند و باعث رشد و کمال هم می شوند، اما در حالت رابین هود بازی، فقط یکی از طرفین آن هم به طور افراطی نقش کمک کننده دارد. اگر شما هم، چنین استعدادی دارید بهتر است حس کمک رسانی خود را در جای دیگری غیر از رابطه عاطفی به کار بندید.
 
6- پر کردن خلأها
 مسلما ما برای بیرون آمدن از رابطه ای که خلأهای شخصیتی یا نواقص زندگی ما توسط آن برطرف می شود تلاشی نمی کنیم، حتی اگر در این رابطه عیب هایی هم ببینیم. فرض کنید من یک آدم خجالتی و بسیار کمرو هستم. اگر رابطه ناسالم من با کسی باشد که بسیار اجتماعی و قدرتمند است و من بسیاری از نیازها و امروز زندگی ام را از طریق او تامین می کنم، بیرون آمدن از این رابطه برایم سخت می شود چون در این صورت بازهم مجبور خواهم بود با این نقطه ضعف خودم رو به رو شوم.
 اما راه حل مناسب تر این است که یک بار برای همیشه با این نقص مواجه شوم، آن را برطرف کنم و بعد به منظور ایجاد یک ارتباط خوب – نه برای جبران کمبودها – وارد رابطه شوم.
 
7- ترس از خطرات احتمالی
 بعضی اوقات نه تنها رابطه با فرد مقابل برای ما آسیب زاست، بلکه جداشدن از او هم می تواند خطرآفرین باشد. مثلا جداشدن از یک فرد شکاک که همواره فکر می کند دیگران به دنبال آسیب زدن یا خیانت به او هستند در بعضی موارد می تواند خطرهایی را در پی داشته باشد، چون او ممکن است به فکر انتقام بیفتد.
 همچنین کسی که به قول خودش به شدت شیفته ماست ممکن است تهدیدمان کند که اگر از او جدا شویم سر ما یا حتی سر خودش بلایی می آورد. بنابراین باید با احتیاط دست به عمل زد. با این حال این به آن معنا نیست که شما مجازید همچنان به رابطه ناسالم با چنین فردی ادامه دهید.
 
8- احساس مسوولیت بی جا
 
گاهی پیش می آید که در یک رابطه خودتان را مسوول مشکلات طرف مقابل می دانید. مثلا با خود می گویید اگر او عصبی است به خاطر بلایی است که من سرش آورده ام. در این مورد توجه به این نکته ضروری است که شخصیت افراد یک شبه شکل نمی گیرد، بلکه این تمام رویدادها و تجربیات زندگی او از همان روز اول زندگی تا همین امروز است که شخصیت او را می سازد.
 شاید شما درظهور مشکلی در فرد نقش اندکی داشته باشید، اما مطمئنا در ایجاد آن نقش خاصی نداشته اید. بنابراین به جای این که خودتان را به گناه دیگران بسوزانید بهتر است بساطتان را جمع کنید و از روابط مشکل دار بیرون بیایید تا از آسیب های آن در امان بمانید.
 در همه این موارد، ما به صورت ناخودآگاه سعی می کنیم خودمان را گول بزنیم و واقعیت را طور دیگری برای خودمان توجیه می کنیم، نقاط ضعف را نادیده می گیریم و اصرار داریم همه چیز را – به خودمان و دیگران – خوب جلوه دهیم. بنابراین کمک گرفتن از شخص سومی که خارج از رابطه قرار دارد و از قضاوت درستی برخوردار است می تواند کمک بزرگی برایمان باشد.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

خدایا دوستت دارم...

هنوز به دیدار خدا می روند ... خدایی که در یک مکعب سنگی خود را حبس کرده !!
خدا همین جاست ، نیازی به سفر نیست !
خدا همان گنجشکی است که صبح برای تو می خواند ،خدا در دستان مردی است که نابینایی رااز خیابان رد می کتد ،
خدا در اتومبیل پسری است که مادر پیرش را هر هفته برای درمان به بیمارستان می برد ،
خدا در جمله ی " عجب شانسی آوردم"است !!
خدا خیلی وقت است که اسباب کشی کرده و آمده نزدیک من و تو!!
خدا کنار کودکی است که می خواهداز فروشگاه شکلات بدزد !!
خدا کنارساعت کوک شده ی توست، که می گذارد 5 دقیقه بیشتر بخوابی!!
از انسانهای این دنیا فقط خاطراتشان باقی می ماند و یک عکس با روبان مشکی ، از تولدت تا آن روبان مشکی ، چقدر خدا را دیدی ؟!
خدا را 7 بار دور زدی یا زیر باران کنارش قدم زدی ؟
خدا همین جاست ، نه در عربستان!
خدا زبان مادری تو را می فهمد ، نه عربی !خدایا دوستت دارم...

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

دقت کردین

دقت کردین وقتی حقیقت رو می دونین،گوش دادن به دروغای طرف مقابل چقدر لذت بخشه
دقت کردین؟!! میزان دوستی و محبت بین دو تا پسر از روی فحش هایی که بهم میدن کاملا مشخصه !!
دقت کردین اگه مشت کنین انگشتاتون با هم برابر می شه اما اگه دستتون رو صاف بگیرین انگشتها برابر نمی شن!
دقت کردین درست زمانی‌ که میخوای بخوابی ، کل اثاثیه خونه قلنجشون می‌شکنه که حس کنی‌ کسی‌ تو خونه است
دقت کردین صبح که از خواب پا میشین تا دستشویی نرین هیچ کاری نمیتونین انجام بدین !
تا حالا دقت کردین ما به بانک اعتماد میکنیم پولامونو میذاریم اونجا ولی بانک به ما اعتماد نداره حتی خودکار هاشم زنجیر کرده
دقت کردین همه مجری های صدا و سیما دوست دارن بیشتر در خدمت مهمان برنامه باشن اما وقت برنامه این اجازه رو بهشون نمیده ؟
دقت کردین ده درصد آخر باتری گوشی چه با برکته
تا حالا دقت کردین وقتی با تمام احساس به یکی می گین دوسِت دارم, اونم با تمام احساس!! می گه : me 2 !!!
تا حالا دقت کردین وقتی برمیگردیم خونه و میخوایم اون چیزی رو که جا گذاشتیمُ برداریم ، با زانو و با زحمت زیاد میریم تو خونه که فرش کثیف نشه ولی برگشتنش خسته می شیم با کفش از رو فرش رد می شیم
دقت كردين بعضی وقتا شنیدن یه ” بگو ببینم چه مرگته ” از یه رفیق خیلی بیشتر از حرفای کلیشه ای “عزیزم چی شده” بیشتر میچسبه
تا حالا دقت کردین لذتی که در کشیدن چک هست در پاس کردن چک نیست ؟
تا حالا دقت كردين لذتي که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست, تو زدنش به چوب لباسي‎ ‎نيست !
با حال ترین لحظه دنیا خندوندن دوستاتون در حالی که دارن آب مینوشه دقت كردين!
دقت کردین موقع امتحان سوالاتی رو که بلدیم با خط نستعلیق می نویسیم، ولی اونایی رو که بلد نیستیم با بدترین خط می نویسیم !
دقت کردین چه سیستم پیشرفته ای توی خمیردندون ها کار میزارن که 90 درصدش توی 5 - 6 روز تموم میشه 
ولی اون 10 درصد آخرش 4 ماه طول میکشه
تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن اما وقتی میرفتن لب ساحل شورت پاشون می کردن !؟
دقت کردین لب آدم هیچ وقت تبخال نمیزنه مگه این که ۲۴ ساعت بعدش عروسی یا مهمونی دعوت باشی…!
3 ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی هیچکس نمیگه خسته نباشی ولی 1ثانيه گوشيت رو چك ميكني 
بابات میاد میگه : خسته نباشی
دقت کردین همیشه خنده دار ترین موضوعات زمانی به مغزت میرسه که وسط مراسم ختم هستی؟
دقت كردی گوشیت یا هیـــچوقت گم نمیـــشه، یا اگه بشه حـــــــتما روی سایلنت هست

 

حرف حساب

من برای تو و ماه آواز خواندم
اما تنها ماه
آواز مرا به خاطر سپرد !
من آواز خواندم
و این نغمه های بی پروا
... رها از قلب و حنجره
اگر تنها در یاد ماه مانده باشند ،
باز هم لطف بزرگی است!

دلهایمان را روانه مرقد مطهر امام میکنیم، تا در سالروز رحلت جانگداز وجانسوزش سهمی داشته باشیم
و خودمان با کوله باری از عشق راهی شمال می شویم
شاید آب دریا مرهمی باشد بر سوز دلمان

پدر: ... غلط می کنی دختر! واسا بری خونه شوهر بعد هر غلطی دلت خواست بکن!!!!!!!!
.
.
.
.
.
.
.
شوهر: ... غلط می کنی زن! فک کردی اینجا خونه باباته هر غلطی دلت خواست بکنی؟!!

عزيزم فراق يعني :
دوري ،
دوري يعني:
دلتنگي،
دلتنگي يعني:
تو،
تو:
يعني همه دنياي من

سگی نزد شیر آمد گفت:
بامن کشتی بگیر
شیر سر باز زد
سگ گفت:نزد تمام سگان خواهم گفت
شیر از مقابله با من می هراسد
شیر گفت
سرزنش سگان را خوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنند
که با سگی کشتی گرفته ام.....!

شیطان هرکاری کرد آدم سیب نخورد
رو کرد به حوا گفت : بخور واسه پوستت خوبه !

 

آخه فک و فامیله که داریم؟

تو عروسی یکی از فامیلا دلار میریختن رو سر عروس و داماد! حمله به دلارا سی مجروح به جا گذاشت!
 فرداش همه رفتیم صرافی یارو گفت دلارا تقلبیه!

پسره فامیلمون رفته خارج 2 هفته با فیلتر شکن میرفته تو فیسبوک بعد از 2 هفته فهمیده نیازی به فیلتر شکن نیست!


دارم غرمیزنم این چه قیافه ایه من دارم. عمه ام میگه غصه نخور زشتا خوش شانس ترن!

دایی بابام (خدا بیامرز) وقتی ما رو نصیحت میکرد، می گفت: پدر مادراتون بهتون یه حرفی میزنن، تو روشون بگین چَشــــم، ولی تو دلتون بگین:پـــــــــَشـــــــــــــم! یا بگین کشک!

دختر دایی بنده رفته دندونپزشکی عصب کشی کنه! طی 3 جلسه از درد دو بار با پا کوبیده به دکتر بدبختش، 4 بار زده تو سرش، دو بار دست دکتر رو چنگ زده خلاصه زده یارو رو لت و پار کرده! امروز همون دکتره اومد خواستگاریش: ایشالله همه جوونا خوشبخت شن!

داداشم زندگیشو داده یه آیپد خریده اونوقت بابام به آیپدش میگه:پاره آجر!

دختر خالم به بچش واسه اينكه شيريني زياد نخوره دندوناش خراب نشه گفته شيريني ها رو شمردم يدونش كم بشه ميزنمت. بچه هم وقتي همه خواب بودن رفته همه شيريني ها رو نصفه گاز زده كه تعدادش كم نشه!
استعدادت تو حلقم!


بابام کچله. یه بار تو حموم به جای شامپو اشتباهی به سرش کف شوی شوما زده! بهش میگیم پدر من روی قوطی رو نخوندی نوشته کف شوی شوما؟ میگه چرا خوندم, نوشته بود برای سطوح صاف!

دعوت مودبانه ي بابام از من براي صرف شام: تَن لَشتو از پشت كامپيوتر جمع كن بيا پاي سُفره پهن شو!

تو اخبار گفت چند نفر تو سوییس کشته شدن، مامانم برگشته میگه:"آخی طفلی ها دم عیدی چه بلایی سرشون اومد"

من هنوز سر اون عیدی هایی که ازم میگرفتن و میرفتن واسم حساب بانکی باز میکردن، اما هیچ وقت ندیدمشون با خونوادم درگیرم!

عمه هام اومدن خونمون، سه تایی دارن پشت سر مادرشوهراشون حرف میزنن. دلم واسه مامانم میسوزه که نمیتونه تو بحثشون شرکت کنه !

مامانم امروز با چشمای اشکـ آلود اومده طرفم و میگه: پسرم تو رو به جوونیت قسم، تو رو به روح پدر مرحومم قسم، تو رو به شیر خودم قسم، دیگه قاشق تو این ظرفای تفلونِ من نزن!

چند سال پيش چادر مادرمو سرم كردم و واسه خنده يهو مادر تا منو ديد جفت دستاشو رو به آسمون برد و از ته دل خدا رو شكر كرد و گفت خدا رو صد هزار مرتبه شكر كه دختر نشدی وگرنه هيچ امام و امام زاده ای هم نميتونست تو رو شوهر بده با اين دماغت!
آخه فک و فامیله که داریم؟

دیشب مامانم خیلی غمگین بود رفتم براش کلی اس ام اس خوندم کلی خندید بعد هی میگفت اینو بهم بده 5000 تومن شارژ فدای یه خنده مامانم J

خواهرزادم کلاس اوله تکلیفشون اینه از ۱ تا ۹۰ بنویسن، حالا این خواهرزاده ما یه عدد مینویسه درازمیکشه یه غلت میزنه یه عدد دیگه یه کارتون می بینه یکی دیگه گرسنه میشه. میگم دایی اینجوری تا صبم تموم نمیشه میگه خسته ام میفهمی خسته!

با مامانم رفتيم مغازه تعميرات تلفن كه تلفن بي سيم خونرو بديم درست كنن. يارو تلفن زده به پيريز بعد با موبايلش زنگ زد كه ببينه زنگ ميخوره يا نه. تلفن كه زنگ خورد مامانم به من ميگه اين آقاهه شماره مارو از كجا داشت؟

تلویزیون داره یه برنامه درباره علائم اعتیاد نشون میده. هر علامتی که میگه مامانم زیر چشمی با شک منو نگا میکنه.

با دختر خالم رفته بودیم بیرون، دوست پسرش ما رو دید اومد جلو گفت: این پسره کیه؟ دختر خالم هم اومد تریپ شاخ و دفاع از من بیاد گفت: هر خری که هست به تو چه؟

پسر خالم کلاس دوم تو امتحانشون یه سوال داشتن که گفته بود: آیا میدانید رود هیرمند به کدام دریا میریزد؟ اینم نوشته بود: بله میدانم!
معلم خوشش اومده بود نمره کامل داده بود.

به خواهرزادم که دوم دبستانه میگم: خوشحالیا، همش تعطیلی؟ میگه: برو دایی واقعا تعطیلیا! اقتصاد کشور فلج شد رفت پی کارش، بعد بمن میگی خوشحالم؟ برو پلی استیشنتو بازی کن دایی!

پسرم شش سالشه اومده با دوربين از من عكس گرفته ميگه: ميخوام بزرگ شدم به پسرم نشونش بدم بگم اين بابام بود! بهش ميگم: پسرت خودش منو ميبينه ديگه. ميگه: معلوم نيست! مگه من باباتو ديدم؟ پسره من دارم؟!

ديشب نشستيم پاي ماهواره سريال عاشقانه ميبينيم. زن داداشم (كه نوعروسم هست) برگشته با عشوه به داداشم ميگه: مهرداد، اگه چي بشه تو منو ميبري طلاق ميدي؟ داداشم خيلي جدي برگشته ميگه: اگه سكه برگرده به همون 400تومن!

پسر داییم میگه خوش به حالت که تک فرزندی! میگم چرا؟ میگه: واسه اینکه برا خوردن ته دیگه مارکارونی کسی نیست شریکت شه! همچین منطقی دارن جوانانه فامیله ما!

نصفه شبي دارم درس ميخونم مادر اومده تو اتاق ميوه داد بهم. خواست بره بيرون گفت زبونتو ببينم! منم زبونمونو در آوردم يهو گفت سلام رکس. بعدم خوشحال و خندان رفت بيرون. نميدونم خنده و شادي به چه قيمت آخه؟

یه عروسی رفتیم از فک و فامیل حزب اللهی به جای ارکستر و دی جی دست میزدن و میخوندن که: صل علی محمد، صلوات بر محمد. به عموم میگم: خجالت نمیکشن؟ یکی از فامیل، نزدیک ما ایستاده بود شنید حرفم رو، برگشته میگه: آقای مهندس چه اشکال داره کمی شادی هم بد نیست.

نشسته بودم سر کلاس مامانم بهم اس ام اس داد: 700 هزار تومن ترمی بابای بدبختت داره واسه دانشگاهت پول میده اونوقت تو سر کلاس گوشیتو چک میکنی ببینی کی اس ام اس داده الاغ؟

نصف شبی خواب بودم دختر خالم 5 سالشه اومده بیدارم کرده میگه خواب دیدم شرک داره منو میخوره. بعد با گریه میگه: برو سی دیشو بیار بشکونیم!

خواب بودم، پسرداییم رفته سروقت گوشیم اسم خودشو به Irancell تغییر داده، روز و شب بهمSMS میده مشترک گرامی روز جهانی معلولین ذهنی بر شما مبارک!

پسر داییم عکس عروسی مامان و باباش و گذاشته تو فیس بوک، خودشو تگ کرده رو خشتک باباش!

با بابام حرفم شده، میگه: واس خاطر چهل تومن یارانه باید این الدنگ رو تحمل کنیم!

پسرخالم اومده خونمون میگه یه ماه دیگه میخوام برم ایتالیا! داداشم بهش گفت روزه ای؟ پسرخالم گفت: آره، داداشم: الان گوه زیادی خوردی روزت باطل شد!

سر صبح از خواب بیدار شدم میگم: سلام بابای مهربونم. میگه: سلام گرگ بی طمع نیست باز پول میخوای؟ پولاتو چه کار میکنی؟ نکنه معتاد شدی؟ بدبخت ترک کن؟ بعد 5 دقیقه تیکه انداختن میگه شوخی کردم میخواستم خواب از سرت بپره!

ساعت 5 دارم میرم بیرون به بابام میگم: 12 میام. میگه: آخه تو به درک، اون دختره صاحاب نداره؟!

 

نقشه خرید


 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

جملات نغز


هیچی مثل این مساله رو اعصاب نمیره که :

 
 با یه نفرخداحافظی کنـیـــــم، بعد هم مسیر بشیــــــم...
 
بعد کنار هم هی راه بریــــــم...
 
 بعد سرعتــــمون رو کم و زیاد کنیـــم که بیشتر از این ضایع نشیــم !
 
     
 
 
 
روز تولدم مامانم ميگه :”،برو جارو و گردگيري کن،

شب مهمونا ميان.

ميگم: مامان من تازه به دنيا اومدم،برم جارو کنم؟

رفته زير پتو ميگه :

من هم تازه زاييدم، بايد استراحت کنم !!!!

       
 

ما همون نسلی هستیم که وقتی بمیریم هم

باید از اون دنیا به مامانمون زنگ بزنیم

بگیم رسیدیم!!

 
      
 
 ارسطو را گفتند: "ادب از که آموختی؟"
.
.
.
.
.
.
.
ارسطو قدری نگریست و گفت:
 
نه! وجدانا کجای قیافه ی من به لقمان می خوره؟!
       
تفاوت روزای هفته تو بهشت و جهنم :

بهشت : شنبه - شب جمعه - دوشنبه - شب جمعه - چهارشنبه - شب جمعه - بازم شب جمعه

جهنم : عصر جمعه - 22 بهمن - عصر جمعه - 14 فروردین - عصر جمعه - 1 مهر - بازم عصر جمعه....
 
        
تروخدا ديگه تکنولوژي بيشتر از اين پيشرفت نکنه!
 
ما نمي‌تونيم بخريم هی الکي حسرت مي‌خوريم... 
       

نسلی هستیم که پشت نیسان و خاور خوندیم عاقبت فرار از مدرسه
 
 اما پشت هیچ لکسوز و بی ام دبلیویی ننوشته بود عاقبت چی!!! 
       
 
این روز ها دلم میخواد دستت رو بگیرم و...
 
 از ذهنم پرتت کنم بیرون!!

 
       
 
 
به نسل های بعدی بگویید: نسل ما نه سر پیاز بود و نه ته پیاز...
 
نسل ما خود ِ پیاز بود که هرکی دیدمون، گریه کرد...

       
 
ما بچه بودیم یه بازی بیخود بود به نام :

«همه ساکت بودند ناگهان خری گفت»

صد برابر پلی استیشن ۳ لذت داشت !
 
 
       
 
ترجیح میدم مجرد باشم و به همسر فکر کنم

تا این که همسر داشته باشم و به مجردی فک کنم...!
       
 
خدایا چی دیدی تو سوسک که بهش بال دادی؟؟

نه واقعا واسم سواله

در من ندیدی، در اون دیدی اونوقت ... !!!

 
        

گوجه سبز به صورت :

" یه گاز "

فروخته نمی‌شود!

لطفا سئوال نفرمایید. 

حتی شما دوست عزیز ...
       
 
 
پروردگـــــــــــارا نسل هر چی خــــــــــر از دنيا منقرض کن

بلکـــــــــه بعضـــیا الگــــــــــوی بهتری واسه خودشون پيدا کنن...
 
       
آخ آخ باز هوا داره گرم میشه
 
باز اینایی که با صندل جوراب می پوشن تو خیابون دلبری میکنن لامصبا... 
        
من اگر به جای نیمه ی گمشدم
 
دنبال دایناسور میگشتم تا الان یقینا پیدا کرده بودم! 
        
یارو به زنش:
 
اگه بچه پسر بود اسم بابای منو میذاریم
 
و اگه دختر بود اسم بابای تورو!! 
       
 
 
درد و دل یارو:

یه دوست دختر نداشتیم تولدشو یادمون بره بهش بربخوره قهر کنه بزاره بره از دستش راحت شیم...!
 
 
       
 
 
زنه سکته ناقص میکنه

شوهرش میگه: تو چرا هیچ کاری رو درست انجام نمیدی؟ 
       
  
یه سواله که خیلی وقته ذهنم رو مشغول کرده....
 
چرا با اینهمه پیشرفت تکنولوژی
 
نوار غزه به سی دی تبدیل نشده؟؟
 
 
       
 
 
دوست دخترم بهم اس.ام.اس داده :

همه چیز بین ما تموم شده، میخوام ترکت کنم!

دو دقیقه بعد دوباره اس.ام.اس زده:

ببخشید عزیزم! شماره رو اشتباه زدم!

یعنی هنوزم هنگم!! 
       
 
هیچ چیز را چشم بسته قبول نکنید !
 
حتی سخنان بزرگان را...
 
بزرگمهر میگفت: سحرخیز باش تا کامروا شوی...
 
دروغ میگفت...
 
باور نکنید
 
دورو بر ما سحرخیزها
 
یا کله پز شدند یا نانوا... 
       
 
 
من آخرش با یخچال ازدواج می کنم!

وقتی خوشحالی میری در یخچالو وا میکنی!

وقتی ناراحتی میری در یخچالو وا میکنی!

وقتی کسلی میری در یخچالو وا میکنی!

داری با تلفن حرف میزنی میری در یخچالو وا میکنی!

... 
وقتی نمیدونی چته! میری در یخچال و وا میکنی!

و...

آخه موجود اینقدر سنگ صبور !!
 
 اینقدر محرم؟ اینقدر با حوصله!!

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

برای دوران نامزدی

دوران نامزدی، دوره‌ای کاملاً حساس است که در آن دختر و پسر باید به شناخت یکدیگر بپردازند. در این دوران جوانان با فرصت دادن به هم می‌توانند بیشتر طرف مقابل را بشناسند. در این برهه از زمان، دختر و پسر آنچه که هستند، رفتار کنند. البته باید بدانید که با یک و یا دو جلسه نمی‌توان راهکارهایی را در نظر گرفت که یکدیگر را بشناسند. اما با بررسی، تحقیق و تفحص می‌توان به شخصیت و خصوصیات رفتاری فرد تا حدودی پی برد. دوران نامزدی به دختر و پسر فرصت می‌دهد که در موقعیت‌های اجتماعی قرار گیرند، به شخصیت واقعی همدیگر بیشتر، دست پیدا خواهند کرد و حتی می‌توان رفتار آنها را متناسب با موقعیت سنجید.در ادامه مطلب به راهکارهایی برای شناخت بیشتر جوانان از یکدیگر در دوران نامزدی می‌پردازیم.
دوران نامزدی چیست؟
وقتی رابطه سالمی در دوران نامزدی وجود داشته باشد شما احساس خوبی دارید. با هم کارهایی را انجام می‌دهید و با هم حرف‌هایی می‌زنید و تمام این موارد به هر دوی شما احساس خوشی می‌دهد. این دوران می‌تواند چند هفته، چند ماه و حتی چند سال طول بکشند؛ چرا که هر دو طرف از بودن در کنار هم راضی هستند.  در یک رابطه سالم صداقت و احترام جایگاه ویژه‌ای دارد. شما به حرف‌های هم گوش می‌دهید، به نظرات یکدیگر احترام می‌گذارید و سخن درست را از یکدیگر می‌پذیرید.

در دوران نامزدی ارتباط درست برقرار کردن اهمیت زیادی دارد. شما از اینکه نامزدتان از احساس و فکر شما با خبر شود، احساس ناراحتی نمی‌‌کنید، می‌توانید به راحتی با هم بحث و گفت‌وگو کنید و به نتیجه‌ای برسید که برای هر دو شما خوب است. وقتی که تصمیم می‌گیرید زندگی مشترک را با کسی که متناسب با عقاید و نظرات‌تان است شروع کنید (و البته نیاز به زمان بیشتری برای شناخت یکدیگر دارید)، ابتدا با او در دوران نامزدی آشنا می‌شوید با اخلاق و خصوصیات رفتاری و عقاید طرف مقابلتان و اینکه مناسب هم هستید یا نه! دیگر مسأله یک دوستی و رابطه دوران نوجوانی و دبیرستانی نیست و موضوع بسیار گسترده‌تر است. شما و کسی که برای زندگی مشترک انتخاب کرده‌اید، باید به خواسته‌ها و نیازهای یکدیگر احترام بگذارید و اوقاتی را نیز با دیگران سپری کنید.

 یک نامزدی ناسالم چگونه رابطه‌ای است؟
در یک نامزدی ناسالم، احساس شما درست متضاد آن چیزی است که دوست دارید. احساس اینکه رابطه‌تان ناسالم است، کاملاً برای‌تان مشخص است. در مورد فرد مقابل‌تان احساس خوبی ندارید و فکر نمی‌کنید که سرانجام خوبی داشته باشید. همیشه داشتن یک رابطه ناسالم به این معنا نیست که در آن یک فرد مورد سوء استفاده قرار بگیرد و دیگری سوء استفاده کننده باشد. سوء استفاده می‌تواند تعابیر دیگری نیز داشته باشد و فرد از نظرکلامی و احساسی نیز مورد استفاده قرار بگیرد و این اتفاق باعث خشونت هر دو طرف می‌شود.

علائم نامزدی‌های ناسالم
وقتی که نامزدتان بسیار حسود است و احساس مالکیت زیادی به شما دارد. حتی وقتی که با دیگری حرف می‌زنید به شدت دچار خشونت می‌شود؛ به خصوص اگر فرد دیگری که با او حرف زده‌اید، جنس مخالف‌تان‌ باشد. به طور کلی روابط اجتماعی شما با دیگران او را عصبانی می‌کند.  احساس ریاست می‌کند، تمام تصمیم‌گیری‌ها با اوست و او باید تعیین کند که چه باید بکنید و چه نباید بکنید.  او به شما می‌گوید که چه چیزی بپوشید و چه نپوشید و کجا می‌توانید بروید و کجا نمی‌توانید بروید.  او با دیگران نیز بیشتر دچار مشکل و نزاع می‌شود و به طور کلی خشن است و زود کنترلش را از دست می‌دهد.  به شما ناسزا می‌گوید و با ادبیات نامناسبی با شما حرف می‌زند.  به خاطر مشکلات خودش شما را سرزنش می‌کند و شما را مسبب مشکلاتش می‌داند.  در حضور دیگران به شما بی‌احترامی می‌کند.  گاهی اوقات با شما از نظر فیزیکی درگیر می‌شود و حتی ممکن است به شما آسیب‌های جسمی برساند. به شما احساس رعب و وحشت می‌دهد. مثل این است که همیشه روی پوسته تخم‌مرغ راه می‌روید و هر لحظه ترس ترک خوردن و زمین خوردن دارید.

 چرا برخی افراد خشن‌تر از دیگران هستند؟
دلایل بسیاری برای این مسأله وجود دارد. فردی که در یک خانواده پر از خشونت بزرگ شده است، فردی که در کنترل عصبانیت خود مشکل دارد و فردی که از جانب دیگران تحت فشار است دچار رفتارهای خشونت‌آمیز می‌شود. مصرف برخی داروها و الکل‌ نیز به خشونت این افراد دامن می‌‌زند. در هر صورت دلیل خشونت این افراد هر چه که باشد، شما نیستید و او به خاطر اشتباهات شما دچار این حالت نمی‌شود.

چرا بر خی دوران نامزدی ناخوشایند را ادامه می‌دهند؟

اگر دوران نامزدی‌تان بسیار بد است، چرا باید به آن ادامه داد؟ بله خارج شدن از رابطه‌ای که در آن مورد سوءاستفاده هستید، کار دشواری است، چرا که خشونت‌های فرد مقابل‌تان مثل یک چرخه معیوب دنبال دارد و شما را تحت الشعاع قرار می‌دهد. فرد سوء استفاده‌کننده رفتار ناخوشایندی دارد، اما به شما قول می‌دهد که دیگر آن را تکرار نکند و به شما آسیبی نرساند، ولی افت و خیزهای دوران نامزدی او را دوباره در موقعیتی قرار می‌دهد که مجدداً دچار خشونت می‌شود. هر بارامیدوار می‌شوید که او دیگر رفتارهای نادرستش را تکرار نمی‌کند، ولی مدتی بعد ناامیدتان می‌کند. گاهی اوقات فرد رابطه ناسالمش را تمام نمی‌کند؛ زیرا از فردی که با او رابطه دارد می‌ترسد و نگران آسیب‌های بعدی‌ است. همچنین قضاوت‌های اطرافیان، ترس از تنها شدن، ترس از مورد سرزنش دیگران قرار گرفتن، ترس از دست دادن برخی حمایت‌ها و … باعث می‌شوند که ترک کردن آن رابطه ناسالم برای فرد دشوار شود.
چرا باید چنین رابطه ناسالمی را ترک کرد؟
این روابط روی خواب شما اثر می‌گذارند، باعث سردرد و دل دردهای شدید می‌شوند، احساس افسردگی می‌کنید، غمگین و نگران و عصبی می‌شوید، کمتر می‌توانید روی چیزی متمرکز شوید، خود را سرزنش می‌کنید، به دیگران نمی‌توانید اعتماد کنید. اغلب عصبی هستید. اعتماد به نفس‌تان از بین می‌رود، دیگر به سختی می‌توانید خودتان را باور داشته باشید احساس می‌کنید که یک قربانی هستید احساس درد می‌کنید و دیگر به هیچ‌چیز حس خوبی ندارید به خاطر تمام این دلایل هر چه زودتر باید رابطه ناسالم‌تان را ترک کنید.

چطور می‌توان خود را از نامزدی ناسالم نجات داد؟
ابتدا باید به این مسأله فکر کنید که شما در دوران نامزدی ناسالم هستید یا نه، بعد با فردی که هم باتجربه است و هم قابل اعتماد، موضوع را در میان بگذارید. به او بگویید که چرا فکر می‌کنید رابطه‌تان ناسالم است. برای توصیف و توضیح دقیق‌تر موقعیت‌ها، در مورد علائم هشداردهنده فکرکنید. فهرستی از آنها را برای خودتان تهیه و موقعیت خود را با آن مقایسه کنید. این فرد قابل اعتماد می‌تواند به شما مشاوره دهد و حتی کمک‌تان کند تا راهی برای رهایی از این رابطه ناسالم پیدا کنید.

گاهی اوقات به هم زدن نامزدی ناسالم خطرناک است و باید طبق یک برنامه مطمئن این کار را انجام داد. برای برنامه‌ریزی خود چند نکته را به خاطر داشته باشید:  موضوع را با یک فرد مجرب و قابل اعتماد، مثل مشاور در میان بگذارید.  به کسی که از شما سوء‌استفاده می‌کند بگویید که دیگر نمی‌خواهید او را ببینید. این را بهتر است در حضور کسی که به او اعتماد  دارید، بگویید تا احساس امنیت بیشتری کنید.  از برقراری تماس با فرد بپرهیزید.  با سایر دوستان و نزدیکان‌تان رابطه برقرار کرده و سعی کنید تنها نباشید.  به جایی که بسیار امن است و در مواقع ضروری می‌توانید به آنجا پناه ببرید، فکر کنید.  امکانات مورد نیاز برای ارتباط برقرار کردن با دیگران در مواقع خطر را فراهم کنید.

برای دوست‌مان که مورد سوءاستفاده بوده است، چه باید کرد؟

به حرف‌های او بسیار با دقت گوش بدهید. بدون قضاوت و سرزنش کردن به حرف‌های او گوش دهید و بگویید که تمام حرف‌هایش را باور دارید و می‌دانید که این اتفاقات به خاطر اشتباهات او نبوده و در واقع او مقصر نیست. به او بفهمانید که همیشه هستید و می‌توانید به حرف‌هایش گوش دهید. به یادش بیاورید که دوستان و خانواده‌اش نیز به فکر او و نگران موقعیتش هستند و می‌خواهند که همیشه در امان باشد. حتی می‌توانید به او راه‌های درست و منطقی به پایان رساندن رابطه ناسالمش را نشان دهید و حتی به یک مشاور معرفی‌اش کنید. به خاطر داشته باشید که به پایان رساندن یک رابطه ناسالم در اغلب مواقع به تنهایی و بدون کمک دیگران صورت نمی‌گیرد. او را تشویق کنید تا مسئله‌اش را با یک فرد قابل اعتماد در میان بگذارد. همراهی و دوستی خود را به او ثابت کنید.

برای فردی که می‌خواهد به نامزدی ناسالمش ادامـه دهـد  چــه بایدگفت؟

اگر دوست‌تان را تشویق کردید که در مورد نامزدی ناسالمش با یک فرد قابل اعتماد صحبت کند و از او مشاوره بگیرد، ولی او همچنان سعی در پنهان کردن رابطه ناسالمش از دیگران می‌کند، هرگز به او نگویید که بین شما و کسی که با او رابطه ناسالم دارد، یکی را انتخاب کند. این کار باعث می‌شود که او دیگر احساسش را به شما نگوید. رازهایی که طی این مدت با شما در میان گذاشته، پیش کسی فاش نکنید و اعتماد او را به خود جلب و در عین حال تلاش کنید او را به سمت عاقلانه و منطقی رفتار کردن سوق دهید. از هر ۱۰ رابطه، ۱ رابطه با خشونت‌های فیزیکی و آزاردهنده همراه است. اگر خودتان درگیر این رابطه نیستید، شاید یکی از دوستان‌تان این درگیری را داشته باشد. کمک کردن به دوستی که در چنین رابطه‌ای گرفتار شده است، مسئله‌ای نیست که با بی‌تفاوتی از کنار آن رد شوید. باید قبل از آنکه آسیب جدی به او وارد شود، به کمکش بشتابید. دوران نامزدی بخش بسیار مهم زندگی هر فرد است و باید سرگرم‌کننده و مفرح باشد، نه آزاردهنده و رعب‌آور.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

واقعاً چطور میشه بفهمید با فردی مناسب ازدواج کرده‌اید؟

 

http://www.pcparsi.com/uploaded/pcd2e8415794532abbc8ca458fa4d8cc7a_249676136.jpg

هر رابطه‌ای یک چرخه دارد. در ابتدا، شما عاشق همسرتان می‌شوید. مدام منتظر تماس‌ها و نوازش‌هایش هستید و خصوصیات و شخصیت همسرتان برایتان جذابیت زیادی پیدا می‌کند.
اینکه عاشق همسرتان شوید کار سختی نیست. درواقع، تجربه‌ای بی‌اختیار است که هیچ چیز آن دست خودتان نیست.
درمورد آدمهای عاشق گاهی می‌گویند در دام عشق افتاده است. به تصویری که این جمله به ذهنتان می‌آورد فکر کنید. نشان می‌دهد که هیچ چیز دست خودتان نبوده است و ناغافل و بدون کنترل و اراده خودتان در آن اسیر شده‌اید!
عاشق شدن آسان است. عاشق شدن تجربه‌ای منفعل و خودبه‌خودی است. 
اما بعد از گذشت چند سال از ازدواج، آن رضایت‌مندی و شادی اوایل ازدواج ناپدید می‌شود. این چرخه طبیعی هر رابطه است. شاید کُندتر اتفاق بیفتد اما حتماً می‌افتد. تماس‌های تلفنی کم‌کم آزاردهنده می‌شوند (اگر تماسی وجود داشته باشد!)، ناز و نوازش عاشقانه همیشه خوشایند نیست و خصوصیات همسرتان خیلی وقت‌ها نه‌تنها به نظرتان جذاب نمی‌آید بلکه دیوانه‌تان می‌کند.
علائم این مرحله در هر رابطه متفاوت است اما اگر به ازدواج خودتان فکر کنید، متوجه یک تفاوت شگرف بین مرحله اولیه و مرحله راکدتر یا حتی عصبانی‌تر خواهید شد.
در این نقطه، شما و همسرتان از خود می‌پرسید، "آیا با فرد مناسبی ازدواج کرده‌ام؟" و از آنجاکه شما و همسرتان به عشقی که در ابتدا داشتید فکر می‌کنید، آرزو می‌کنید که کاش آن تجربه را با فردی دیگر داشته باشید. اینجاست که ازدواج‌ها برهم می‌خورد. افراد همسرشان را دلیل نارضایتی خود می‌دانند و برای ارضای خود در خارج از زندگی زناشویی جستجو می‌کنند.
رضایت خارج از زندگی زناشویی به شکل‌ها و روش‌های مختلف صورت می‌گیرد. بی‌وفایی و خیانت مشخص‌ترین آن است. اما گاهی‌اوقات افراد به کار، یک سرگرمی، مذهب، دوست، تلویزیون یا موادمخدر روی می‌آورند.
اما پاسخ این معما خارج از ازدواجتان نیست. دقیقاً درون آن است.
منظورمان این نیست که نمی‌توانید عاشق کسی دیگر شوید. می‌توانید و به طور موقت احساس خوبی پیدا می‌کنید. اما باز هم با گذشت چند سال به همین وضعیت می‌رسید. زیرا رمز موفقیت در ازدواج پیدا کردن فردی کامل و بی عیب نیست، یاد گرفتن این است که کسی که پیدا کرده‌اید را دوست بدارید.
عشق ماندگار تجربه‌ای منفعل و خودبه‌خودی نیست. همینطوری برایتان اتفاق نمی‌افتد. عشق ماندگار "پیداکردنی" نیست. باید آن را به مروز زمان بسازید. این عشق نیازمند صرف زمان، تلاش و انرژی است. و مهمتر اینکه، نیازمند خِرد است. باید بدانید که برای ماندگار کردن عشقتان چه باید بکنید.
اشتباه نکنید. عشق معما نیست. کارهای خاصی هست که می‌توانید برای موفقیت در ازدواجتان انجام دهید.
همانطور که دنیا قوانین ظاهری دارد (مثل جاذبه زمین)، روابط هم قوانینی برای خود دارند. درست مثل اینکه یک رژیم‌غذایی و برنامه ورزشی خوب شما را از نظر جسمی قوی‌تر می‌کند، یکسری عادات خاص در رابطه نیز ازدواجتان را مستحکم‌تر می‌کند. یک رابطه علت و معلولی مستقیم است. اگر قوانین آن را بدانید و رعایت کنید، نتایج آن قابل پیش‌بینی خواهند بود. 

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 13 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀


همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم
که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود …

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ولی پدر ...

یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمی بیند و نمی داند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

بیایید قدردان باشیم و در آستانه روز پدر، سلامتی پدر و مادرهامون رو از خدا بخواهیم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

در آستانه
 15 خرداد 91 (سیزدهم رجب) مصادف با سالروز
ولادت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و روز بزرگداشت پدر
برای تمام پدران گل ایرانی آرزوی سلامتی و طول عمر داریم
و امیدواریم بتونیم فرزندانی قدر شناس باقی بمونیم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

به یمن لطف تو بختم بلند خواهد شد
سرم به خاك رهت ارجمند خواهد شد

لبی كه زمزمه درد می كند شب و روز
به یمن روی تو پر نوشخند خواهد شد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

پیشاپیش روزت مبارک پدر

نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

 

 

 

برای کاهش استرس و مقابله آ‌ن حتما از استرس هایتان با اطرافیان صحبت کنید. 

مبارزه با استرس از مهم ترین کارهایی است که موجب می شود از گذران عمر بهره ببرید.

1- از استرس هایتان حرف بزنید
با یک فرد صبور و رازدار و یک دوست واقعی مشکلات خود را بازگو کنید تا وزن آنها را کم کنید، علاوه بر آن معمولا وقتی سفره دلتان راجلوی کسی بازمی کنید، او هم از مشکلاتش با شما حرف می زند و متوجه می شوید که در این دنیا، تنها شما نیستید که مشکل دارید و این یعنی آرامش.

2- فقط به زمان حال فکر کنید
گذشته و آینده تان را خیلی جدی نگرید
اصلا به کوتاهی های که هر گذشته در حق خودتان کرده اید فکر نکنید.

3- ترس ازحوادث از خود آن چیز سخت تر و دردناک تر است.

4- به خودتان استراحت بدهید
گاه کمی تنهایی، کمی بچگی کردن یا هر چیزی که شاید دوست داشته باشید که بتواند از دنیای واقعی دورتان کند و خستگی را فراموش کنید.

5- ورزش دشمن استرس است
هر نوع ورزش یا نرمشی که دوست دارید و با بدن شما هماهنگی دارد می تواند استرس را از جسم و روحتان دور کند.

6-واقع بین باشید
بشتر استرس افراد به این دلیل است که روی افکار خود کنترل ندارند.

7-زندگی، میدان مسابقه اسب دوانی نیست
خودتان را دایم با دیگران مقایسه نکنید، مقایسه کردن و رقابت پیشگی استرس زا است.
زندگی ساده تر از چیزی است که تنها فکرش را می کنید
پس هیچ دو نفری لزوما نباید مثل هم باشند خودتان باشید.

8-از مواجهه شدن با عوامل ترس زا هراس نداشته باشید. ترس، تولید استرس می کند.
وقتی به هر علت یا بیماری دچار درد می شوید از مراجعه به پزشک نهراسید یا مثلا وقتی باید به دندان پزشک بروید در واقع نیم ساعت جنگیدن با درد، بهتر از یک عمر زندگی با ترس و درد است.

9- خوب بخورید و بخوابید، شعارتان ( بی خیال دنیا) باشد 
فردی که درست نخوابد و خوب نخورد، مغزش درست کار نمی کند آدم وقتی گرسنه و خسته است یک وزنه یک کیلویی را هم نمی تواند بلند کند، چه برسد به یک فکر چند کلیویی!!!

10- بخندید (بخندید)
همه مشکل دارند
یاد بگیرید به مشکلات دنیا بخندید.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

فقط برای یک لحظه لبخند
 

 

 

 

 

 دايناسوره به دوست دخترش ميگه مياي بريم سينما …ميگه نه!… مياي بريم شام.. ميگه نه! ..مياي بريم خونمون… ميگه نه!….. دايناسوره ميگه … به درک خوب همين کارا رو کردي نسلمون منقرض شد ديگه!

 

                 

 

يك گوسفند باپدر ومادرش دعواش ميشه ميره سر خيبابون ميگه دربست كشتارگاه

 

                 

 

یه رشتیه میره دست شویی زلزله میاد همون جا میمیره
وقتی میخواستن تشییع جنازه اش کنند میگن: این گل پرپر از دیار رشته
رفته بشاشه دیگه برنگشته

 

                 

 

 اندر حکايت اختلاس بزرگ:
شهرام جزايري: «منو از اينجا بيارين بيرووووون... اينا دارن منو مسخره ميکنن... به من ميگن آفتابه دزد!!!» 
at wits' end

 

                 

 

 يکي از نمونه هاي بارز تهاجم فرهنگي اينه که:سالهاست در توليد گوجه فرنگي خود کفا شديم اما هنوز اسمش به گوجه ملي تغيير نيافته!

 

                 

 

پس از مرگ از شخصي پرسيدند :
جواني خود را چگونه گذراندي ؟
ندايي از عرش برآمد که :
بدبخت ايرانيه ،
ولش کنين ،
برين سراغ سوال بعدي.... 
silly

 

                 

 

منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: "این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمیتونی‌ باز کنی‌!

 

                 

 

عمو زنجیر باف جان
ضمن عرض سلام و خسته نباشید
جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
یک گِلگی داشتم از حضورتون ...
شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
... پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
مشکلتون دقیقاً چی بود؟
مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟ 
waiting

 

                 

 

فقط یک زن ایرانی می تونه روزی چند ساعت برنامه آشپزی نگاه کنه و چند تا دفتر هم پر کرده باشه و آخرش همون کوکوسبزی برای شوهرش درست کنه!

 

                 

 

هیچ وقت کار امروز رو به فردا ننداز...
فردا یه عالمه کار داری،
قشنگ بندازش واسه دو سه هفته دیگه که خیالــــــــــــــتم راحت باشه

 

                 

 

توی شهر بازی تو بعضی از این وسایل بازیش باید یه دکمه ی "غلط کردم" هم بزارن

 

                 

 

دختره تلفن دوست پسرش زنگ میخوره برمیداره جواب میده
یارو میپرسه:شما؟
دختره میگه:من خواهرشم…شما؟؟؟
طرف میگه:من همین الان فهمیدم مادرتم!! نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 10 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

عکس های منتخب رومانتیک


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 تکنیک برای افزایش اعتماد به نفس

 

 
عضویت در جذاب ترین گروه اینترنتی | Www.TodayPix.Ir
 

زمانیکه پا به عرصه این دنیا می گذاریم، با اعتماد به نفس  کامل وارد جهان می شوید. یک نوزاد آنقدر اعتماد بنفس دارد که کافیست با قدری گریه کردن به هر چیزی که می خواهد برسد: غذا، عوض کردن پوشک، ناز و نوازش، ارتباط برقرار کردن، آرامش، در آغوش کشیدن و غیره. 

 


اگر نیازهای کودک فوراً برآورده و احساسات کودک بدون هیچ قید و شرطی پذیرفته شود، وی رشد کرده و پیشرفت می کند. اما اگر نیازهای اولیه آنها برای بقای فیزکی و احساسی به صورت ناپیوسته و ضعیف برآورده گردد، اعتماد بنفس / عزت نفس کودک به مرور زمان کاهش پیدا میکند.

 اگر شرایط فوق کماکان به قوت خود باقی بماند، کودک به مرور زمان احساس می کند به اندازه کافی خوب نیست که دیگران برای او اهمیت قائل نمی شوند. بزرگسالانی که شرایط فوق را در زمان کودکی تجربه کرده اند باید یک بازنگری کلی نسبت به خود داشته و مجدداً اصول اعتماد بنفس را در خود پایه گذاری نمایند.


عضویت در جذاب ترین گروه اینترنتی | Www.TodayPix.Ir
 

1- از خودتان سوال کنید: "بدترین نتیجه چیست؟" بیش از اندازه مسائل را در ذهن خود پر اهمیت جلوه ندهید، پیش از اینکه اتفاقی بیفتد، نگران خوب یا بد شدن آن نباشید. میزان انرژی انسانها نامحدود است، بنابراین سعی کنید از آن در جهت بنا کردن روابط موفق، ارتقای شغلی، و رسیدن به اهدفتان کمک بگیرید نه در راه تلف کردن این انرژی آن هم برای نگرانی حول محور اتفاق هایی که هنوز به وقوع نپیوسته اند. زمانی دست بعمل بزنید که قدرت کنترل بر روی مسائل را داشته باشید. تا جایی که می توانید از انرژی خود در راه صحیح استفاده کنید.

2- خودتان را از شر نق زدن و صداهای منفی درونی خلاص کنید. این صداهای منفی و منتقد درونی جلوی هرگونه پیشرفتی را می گیرند. برای رهایی از این صداها می توانید در ذهن خود یک کلید کنترل صدا خلق کنید و هر گاه احساس کردید که تن این صداها در حال بالا رفتن است، پیچ کنترل صدا را بچرخانید تا دیگر اثری از آن باقی نماند؛ یا می توانید گوینده ی این صداها را شخصیت های کارتونی در نظر بگیرید. فکر می کنید اگر دانل داک یا میکی موس از شما انتقاد کنند، باید آنها را جدی بگیرید؟ هدف این است که به هر حال به طریقی بتوانید خودتان را از این صداها رهایی بخشید. اگر دائماً صداهایی که در سرتان وجود دارد در حال انتقاد کردن باشند، فلج می شوید و هیچ کاری نمی توانید انجام دهید. از سوی دیگر اگر صداهای افراد مضحکی را بشنوید که در حال انتقاد از شما هستند، به آنها ریشخند زده و به راهتان ادامه می دهید.

3- زمانیکه قرار است کاری را برای اولین بار انجام دهید، از همین حالا در ذهن خود مجسم کنید که آن کار را با موفقیت به پایان رسانده اید. چشم هایتان را روی هم بگذارید و در ذهن خود به وضوح تجسم کنید که در کلیه برنامه ریزی ها موفق بوده اید و نتیجه کار چیزی جز افتخار و کامیابی نبوده است. ذهن شما تفاوت میان تجسم های واضح و اموری که در حقیقت اتفاق می افتند را نمی داند. به همین دلیل با بکارگیری هر 5 حس خود آن را تا آنجا که می توانید به وضوح و واقعیت عینی نزدیکتر سازید.

4- فردی را پیدا کنید که در زمینه فعالیت شما متخصص است و از کارهای او الگو برداری کنید. رفتارها، نگرش ها، ارزش ها،  و اعتقادات وی را در زمینه  مورد نظر سرمشق خود قرار دهید؛ چگونه می توانید این کار را انجام دهید؟ در وهله اول اگر به افراد مورد نظر دسترسی داشتید که می توانید مستقیماً با آنها صحبت کرده و تا آنجایی که می توانید خود را در همنشینی و مصاحبت انها قرار دهید. همچنین می توانید با کسانیکه که شخص مورد نظر را می شناسند به گفتگو بپردازید و اگر محصولی دارند، آنرا خریداری نموده و روی آن تحقیق کنید.

 

عضویت در جذاب ترین گروه اینترنتی | Www.TodayPix.Ir

 

5- نگرش "چنانکه" را در خود پرورش دهید. طوری از خود واکنش نشان دهید "چنانکه" رفتار و یا ایده ای که آرزویش را دارید، در شما وجود دارد. به عنوان مثال فرض کنیم که شما علاقه دارید تا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید. از خود سوال کنید اگر اعتماد بنفس بالایی داشتم در این شرایط چه واکنشی از خود نشان می دادم؟ چه احساسی داشتم؟ چگونه صحبت می کردم؟ طرز تفکرم چطور بود؟ صداهای درونی ام چگونه با من صحبت می کردند؟ و .... با مطرح نمودن یک چنین پرسش هایی و پاسخ دادن به آنها، شما خودتان را مجبور می کنید که به سمت وضعیت اعتماد بنفس پیش بروید. همانطور که نگرش "چنانکه"  را پیش می گیرید متوجه خواهید شد که دست از سرزنش خود بر می دارید و نگرش جدید مثل یک عادت جزئی از رفتار ها و کنش های طبیعی شما می شود. ظرف 30 تا 45 روز این نگرش به صورت یک رفتار عادی خود را در روزمرگی های زندگیتان نمایان می سازد.

6- خودتان را در آینده مجسم کنید. شاید اندکی رعب انگیز و وحشت آور باشد، اما مطمئن باشید که نتیجه ی خوبی از آن بدست می آورید. خودتان را در بستر مرگ در نظر بگیرید که دوستان و خانواده در اطراف شما جمع شده اند. در این حال به مرور زندگیتان بپردازید. آیا واقعاً این همان چیزی است که می توانید از زندگی خود برای اطرافیانتان تعریف کنید؟ فکر نمی کنم! پس سعی کنید همین حالا تصمیمات مناسبی را اتخاذ نمایید تا روند زندگی خود را به طور کلی تغییر دهید.

7- به خاطر داشته باشید زمانیکه دنبال کاری نمی روید، شانس موفقیت در آن را به طور 100% از دست می دهید. وقتی جسارت به خرج ندهید، به هیچ چیز نمی رسید. برای آنکه به چیزهایی که می خواهید دست پیدا کنید، باید آنها را با تمام وجود خود بخواهید. اگر دائماً به دنبال چیزهایی که می خواهید باشید، مطمئناً به آنها می رسید. زمانیکه ذهن خود را بر روی اهدافتان متمرکز می کنید، به این مسئله هم فکر کنید که افراد زیادی هستند که آماده کمک به تحقق ساختن رویاهای شما هستند. دیگران به شما کمک می کنند چراکه می دانند یک روزی خودشان هم نیازمند کمک هستند و شاید آن روز شما به آنها کمک کردید. زمانیکه نسبت به تحقق امری اعتقاد داشته باشید، بی شک روزی می رسد که افکار شما جامه ی عمل پیدا می کنند، من شما را دعوت به پذیرفتن این نگرش می کنم

نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 جــــمــــلــه روز ! 
يك درخت هرچقدر هم بزرگ باشد، با يك دانه آغاز مي شود؛ طولاني ترين سفرها با اولين قدم آغاز مي گردد
(لائوتسه)

 

بعد از مرگم
 

وصیت می‌کنم بعد از مرگم ....


... از بوی گلاب بدم می آید، همون آب معدنی کفایت می کند، نگید این رانی هلو دوست داشت،
سنگ قبرش رو با رانی بشوریمااا،نوچ میشه !

آقایون فامیل، به خاطر من سه متر ریش نذارید!

خانم های فامیل، خواهشا بالای سر قبرم جیغ و داد نکنید،
باور کنید من از همهمه و شلوغی بدم میومد! مردم، گناه که نکردم!

مراسم ختم من آخوند هم نیارید واسه فامیل، دینی کلاس پنجم رو یادآوری کنه!!!

توی درایو E عکس دارم، خوراک اعلامیه، عکس پرسنلی نذاریداا، اونا جلب ترحم نمی کنه!

بعد از مرگم هنوز میت رو زمین مونده هارد کامپیوترم رو بزارید تو ماکروفر!
یا با چکش خردش کنید! یه کاری کنید درایو D بیشتر بترکه!
فلش قرمزرو که پشت کتابام قایم کردمم را هم حتما بسوزونید
اصلا هم نیاز نیست توشو نگاه کنید که چیه من اندک آبرویی داشتم در این خانواده!!!!!
حواستون باشه ....

روی خرما ها پودر نارگیل نریزید، هم شکلش خز میشه، هم بدمزه میشه!
همون گردو بزارید لاش خیلی حال میده!

شایعه کنید قبل مرگش بهش الهام شده بود میمیره!
از اون دیالوگ هاست که مو به تن سیخ می کنه هااا !!

پنج شنبه ها سر خاکم نیاید چه کاریه؟ ترافیکه!

فیس بوکم رو بلاک نکنید، گاهی باهاش پست بدید بیاد بالا جیگر رفیقام کباب شه!

حتی اونائی که مثل نامه ی یک طرفه فقط براشون ایمیل میفرستادم ...
گاها برام ایمیلی بجای فاتحه بفرستید و یادم کنید 

روحم شاد و یادم گرامی باد !


 

 

ناخدای شجاع

در ایام قدیم یه کشتی باری بود که ناخدای شجاعی داشت.
یک روز دزدان دریایی به کشتی حمله کردند
ناخدا گفت : اون پیراهن قرمز منو بیارید، پیراهن رو پوشید و در کنار ملوانانش مردانه جنگید و دزدان را فراری داد.
از او فلسفه پیراهن قرمز را پرسیدند.
گفت: برای این است که اگر من زخمی شدم و خونریزی کردم، شما نفهمید و روحیه تان را از دست ندهید.
چند بار دیگر هم همین اتفاق افتاد و هر بار دزدان در مصاف با کاپیتان پیراهن قرمز شکست می خوردند.
یک روز دیده بان گفت : 10 تا کشتی دزدان همزمان به ما حمله کرده اند.
همه وحشت کردند یکی دوید تا پیراهن قرمز کاپیتان را بیاورد.
کاپیتان که این دفعه حسابی ترسیده بود گفت: پیراهن قرمز لازم نیست،
اون شلوار قهوه ای منو بیارید !!!! :))))))

 

هشدار هشدار هشدار، حتما مطالعه کنید

اگر اخيرا براي اهداي خون به سازمان انتقال خون مراجعه کرده باشيد،
در کمال تعجب متوجه مي شويد که در کنار سوالا تي مثل ارتباطات جنسي،
سفر به کشورها يا مناطق خاص (مثل تايلند، عراق،...) يا اعمال جراحي
و دريافت خون اهدايي، سوال جديدي به ليست اضافه شده است
تحت عنوان: آيا در چند ماه گذشته آندوسکوپي انجام داده ايد؟!
چرا انجام اندوسکوپي اينقدر پروسه پُرريسکي شناخته شده است؟
چرا احتمال مي رود که کسي که اندوسکوپي کرده، مي تواند
ناقل ويروس هايي مثل هپاتيت B و HIV (بيماري ايدز) باشد تا حدي که از پذيرش خون ايشان
به عنوان خون سالم خودداري مي گردد؟
سعيد اميري کارشناس تجهيزات پزشکي در گفت وگو با مردم سالاري
دو دليل اصلي را براي اين امر مطرح مي کند اول اين که دستگاه هاي اندوسکوپي
لازم است به طور صحيح و دقيق، شستشو و ضدعفوني گردند
که متاسفانه به خاطر مشکلات ذيل اين امر ندرتا در ايران انجام مي شود:
- تراکم بيمار و عدم فرصت کافي براي انجام شستشو و ضدعفوني بين دو بيمار
به ويژه در بيمارستان هاي دولتي- دانشگاهي و بيمارستان هاي تامين اجتماعي و حتي بيمارستان هاي نظامي.
توضيح اين که يک سيکل کامل شستشو و ضدعفوني حداقل 15 دقيقه به طول مي انجامد.
- ترس پزشکان از خراب شدن دستگاه ها به دليل شستشو و ضدعفوني مکرر
و هزينه هاي تعميرات ناشي از آن
- عجله پزشکان براي انجام سريع تر بيماران و تمام شدن کارشان
و مراجعه به مطب يا بيمارستان ديگر
- دستي بودن اکثر شستشو ضدعفوني ها و عدم استفاده از ماشين هاي شستشوي اتوماتيک
و يا استفاده از محلول هاي ضدعفوني نامناسب و ضعيف علت دوم اين است
که در حين انجام اندوسکوپي، معمولا از يکسري ابزار براي نمونه برداري،
تزريق دارو بداخل بافت معده يا روده، برش پوليپ ها و...
استفاده مي شود که به دليل تماس مستقيم با بافت، خون و مخاط بيماران به شدت
آلوده بوده و مي تواند هر گونه ويروس، آلودگي عفوني و ميکروبي را از بيماران قبلي
به بعدي ها منتقل کند. ريسک بالا ي اين گونه ابزارها(به دليل وارد شدن به داخل بافت بيمار)
در حدي است که لا زم است به صورت استريل براي بيماران استفاده گردند.
اين کارشناس تجهيزات پزشکي افزود; ابزارهاي اندوسکوپي دو دسته اند:
الف- يکبار مصرف(غيرقابل ضدعفوني و غيرقابل استريل مجدد کردن) که نبايد براي 2 بيمار استفاده شوند.
ب- چند بار مصرف(قابل اتو کلا و شدن و استريل شدن) ابزارهاي يکبار مصرف معمولا
داراي طراحي ساده بوده و از مواد اوليه بسيار ارزان توليد مي شود به طوري که بيماران بتوانند
از عهده پرداخت هزينه هاي آن برآيند. ابزارهاي چند بار مصرف معمولا طراحي پيچيده تري داشته
و از جنسي است که قابليت استريل شدن و تحمل دماي بالاي اتوکلا و
(وسيله اي که ابزارهاي پزشکي را با دما و فشار بالا استريل مي کند) را داشته باشد.
وي با تاکيد بر اين که: طبق دستوالعمل هاي بهداشتي و کنترل عفونت،
کليه ابزارهايي که با بافت و خون بيماران در تماس هستند، لازم است يا قابل استريل شدن باشند
(که متاسفانه در ايران تقريبا براي ابزارهاي اندوسکوپي انجام نمي شود)
و يا از نوع يکبار مصرف استفاده شوند افزود: متاسفانه در کشور ما اين ابزارهاي ارزان قيمت بارها
و بارها استفاده مي شوند و در بهترين حالت فقط به يک ضدعفوني ساده و کوتاه
و البته ناکافي و ناقص بسنده مي شود.
( به دليل نوع طراحي اين گونه ابزارها، خون و مخاط طوري به داخل آنها نفوذ مي کند
که قابل پاک شدن نيست و لذا ضدعفوني کردن ابزار عملا بي فايده و بي اثر است)
و اين بي توجهي ها توسط افرادي (پزشکان و پرستاران) انجام مي پذيرد که به خوبي
از نتيجه کار خود و فاجعه بعد آن خبر داشته ولي به راحتي اين کار را انجام مي دهند.
وظيفه همه ما اطلا ع رساني به همه هموطنان است تا خودشان مراقب سلامتيشان باشند
تا افراد سودجو يا اهمال کار در هر لباسي نتوانند از بي اطلا عي مردم سواستفاده کرده و سلامتي
ايشان را به خطر بيندازند. اين کارشناس تجهيزات پزشکي در پايان 2 پيشنهاد را به بيماران مطرح کرد
و گفت: اگر براي اندوسکوپي معده (يا کولونوسکوپي روده و يا برونکوسکوپي ريه)
به پزشک يا بيمارستاني مراجعه نموديد: اولا : مطمئن شويد که دستگاه به خوبي شستشو
و ضدعفوني شده باشد. حتما لا زم است دستگاه بين 10 تا 20 دقيقه( بسته به نوع محلول)
در محلول به طور کامل غوطه ور باشد. لذا اگر در آن بيمارستان (يا مطب) يک دستگاه باشد،
مريض ها نمي توانند با فاصله 6 - 5 دقيقه از هم اندوسکوپي شوند!
اگر شک داشتيد مي توانيد از پرستار بخواهيد که دستگاه غوطه ور شده در محلول
را به شما نشان دهد تا خيالتان راحت شود. ثانيا: مطمئن شويد که ابزاري که براي شما استفاده مي شود
( اعم از پنس نمونه برداري، سوزن تزريق و...) استريل باشند.
اگر از انواع يکبار مصرف استفاده مي شود، لازم است از بسته بندي هاي استريل نو
باز شوند که مطمئن ترين حالت است. اگر از نوع چند بار مصرف استفاده مي شوند،
يا توسط دستگاه استريل شده اند( مطمئن تر از استريل با محلول) که باز هم لازم است
داخل بسته بندي هاي مخصوص باشند و هنگام مصرف باز شوند و يا توسط محلول
ضدعفوني شده است که لا زم است مدت طولاني( بين 1 تا 10 ساعت) داخل محلول بوده باشند.
اين حق شماست که نسبت به سلامتي خود حساس و نگران باشيد و از پرستار
بخش اندوسکوپي و يا پزشک بخواهيد که دستگاه ضدعفوني شده، ابزار و بسته بندي آن را
به شما نشان دهد و اطمينان خاطر شما را جلب نمايد.
پرستارها تقصير را گردن دکترها مي اندازند که وقت لا زم را براي ضدعفوني کردن دستگاه
در اختيار قرار نمي دهند و يا به خاطر کم کردن هزينه ها و افزايش درآمد از شستشو و ضدعفوني
صحيح دستگاه ها و استريل کردن ابزارها و يا دور انداختن ابزار يکبار مصرف مصرف شده جلوگيري مي کنند.
دکترها هم تقصير را گردن وضعيت اقتصادي بيمارستان، بضاعت کم بيماران(کم کردن هزينه بيمار)
اهمال کاري پرستاران، تراکم زياد بيمار و حتي پايين بودن تعرفه هاي پزشکي! مي اندازند.
به گزارش مردمسالاری،اميري ضمن هشدار به مراکز درماني: شستشو و ضدعفوني نکردن
صحيح دستگاه هاي اندوسکوپي، استفاده مکرر از ابزارهاي يکبار مصرف
براي تعداد زيادي بيمار، استريل نکردن ابزارهاي چند بار مصرف با دستگاه هاي ويژه(دستگاه هاي استريل)
و استفاده از محلول هاي ضدعفوني قوي در زمان طولاني
(بستگي به محلول مورد استفاده بين 1 تا 10 ساعت) جنايت در حق بيماران دانست
و افزود: مسووليت اين کار با پزشک، پرستار، مسوولين، کنترل عفونت بيمارستان،
مسوولين بيمارستان، مسوولين وزارت بهداشت است، چه خود را به بي خبري بزنند و چه نزنند.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

تصاویر عاشقانه

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

اس ام اس های موفقیت
 
اس ام اس, موفقیت, اس ام اس فلسفی
 
موفقیت چیزی نیست که دیگران از تو انتظار دارند،موفقیت چیزی است که تو به ان می اندیشی
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
ارامش در طوفان.سلاح عاقلان است
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
به جای اینکه به تاریکی دشنام بدهیم بهتر است شمعی بیفروزیم
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
موفق کسی است که با اجرهایی که به سمتش پرتاب میشود بنایی محکم بسازد
 
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
روز را با خنده شروع کن تا زندگی با خنده در دستانت شکوفا شود
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
پایان دادن به گفتگوهای درون یعنی رسیدن به ارامش
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
اگر به دنبال دوست بی عیب بگردیم هیچ وقت دوستی نخواهیم داشت
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
همیشه از خودت به خوبی یاد کن و زندگی را ان طور که دلخواهت هست تصور کن
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
تفاوت عمق اقیانوس و برکه از بزرگی ماهیهای که بیرون می ایند مشخص میشود
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
فقط کسی طعم دلتنگی را میفهمد که طعم وابستگی را چشیده باشد
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
عشق ان نیست که دو نفر به هم نگاه کنند عشق ان است که هر دو به یک سو بنگرند
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
دلهای بزرگ و احساس های بلند عشق های زیبا و با شکوه می افرینند
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
در سراسر جاده زندگی،توقف ممنوع
 
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
همواره به یاد داشته باش،موفقیت یک نقطه نیست بلکه جریانی است پیوسته
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
۹۹ درصد نگرانیهای ما مربوط به مسائلی است که هرگز اتفاق نمی افتند،پس شاد باش
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
اگر میخواهی مانند عقاب پرواز کنی با بوقلمون همراه نشو
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
مالکیت اسمان را به نام کسانی نوشته اند که به زمین دل نبسته اند
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
افکار بزرگ داشته باش،اما از شادیهای کوچک لذت ببر
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
بدبختی ما این حسن را دارد که دوستان واقعی را به ما میشناساند
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
دوست آن است که شما را قادر سازد، در هنگام روز، ستارگان را ببینید..
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری، همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری
 
♦♦♦♦♦♦♦♦♦اس ام اس موفقیت♦♦♦♦♦♦♦♦♦♦
 
بازنده در هر جوابی مشکلی را میبینید ولی برنده در هر مشکل جوابی را

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

7 جمله ممنـوعه در زنـدگی زناشـویی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


در زندگی مشترک، به تدریج لحظاتی پیش می آیند که فرار از آنها اجتناب ناپذیر است. جر و بحث، مشاجره و حتی دعوا برای همه زوج ها پیش می آید. اما فرا گرفتن مهارتی که اجازه ندهید چنین روندی تبدیل به روال عادی زندگی مشترک شما شود بسیار مهم و ضروری است. گذشته از همه چیز بخاطر داشته باشید که مهمترین آرزوی همسر شما خوشحالی شماست، اما فقط یک کمی کمک نیاز دارد.

بکار بردن برخی جملات بطور دائم نه تنها کمکی به بهبود وضعیت زندگی شما نمی کند، بلکه آن را بر لبه مشاجرات دائمی و بیهوده قرار می دهد. این 7 جمله زیر یا مشتقات آن در همان دسته قرار می گیرند. پس سعی کنید با تمرین، از گفتن آنها در جاهایی که ضرورتی ندارد خودداری کنید.

1. تو هم عین باباتی/ شماها خانوادگی اینطور هستید

وقتی چنین جمله ای را بکار می برید به همسرتان مستقیما این پیغام را می دهید که قصد تحقیر او را دارید. بدیهی است که بکار بردن جملاتی از این دست به نقاط ضعفی که در خانواده همسرتان مشاهده کرده اید اشاره می کند. اگر موردی می بینید که می توانید آن را به بقیه افراد فامیل همسرتان هم تعمیم دهید کمی فکر کنید و سعی کنید شکایت تان را بصورت مستقیم تری بیان کنید.

اگر همسرتان نامرتب است یا مناسبت های مهم زندگی تان را فراموش میکند این مورد را با خود او حل کنید و از کشاندن پای پدر و برادر و بقیه افراد خانواده اش به جریان اجتناب کنید.


2. کی می خوای یه فکری یه حال کارت بکنی؟/ کی می خوای کارتو عوض کنی؟

اگر همسر شما در حال حاضر مشغول بکار است قبل از بیان این دست سوالات از خودتان بپرسید دقیقا از کدام وجه کار همسرتان گله دارید؟ آیا درآمد وی کفاف زندگی را نمی دهد یا زمان کافی برای گذراندن با شما و بچه ها ندارد یا این شغل در سطح اجتماعی شما نیست یا ...؟

گذشته از این واقعیت که شغل مردان برای آنها جنبه حیثیتی دارد به خاطر داشته باشید که تا جایی که ممکن است نباید درآمد پایین همسرتان را با تلاش ناکافی وی برای تامین رفاه خانواده یکی ببینید.

به جای آنکه مدام همسرتان را سرزنش کنید بهتر است جلسات منظمی برای تبادل افکار و نظرات و اطلاعات تان در مورد امکانات شغلی جدید داشته باشید اگر خودتان شاغلید در مورد کار خودتان صحبت کنید و هر کاری می کنید همسرتان را در جایگاه پاسخگویی اجباری قرار ندهید.


3. مادرم، دوستم، فلانی گفته بود ممکن است اینکار را انجام دهی

وقتی این جمله را می گویید بی شک یک صحنه برای شوهرتان بازسازی می شود اینکه شما در مقابل دیگران زندگی شخصی تان و مشکلات آنرا بر ملا کرده اید. آیا برای خود شما تصور چنین صحنه ای آسان است. در چنین شرایطی همسرتان خودش را نه در کنار شما بلکه در مقابل شما و همه وابستگان تان می بیند. بدیهی است از آن پس هر چه از شما بشنود را به دیگران نسبت خواهد داد و بعدها به صفت ناخوشایند دهن بین هم ملقب خواهید شد.

به جای همه اینها حتی اگر از یکی از اطرافیان تان به شما هشدار داده شده که همسرتان رفتارهای بطور مثال کنترل کننده دارد، به جای بیان آن از قول سوم شخص این مساله را از طرف خودتان مطرح کنید. و سعی کنید به او نشان دهید این رفتار شما را چقدر آزار می دهد و راه حل های خود را با او در میان بگذارید.


4. خودم می توانم، کمک لازم ندارم

شاید باور نکنید اما این جمله برای اکثر مردان آثار مخربی دارد. آنها به شکلی سنتی مایلند خود را سوپرمن خانه شان ببینند. اگر شما به عنوان همسر و زن محبوب آنها این جمله را به کرات به زبان بیاورید این نقش را به مخاطره می اندازید. همسر شما مانند هر انسان دیگری از اینکه وجود موثر و مفیدی داشته باشد به خودش افتخار می کند.

گاه دلیل شما برای بیان این جمله این است که همسرتان کاری که قصد انجامش را دارد را به خوبی انجام نمی دهد؛ مشاوران معتقدند حتی اگر عملکرد شوهرتان در انجام کاری با شما متفاوت است آن را به شکلی زننده مطرح نکنید بعدها از اینکه نقش حمایتی همسرتان را از او گرفته اید پشیمان خواهید شد. هر انسانی به یک همراه احتیاج دارد، بگذارید همسرتان اسم آن را حامی بگذارد.


5. همیشه اینکارو می کنی/ هیچوقت اینکارو نمی کنی

این کلی گویی همسر شما را در حالتی تدافعی و به تدریج تهاجمی قرار می دهد. یاد بگیرید دقیقا روی مشکلی که شما را ناراحت کرده تمرکز کنید. اگر از اینکه شوهرتان جوراب های کثیفش را در راهرو انداخته دلخورید به او نگویید تو همیشه همینجوری هستی. اون از وضع غذا خوردنت اون از کارت اون از ... با اینکار همسرتان را گیج می کنید که دقیقا کدام کارش شما را آزار داده است. صریح باشید و از کلی گویی پرهیز کنید. این راه بهتری برای رسیدن به یک زندگی سالم و موفق است.


6. واقعا فکر می کنی...

اگر اهل بکار بردن چنین جملات دوپهلویی به قصد اشاره ظریف به یک مشکل هستید، آن را کنار بگذارید. وقتی به شوهرتان می گویید: واقعا فکر میکنی این موقع شب کباب لقمه می چسبد، او هیچ نکته قابل درکی دریافت نمی کند. شاید منظور شما این باشد که خوردن غذای چرب در ساعات پایانی شب برای کسی که کلسترول دارد مناسب نیست ولی بیان آن به این شکل مرموز کمکی به شما نمی کند.


7. با اون دوستات/ با اون فامیلت

طبیعی است که شما همه دوستان و آشنایان و بستگان شوهرتان را تایید نکنید اما این خیلی غیرطبیعی است که از آنها برای تحقیر او استفاده کنید. وقتی چنین جمله ای را بکار می برید معنی آن این است که خودم باید برایت چند تا دوست پیدا کنم و راستش را بگویید خود شما چنین شرایطی را می پذیرید؟

اگر معاشرت با اطرافیان همسرتان را دوست ندارید به او پیشنهاد دهید آنها را تنها ببیند. تنها به این دلیل که ازدواج کرده اید مجبور نیستید در تمام دقایق یکدیگر را همراهی کنید. با بیان دلایلتان و دادن فضایی که او برای زندگی شخصی اش لازم دارد به دوام زندگی تان کمک می کنید.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

استفاده های نادرست از تلفن همراه؟!

 

 

تلفن همراهبعضی وقت ها در موقع استفاده از موبایل یک سری کارهای اشتباه از ما سر می زند که موجب بروز مشکلاتی خواهند شد.

یک سری از این کارها و عادات بد را در زیر مورد بررسی قرار می دهیم:

۱- قرار دادن تلفن همراه در شارژ در تمام طول شب: این را می توان تنبلی یا راحت طلبی نامید. این عادت در بلند مدت باعث بروز مشکل در تلفن همراه خواهد شد.

۲- خاموش نکردن صدای موبایل در مواقع خاص: در شرایطی که سکوت باید حکمفرما باشد، تلفن خود را سایلنت (خاموش کردن صدا) نمی کنید؟ این کار درستی نیست. صدای زنگ تلفن همراه شما در جاهایی مانند کتابخانه، سینما و بیمارستان موجب برهم زدن آرامش و سکوت خواهد شد.

۳- بلند بلند صحبت کردن با موبایل: من شخصاً علاقه ای ندارم بدانم که شما دیشب چه غذایی میل کرده اید یا امروز قرار است کجا بروید! پس لطفاً با تلفنتان آرام صحبت کنید و این توضیحات جذاب را برای مخاطب پشت تلفن با صدای آرام توضیح دهید.

۴- ادامه دادن مکالمه تلفنی با اسپیکر: شما به اندازه کافی صدای بلندی دارید، خوب چرا تلفنتان را در حالت اسپیکر قرار می دهید؟ دوست دارید که دیگران هم صحبت های شما و هم صحبت های طرف مقابلتان را بشنود؟؟؟

۵- ارسال اس ام اس های یک کلمه ای: درست است که اس ام اس باید کوتاه باشد ولی نه اینکه یک کلمه ای باشد. این پیام های یک کلمه ای ممکن است تعابیر بدی برای مخاطبتان داشته باشد، مثل این که شاید طرف فکر کند شما برایش ارزش قائل نیستید که این گونه جواب می دهید. همچنین هزینه های شما را هم افزایش می دهد.

۶- صحبت کردن با موبایل در جاهای نامناسب: تصور کنید که در یک پنج شنبه شب با همسرتان بیرون رفته اید و می خواهید در مورد مشکلی که بین شما و همسرتان پیش آمده صحبت کنید. یک دفعه موبایلتان به صدا در می آید و شما شروع به صحبت می کنید. اصلاً همسرتان و صحبت با او را فراموش می کنید. من فکر می کنم که بعد از آن مشکلاتتان بیشتر خواهد شد.

۷- اس ام اس دادن در مواقعی که با کسی صحبت می کنید: در حال صحبت با یکی از دوستانتان در مورد یک مسئله مهم هستید که برای شما یک اس ام اس می آید و شما شروع به پاسخ دادن به آن می کنید. اگر دوستتان با شما این کار را می کرد، ناراحت نمی شدید؟

۸- رانندگی با گوشی موبایل: آیا شما از آن دسته افرادی هستید که پشت فرمان اتومبیل اس ام اس می دهند و از گوشی تلفنشان استفاده می کنند؟ این کار ممکن است باعث تصادفات سنگین و غیر قابل جبرانی شود.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

اولین گام برای لذت بردن از زندگی مشترک

 

آیا از زندگی زناشویی خود لذت می برید؟ 

اولین گام برای لذت بردن از زندگی مشترک این است که افکار مثبت را جانشین افکار منفی کنید. البته این کار آسان نیست ولی شدنی می باشد.


 

 

به محض اینکه تصمیم گرفتید افکار منفی را کنار بگذارید آماده شنیدن توصیه های ما خواهید بود.

● مراقب رفتار خود باشید

هر چند این مرحله به نظر ساده می آید ولی از اهمیت زیادی برخوردار است. یکی از مهمترین مسائل این است که نسبت به همسرتان رفتار محترمانه ای داشته باشید.

آقای «الف» می گوید: «از زمانی که با همسرم ازدواج کرده ام هرگز با هم مشاجره نداشته ایم. البته در این مدت اختلاف نظر پیدا کرده ایم ولی در مورد آنها با صراحت حرف می زنیم و این، مشاجره نیست. مشاجره یعنی اینکه هنگام بحث کردن بر سر یکدیگر فریاد بکشید و کلمات بی ادبانه به کار ببرید. من همواره به همسرم احترام گذاشته ام و او نیز همین کار را انجام داده است. من با او همانند یک ملکه رفتار می کنم و او با من مثل یک سلطان!»

البته تقلید از شیوه زندگی آقای «الف» آسان نیست ولی مراقب رفتار خود باشید و احترام گذاشتن به یکدیگر را سرلوحه زندگی تان قرار دهید.

● به کار بردن کلمات خوشایند را از یاد نبرید.

رابطه زناشویی همانند پلاستیک است و به مرور زمان تغییر می کند. با به کار بردن جملات محبت آمیز این رابطه را مستحکم کنید.

آقای «الف» می گوید: «من و همسرم هفته ای یک روز بیرون می رویم. گاهی یک ساندویچ می خریم و در پارک آن را می خوریم.»

هرگز برای گردش نرفتن کمبود بودجه را بهانه قرار ندهید. مسئله مهم این است که برای مدتی از زنگ تلفن، سروصدای بچه ها و مشغله های کاری دور باشید و با همسرتان با آرامش صحبت کنید. هر روزه مغز ما با انبوهی از اطلاعات بمباران می شود و در این میان اهمیت برقراری یک ارتباط موثر و سازنده با دیگران بیش از گذشته احساس می شود.

● به مدیریت پول بپردازید، در غیر این صورت پول زندگی شما را مدیریت خواهد کرد!

مسائل مالی پس از مسائل عاطفی مهم ترین دلیل فروپاشی خانواده هاست.پس این موضوع را جدی بگیرید.

آقای «الف» می گوید: «در شروع زندگی مشترک درآمد ناچیزی داشتم ولی بخشی از آن را پس انداز می کردم، با برنامه ریزی و صرفه جویی توانستم پس انداز خود را بیشتر کنم. در این مدت ابدا من و همسرم راجع به پول با یکدیگر مشاجره ای نکردیم.»

توصیه ما به شما این است که از همان ابتدای زندگی مشترک به مدیریت پول بپردازید.

● نیازهای عاطفی یکدیگر را جدی بگیرید.

یکی از وظایف زوجین برآورده کردن نیازهای عاطفی یکدیگر می باشد. اهمیت این مسأله را نادیده نگیرید.

● دوستان مشترکی پیدا کنید.

اگر به تازگی ازدواج کرده اید باید هشداری به شما بدهیم: خود را برای رفت و آمد با دوستان جدید آماده کنید. فقط آن دسته از دوستان دوران تجرد را نگه دارید که برای همسرتان نیز دوستان خوبی باشند. اگر شما یا همسرتان با هر کدام از دوستان قبلی مشکل دارید بهتر است از آنها جدا شوید. ازدواج فرصت خوبی برای یافتن دوستان جدید است.

● ازدواج خود را در اولویت قرار دهید.

یادتان باشد ازدواج شما در اولویت قرار دارد و هرگز اهانت به اعضای خانواده همسرتان را تحمل نکنید. در ضمن ابدا عاقلانه نیست که خودتان خویشاوندان همسرتان را مورد اهانت قرار دهید.

● همیشه موردی برای شاد بودن پیدا کنید.

متأسفانه امروزه گروهی از مردم شادی را در مواد شیمیایی جستجو می کنند در حالی که آنها باید در زندگی مشترک خود به دنبال شادی بگردند. به دنبال شادی واقعی باشید و نه شادی ناشی از توهم پناه بردن به مواد شیمیایی نشانه ضعف قوای ذهنی و جسمانی است.

● همسرتان را در درجه اول اهمیت قرار دهید.

از همان ابتدای ازدواج تصمیم بگیرید به مرور زمان رابطه مستحکم تری با همسرتان برقرار کنید. نگذارید تولد بچه ها علاقه شما را به همسرتان تحت الشعاع قرار دهد. به رابطه خود با همسرتان بیش از رابطه خود با فرزندتان اهمیت دهید. حتما این جمله را از زبان برخی از مادرها شنیده اید که «فرزندم بیشتر از همسرم به من نیاز دارد» این مسئله حقیقت ندارد! نیاز فرزندان به شما بیشتر از نیاز همسرتان به شما نیست. در واقع کودکان بیش از هر چیز به استحکام رابطه شما و همسرتان نیازمندند.

● نسبت به یکدیگر اعتماد داشته باشید.

هرگز به همسرتان دروغ نگوئید و همواره نسبت به او وفادار باشید. اگر رابطه شما با همسرتان لطمه دیده به فکر اصلاح امور باشید. هرگز امید خود را از دست ندهید.

فرض کنید یک گلدان قیمتی را کشته اید. چه کار خواهند کرد؟ آیا قطعات گلدان را دور می ریزید و یا به تعمیر آن می پردازید؟

البته بهتر است که از همان ابتدا مراقب گلدان تان باشید!

● به خدا توکل کنید.

نه توصیه فوق زمانی کارساز خواهد بود که به خدا توکل کنید و از او کمک بخواهید. ایمان هسته مرکزی احساسات ما را تشکیل می دهد.

با توکل به خدا زندگی معنای دیگری پیدا می کند. دعا کردن را هرگز از یاد نبرید. یادتان باشد شما برای حل مشکلات به یک قدرت لایزال نیاز دارید. خداوند همیشه یارتان.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

خـرمشهـر، 30 سال پس از جنـگ تـحمیـلی ...

(به روایتی دیگر)


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

اختلاف طبقاتی در ایران

دو نفر که زیر سقف یک شهر زندگی می کنند
دو نفر که یک دین و یک مذهب دارند
دو نفر که توی شناسنامه دارای یک ملیت مشترک هستند
هر دو به یک روزنامه آگهی داده اند
و آگهی هر دو در یک صفحه و در کنار هم چاپ شده است
می بینید چقدر اشتراک بینشان هست ؟
فقط کمی جنس آرزوهایشان تفاوت دارد.

http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/60/01.jpg

 

حمله آمریکا به ایران

یک روزنامه ی اردنی خبر زده که آمریکا چهارشنبه همین هفته به ایران حمله میکنه.
اینها هم کامنتهای زیر اون تو یه سایت فارسی :

- ما 4شنبه امتحان داریم لطفا بندازین جمعه
- من چهارشنبه چک دارم !
- منم چهارشنبه امتحان دارم . موندم چیکار کنم . برم جنگ نَرَم جنگ...
- پس چرا ساعت شو نگفته؟! شاید ما خونه نباشیم...
- حالا من چی بپوشم؟!
- ما شماره ماشين مون فرده، فك نكنم بتونيم تــو اين حماسه آفريني حضور بهم برسونيم!
- میشه بهش بگین موقع برگشت منو به عنوان غنیمت ببرن آمریکا
- سه شنبه حمله کنن تا چهارشنبه تمومش کنن که پنج شنبه جعمه بریم دَدَر!!
- شام هم میدن؟
- ایول ، بالاخره یه بهونه جور شد من پنجشنبه نرم عروسی.
از جنگ برگشتم خستم ! تازه اگه اسیر نشم و برگردم
- بگو سر راه نون بگیره...
- ای بابا حالا نمیشه جمعه عصر باشه آخه عصرای جمعه خیلی دلگیره
آقا ما از مسئولین خواهشمندیم جمعه حول و حوش ساعت ۳-۴ حمله کنن بعد از ناهار

 

من به مدرسه ميرفتم تا در س بخوانم‎

من به مدرسه ميرفتم تا در س بخوانم 
تو به مدرسه ميرفتي به تو گفته بودند بايد دکتر شوي 
او هم به مدرسه ميرفت اما نمي دانست چرا 

من پول تو جيبي ام را هفتگي از پدرم ميگرفتم 
تو پول تو جيبي نمي گرفتي هميشه پول در خانه ي شما دم دست بود 
او هر روز بعد از مدزسه کنار خيابان آدامس ميفروخت 

معلم گفته بود انشا بنويسيد 
موضوع اين بود علم بهتر است يا ثروت 

من نوشته بودم علم بهتر است 
مادرم مي گفت با علم مي توان به ثروت رسيد 
تو نوشته بودي علم بهتر است 
شايد پدرت گفته بود تو از ثروت بي نيازي 
او اما انشا ننوشته بود برگه ي او سفيد بود 
خودکارش روز قبل تمام شده بود 

معلم آن روز او را تنبيه کرد 
بقيه بچه ها به او خنديدند 
آن روز او براي تمام نداشته هايش گريه کرد 
هيچ کس نفهميد که او چقدر احساس حقارت کرد 
خوب معلم نمي دانست او پول خريد يک خودکار را نداشته 
شايد معلم هم نمي دانست ثروت وعلم 
گاهي به هم گره مي خورند 
گاهي نمي شود بي ثروت از علم چيزي نوشت 

من در خانه اي بزرگ مي شدم که بهار 
توي حياطش بوي پيچ امين الدوله مي آمد 
تو در خانه اي بزرگ مي شدي که شب ها در آن 
بوي دسته گل هايي مي پيچيد که پدرت براي مادرت مي خريد 
او اما در خانه اي بزرگ مي شد که در و ديوارش 
بوي سيگار و ترياکي را مي داد که پدرش مي کشيد 

سال هاي آخر دبيرستان بود 
بايد آماده مي شديم براي ساختن آينده 

من بايد بيشتر درس مي خواندم دنبال کلاس هاي تقويتي بودم 
تو تحصيل در دانشگا هاي خارج از کشور برايت آينده ي بهتري را رقم مي زد 
او اما نه انگيزه داشت نه پول درس را رها کرد دنبال کار مي گشت

روزنا مه چاپ شده بود 
هر کس دنبال چيزي در روزنامه مي گشت 

من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ي قبولي هاي کنکور جستجو کنم 
تو رفتي روزنامه بخري تا دنبال آگهي اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردي 
او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در يک نزاع خياباني کسي را کشته بود 

من آن روز خوشحال تر از آن بودم 
که بخواهم به اين فکر کنم که کسي کسي را کشته است 
تو آن روز هم مثل هميشه بعد از ديدن عکس هاي روزنامه 
آن را به به کناري انداختي 
او اما آنجا بود در بين صفحات روزنامه 
براي اولين بار بود در زندگي اش 
که اين همه به او توجه شده بود !!!! 

چند سال گذشت 
وقت گرفتن نتايج بود 

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهي ام بودم 
تو مي خواستي با مدرک پزشکي ات برگردي همان آرزوي ديرينه ي پدرت 
او اما هر روز منتظر شنيدن صدور حکم اعدامش بود 

وقت قضاوت بود 
جامعه ي ما هميشه قضاوت مي کند 

من خوشحال بودم که که مرا تحسين مي کنند 
تو به خود مي باليدي که جامعه ات به تو افتخار مي کند 
او شرمسار بود که سرزنش و نفرينش مي کنند 

زندگي ادامه دارد 
هيچ وقت پايان نمي گيرد 

من موفقم من ميگويم نتيجه ي تلاش خودم است!!! 
تو خيلي موفقي تو ميگويي نتيجه ي پشت کار خودت است!!! 
او اما زير مشتي خاک است مردم گفتند مقصر خودش است !!!! 
من , تو , او 
هيچگاه در کنار هم نبوديم 
هيچگاه يکديگر را نشناختيم 

اما من و تو اگر به جاي او بوديم 
آخر داستان چگونه بود؟؟؟

کــــاریـــکـــاتـــور روز 

تشکر از برنامه های خوب سیما !!!!! ... 

احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی: برنامه های صدا و سیما، استقبال از ماهواره را کم کرد.

 

http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/60/08.jpg

 جــــمــــلــه روز ! 
شاید دَرد من دلیل خنده کسی شود، اما خنده من هرگز نباید باعث درد کسی شود
(چارلی چاپلین)

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 


اون لحظه که گفتی : یکی بهتر از تورو پیدا کردم
یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰ تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم  . . .



دود سیگارم را هزاران بار به تو ترجیح می دهم

کم رنگ است ولی دورنگ نیست



اونی که رفت اگه برگرده از دوست داشتن نیست واسه اینه که بهترشو پیدا نکرده!!!

علم بهتر است یا ثروت ؟ باور کن هیچکدام ! فقط ذره ای معرفت



داور قلبم سوت نداره راحت باش ، خطا کن


جای خالیت پر نمیشود دیگر حتی…با خودت!



گذشت آنوقت هایی که مردم همدیگر را دور میزدند ،حالا از روی هم رد می شوند.


روزی که دلم پیش دلت بود گرو
دستان مرا سخت فشردی که نرو
روزی که دلت به دیگری مایل شد
کفشان مرا جفت نمودی که برو…..!!!!!!


خیانت واژه ی تلخی ست ، حقیقتی زهرآگین
فرود دشنه، پی در پی ، بر پیکره ی دوستت دارمها



برای خیانت ، هزار راه هست

اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست !


را ترکت میکنم ، تا هر سه راحت شویم من ، تو و رقیبم
من از قید تو ، او از قید من و تو از قید خیانت



جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !


جای خالیت پر نمیشود دیگر حتی…با خودت!


تو روزگار رفته ببین چی سهم ما شد از عاشقی تباهی
از زندگی مصیبت
از دوستی شکست و
از سادگی خیانت


نه
تو دروغگو نیستی
من حواسم پرت است!
گفته بودی دوستم داری بی اندازه
خوب که فکر می کنم
تازه می فهمم که “بی اندازه” یعنی چه


اگر روزی دشمن پیداکردی ، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی
اگر روزی تهدیدت کردند ، بدان دربرابرت ناتوانند
اگر روزی خیانت دیدی ، بدان قیمتت بالاست
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

  1_عجب زمانه اي، شير ها پاکتي اند، پلنگ ها صورتي اند، قهرمانان دوپينگي اند و عشق ها ساعتي!

  2_حالم را به هم نزن، غم هايم به تازگي ته نشين شده است.

  3_خاطره جايي براي « رويا» باقي نگذاشت.

  4_دهانم پُر از حرف است، حيف با دهان پُر نبايد سخن گفت.

  5_ آن قدر بي سواد بود که ستون هاي افقي و عمودي جدول به ريشش خنديدند.

  6_ آن هایی که با وعده دلخوشند , نبايد از آينده بيمناک شوند.

  7_ اگر تمام گل هاي دنيا را هم به پايش بريزم باز هم کم است، چون پاهاش خيلي بو ميده!

  8_ هميشه قبل از خودم شستم خبردار مي شود.

  9_ لوازم آرايش به لوازم جادويي تغيير نام داد.

  10_کسي که از واقعيت ها بهره مي گيرد رباخوار نيست.

  11_پرنده پس از فرار از قفس، از بهار نشان لياقت گرفت.

  12_قلمي که مغز ندارد، حتما آبرويت را خواهد برد.

  13_آرايشگر به قدري سرم را سرسري تراشيد که نتوانستم سري توي سرها در بياورم.

  14_ خودروها تکامل پيدا کرده اند؛ اما خيلي از آدم ها هنوز انسان نشده اند.

  15_ بعضي از خانم ها از ترس پيري پا به «سن» نمي گذارند.

  16_ بعضي ها براي سربلندي ديگران تا کمر خم مي شوند.

  17_ هر وقت او را مي بينم کمي مکث مي کنم، مثل ويرگول.

  18_ شايد بهترين راه براي حفظ آثار باستاني، همچنان در زير خاک بودن آن ها باشد.

  19_ تمام زندگي ام قسطي است، اما گوشم بدهکار نيست.

  20_ بي صداترين «تار» را عنکبوت مي نوازد.

  21_ اين روز ها به هرکي «بال و پر» بدهيد «دُم» در مي آورد.

  22_ برخي خانم ها، مانع تمرکز سرمايه همسرشان مي شوند

  23_ تفاوت ديد من و تو در نمره عينکمان است.

  24_  خوش به حال فقير که يک حرف از غني بيشتر دارد.

  25_شايد تبر همان قند شکن رستم باشد.

  26_وقتي «رُخ»ت مرا کيش داد «مات» نگاهت شدم.

  27_عشق راهي است هموار اما بعضي ها در اين راه ليز مي خورند.

  28_برای اینکه هم رنگ جماعت شود ,  جماعت را رنگ می کرد.

  29_ از ماجراي عشقمان، موهايم روسفيد بيرون آمدند.

  30_خيلي سخت است هم روي قولت بايستي و هم زير پا نگذاري اش.

  31_ بشقاب فقير گرسنه تر از صاحبش است.

  32_سخنران خوب کسي است که بعد از سخنراني با نوک پا از سالن خارج شود تا مخاطبان بيدار نشوند.

  33_ برای مردها زندگی «جاری» است و برای زن ها , همسر برادر شوهر.

  34_ باز هم فراموش کردم فراموشش کنم.

  35_ قلم پاچه خوار نوکش همیشه چرب است.

  36_ بعضی ها راه راست را به سوی خود کج می کنند.

  37_ تنها لذتی که نمی توانی با دیگران قسمتش کنی , تنهایی است.

  38_ شاید کشمش همان انگور بازنشسته باشد.

 

  39_ بعضي از آدم ها درظلمات انديشه خود غرق مي شوند.

  40_ آن قدر دست روي دست گذاشت که پا روي دمش گذاشتند.

  41_ نشر اکاذيب يعني ستايش مديران نالايق.

  42_ گاهي اوقات «کليه» امورم درد مي کند.

  43_ اگر حرف مفت را مي خريدند خيلي ها ميلياردر بودند.

  44_ بعضي ها خط لبشان نستعليق است.

  45_ حتي موهايم هم مي دانند که پايان شب سيه سپيد است.

  46_آن قدر گفتند شتر ديدي نديدي که بالاخره کور شد.

  47_ نيامدي نگاهم دست خالي برگشت.

  48_ بعضي از نگاه ها صداي قشنگي دارند.

  49_ همه انسان ها برابرند اما بعضي ها برابرترند.

  50_ بهترين راه براي آب شدن برفک تلويزيون، از برق کشيدن آن است.

  51_ بهترين بازي زندگي اش زبان بازي بود.

  52_ خدايا، يارانه را از ما بگير اما يار را نه.

  53_ شايد با « ارز » معذرت مشکل تورم حل شود.

  54_ به علت خالي بودن جيب مردم، جيب برها شاکي شدند.

 


نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 7 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

اس ام اس های جدایی و بی وفایی
 
 اس ام اس دلتنگی, بی وفایی
 
 
با دل عاشق بد نکن ای آدم نامهربون / سنگدل و بی وفا نشو ، یه دل داری اینم نشون …
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
من از بازی نور در  وادی بی قلب ظلمت ها نمی ترسم
من از حرف جدایی ها
مرگ آشنایی ها
من از میلاد تلخ بی وفایی ها می ترسم…
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
ای مسافر غریبه چرا قلبمو شکستی
رفتی و تنهام گذاشتی دل به ناباوری بستی
حالا من تنها نشستم با نوای بی نوایی
چه غریبم بی تو اینجا ای غریبه بی وفایی
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
دلم گرفته خدایا تو دل گشایی کن
من آمدم به امیدت تو هم خدایی کن
به بوی دلکش زلفت که این گره بگشای
دل گرفته ما بین و دلگشایی کن
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
افسوس که بشکست دلم آنکس که قبله‌گاهم بود
زین روزگار بی وفایی با من یار گرماگرم نگاهم بود
زیر باران زیر فانوس شب در این مهتاب
با اشک خود ترانه بی‌وفایی گویم ز مهتاب ...
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
ﻫـﺰار ﺗﺎ وﻋﺪه دادی ﻧﻴﻮﻣﺪی ﻣﺎ رو ﻛﺎﺷﺘﻲ
‫اﻳﻦ دل ﻣـﻬﺮﺑﻮﻧﻮ ﭼـﺸﻢ اﻧـﺘـﻈـﺎر ﮔﺬاﺷﺘﻲ
‫ﺑـﺮای ﺑـﻲوﻓـﺎﻳـﻲ ﻫـﺰار ﺑـﻬـﻮﻧﻪ داری
‫ﻫﺰار و ﻳﻚ ﺷﻜﺎﻳﺖ از اﻳﻦ زﻣﻮﻧﻪ داری
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
سلام ای بی وفای بی مرووت / سلام ای ساز گیتار محبت
سلام کردم نگی تو بی وفایی / وگرنه ما که عاشقیم بی مرووت !!!
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
من که پشت پا زدم به هرچه هست و نیست / تا که کام او ز عشق خود روا کنم
خود را نمیبخشم ، اگر که زین پس به عاشقان وفا کنم . ..
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
دیدی ای دل که غم عشق دگر باره چه کرد ؟
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد . ..
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
آخرین حرف دلم : عشق هرگز نمیمیرد مگر اینکه عشاق بی وفا باشند . ..
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
آهای رغیب بی رحم عشق منو ربودی / آخه یار بی وفا به یاد من نبودی
حالا داری به عشقت زندگیتو می سازی / غافل از این که اینجا قلبی شکستی . . .
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی!
چه خیال آب روشن که به تشنگان نمایی؟
دل خویش را بگفتم - چو تو دوست می گرفتم؛
نه عجب که خوبرویان بکنند بی وفایی!
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
بی وفایی کن وفایت میکنند با وفا باشی خیانت میکنند
مهربانی گر چه آیینه ی خوشیست مهربان باشی رهایت میکنند . . .
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
رفیق بی وفا را کمتر از دشمن نمیبینم / سرم قربان آن دشمن که بوئی از وفا دارد . . .
 
ღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღღ♥ღ
 
به خیال کدامین آرزو ، صفای با تو بودن را از ما گرفتی ای بی وفا ؟

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 6 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

 

 شرحش با خودشه

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

______________

 وجداناً چه چشم اندازی دارن این دستشویی ها.....

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

______________

فقط میتونم بگم که باعث تاسفه

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

______________

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

چرا من اینقدر بد افتادم تو فیلم

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

______________

 قبول دارین ؟

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

______________

 لپ تابو باید اینجوری تمیز کرد هاااا....

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

______________

  عکس زیر خیلی باحاله

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

______________

بدون شرح

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

______________

  رشته ی تکواندو و فوتبال زنان یکیه فقط من نمیدونم چرا اسمشونو عوض کردن

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

______________

 این عکس زیر هم که دیگه آخرت هرچی زیرنویس فارسیه

گروه اینترنتی میشی گروپــــ 

______________

یارو توی کوه داشته قدم میزده یه زمرد پیدا کرده به وزن یازده و نیم کیلوگرم
اونوخ من یه بیست و پنج تومنی توی خیابون دیدم خم شدم وردارم خـِشتـَکم جر خورد 

______________

از صبح دارم رو تک تک وسایلم دنبال یه علامت میگردم که روش نوشته باشه

Made in IRAN! كه حمايتش كنم

 نبود كه نبود فقط يه چسب زخم پيدا كردم كه روش نوشته بود «ايران سُها» حالا نمیدونم

  اینم میشه حمایت کرد یا نه ... اه پارسالم نتونستم جهاد اقتصــــادی کنم

______________

شانس اوردیم فقط یه شب جمعه تو هفته داریم اگه چندتا بود که دیگه دق میکردیم 

______________

این جمله واقعا حقیقت داره

هرگز با یک بی شعور وارد بحث نشوید ! او شما را در حد خویش پائین میاورد ؛
و چون خودش در آن سطح با تجربه تر است ، قطعاً شکستتان میدهد

______________

اینقدری که کشورماهزینه صرف مراسم یادواره آزادی سازی خرمشهرمیکنه خرج آبادانی این شهرمی کردخرمشهرالان دبی بود!! 

______________

با دوستم رفتیم در خونه یکی طلبش رو بگیره

وقتی خواست پولش رو بگیره کلی تعارف کرد که باشه حالا ، عجله ای نیست ، قابل نداره و

  رفیقه ما داریم ؟

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 3 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

 

دقــت کـــردیــن لذتی که تو سواری بر خر شیطون هست تو سواری لامبورگینی نیست؟؟؟

دقت کردین بعضـی از آدم ها شبیه سوراخ های اول کمربنـدن همیشه هستن اما هیچ وقت به کارت نمیان

دقت کردین به این شعر "ميازار موری كه دانه كش است"؟؟!! اين شعر نشون ميده كه ما ايرانی ها از قديم يه جورايی كرم داشتيم...

دقــــــــــــــــت کردین: 
یک سری از کارهای اداری هست که هیچ وقت لازم نیست خود آدم انجامشان بدهد. اطرافیان زحمت اش را می کشند. یکی از آن کارها گرفتن شناسنامه آدم است، دیگری هم باطل
کردن اش

دقت کردین در روز کلی سرب توی هوای تهرانو داریم استنشاق میکنیم بعد میکن سوسیس کالباس نخوریم سرطان میگیریم

دقت کردین با کار خوابیدن آدمم کار دارن؟؟!! قبل 12 بخوابیم میگن مرغی؟ بعد از 12 بخوابیم میگن جغدی؟ راس 12 بخوابیم میگن بمیر بابا با این سر وقت خوابیدنت..............
چه غلطی کنیم بالاخره؟!!!!!


تـــا حـــالا دقــــت کـــردیــــن !؟
شـــانـــــس یــــه بـــار در خــونــه آدمـــو میــــزنـــه ,
بَـــدشــــانـــســـی دســـتـــش رو از روی زنـــگـــــــ بـــر نـــمیـــداره ,
بـــدبــَـخـــتـــی هَـــم کـــه کـــلاً کـــلیــد داره . . . . . .

د قت کردبن
در كشور من
مردم با نفرت بيشترى به بوسيدن دو عاشق نگاه مى كنند تا صحنه ى اعدام!
زيستن اين مردمان خطرناك است... 

دقت کردین تو فیلمای خارجی پلیس شش تیغ کرده و مرتبه و کلت دستشه و مجرم ریشو نامرتبه و کلاشینکف دستشه اما تو فیلمای ایرانی این موضوع کاملا برعکسه ...

دقت کردین وقتی دعواتون با یکی تمام شد تازه جواب های خوب به ذهنتون میرسه

دقت کردین هر معلمی که میومد میگفت شما بدترین کلاسی بودین که تاحالا داشتم؟

تا حالا دقت کردین ﺷﯿﺮﯾﻦﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﻭﻥ ۵ ﺩﻗﯿﻘﻪﯼ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻻﺭﻡ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﻪ !!

دقت كردين بزرگترين دروغ پشت تلفن چيه .......سلام رسوندن بچه ها.....

دقت کردین یکی از سخت ترین کارهای دنیا اینه کـه بخوای برای یکی دیگه توضیح بدی دقیقاً چــه مــــــــرگـته؟؟!!

دقت کردین همیشه خنده دار ترین موضوعات زمانی به مغزت میرسه که وسط مراسم ختم هستی؟

دقت کردین الان تو تهران بایه نفس عمیق میتونید کل جدول مندلیف رو بکشید تو حلقتون

دقت کردین هر وقت کم میارین یه جا دیگه رو نگا میکنین؟؟

دقت کردین ....
هیچ شامپویی مثل مایع ظرف شویی های تو اسختر با موهای آدم سازگاری نداره ؟!!!


تا حالا دقت کردین هیچ کدوم از لباسای اخوندا دکمه نداره...!

تا حالا دقت کردين وقتى سر سفره نشستى به يارو ميگى نمک بده اول واسه خودش ميريزه بعد ميده به تو..!!!

دقت کردین؟ وقتي موبايلت زنگ ميخوره همه گوشاشون تيز تيز ميشه ; وقتي تلفن خونه زنگ بخوره همه خودشونو ميزنن به کر بودن.

دقت کردین نشده يه بار اين جعبه ي دستمال كاغذي رو باز كنیم،بَرگِ اوَلِش درست مثل بچه آدم بياد بيرون؟!

دقت کردین
فقط یک اصفهانی میتواند یک جمله با 20 فعل بسازد:
داشتم می رفتم برم دیدم گرفت نشست گفتم بذار بپرسم بیبینم میاد نیمیاد دیدم میگد نیمیخوام بیام بذار برم بیگیرم بخوابم
دقت کردین میشینی مثل اسب درس میخونی هیچ چی یادت نمیمونه اما تا یه چیزی رو تو برگه ی تقلبت مینویسی همش مو به مو یادت می مونه؟

دقت کردین هر موقع جوراب پاتونه دمپایی توالت خیسه؟؟

دقت کردین تا مترو می ایسته همه عین .... میدون به سمت پله ها بعد که میرسن بالا قدم میزنن!

دقت کردین هیچ لذتی مثل این نیست دو روز پیش تخمه خورده باشی امروز یکیشو رو فرش پیدا کنی

دقت کردی اگه یه اقا بره حمام زنانه زنها انو می کشن ،ولی اگه یه زن بره حموم مردونه ،
مردها همدیگرو می کشن

دقت کردین: جعبه پیتزا مربعی شکله ولی توش دایره ست، ما هم مثلثی میخوریمش؟!!!!

دقت کردین: وقتی حوصله ات سر میره اولین جایی که میری سر یخچاله!!!!!!؟؟؟

دقت کردین
وقتی یکی بهت آدامس تعارف میکنه همیشه منظورش
این نیست که دوستت داره ، در حقیقت دهنت بوی
گربه مرده میده میخواد خودشو راحت کنه !

دقت کردين تو سريال هاي ايراني هيچوقت خانوم ها نه دستشويي مي رن نه حموم...!

دقت کردین استرسی و رقابتی که واسه انتخاب واحد هست...واسه خود قبولی تو دانشگاه نیست!

 

 


 

                 

 

 

 

 

به مامانم میگم:نمیخای واسه ما آستین بالا بزنی؟میگه:پسرم زن میخوای؟گفتم : پـَـ نـَـ پـَـ گفتم آستیناتو بالا بزنی با هم مچ بندازیم ببینیم کی قوی تره

***************************

رفتم تو ماهی فروشی به فروشنده می گم :آقا یه ماهی قزل آلا بدین.میگه : واسه خوردن میخای؟میگم: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم واکسن هاری و کزازشو بزنم و برم

***************************

تو اتوبان گشت نا محسوس یه ماشینو گرفته بود.راننده ماشینه به پلیسه میگه :می خای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پـَـ نـَـ پـَـ بادو تا همکارام میخاستیم حکم بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم

***************************

دوستم گفت: اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟ گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه

***************************

واسه دوستم عکس ایمیل کردم زنگ زدم میگم فرستادمش واست . میگه یعنی الان تو ایمیلمه؟ پـَـ نـَـ پـَـ الان دم در خونتونه ولی دستش به زنگ نمیرسه درو بزن بیاد بالا

***************************

میگم رسیدی خونه زنگ بزن،میگه تلفن کنم؟،میگم پـَـ نـَـ پـَـ زنگ خونه بغلی رو بزن در رو

***************************

کمیته انضباطی دانشگاه خواسته رفتم تو میگه شما دو ترم تعلیق خوردید اعصابم خورد سرمو انداختم پایین دارم لبمو میخورم میگه ناراحت شدید؛ پـَـ نـَـ پـَـ خوشحال شدم دارم فکر میکنم چجوری این لطف شما رو جبران کنم

***************************

یکی تو دانشگاه ازم پرسید ورودی چندی؟ گفتم85 همچین با تعجب گفت پس ترم اخری گفتم پـَـ نـَـ پـَـ ترم اولم ولی از آخر اومدم شروع کنم

**************************

یه شب یه یارو که نقاب زده بود با تفنگ جولوی یه دختره تو خیابون رو میگیره.دختره میگه:میخای پولامو بدزدی؟یارو میگه: پـَـ نـَـ پـَـ اومدم بهت پیشناهاد ازدواج بدم .چون دیر وقت بود گفتم مزاحم خانواده نشم

***************************

یکی از این سوسک کوچیکا از جلو پام رد شده یه دستمال از جیبم درآوردم ... دوستم میگه میخوای بکشیش ؟ پـَـ نـَـ پـَـ آبریزش بینی داره میخوام نریزه رو قالی

***************************

به همسایم میگم جارو برقی دارید؟ میگه جاروبرقی می‌خوای؟ پـَـ نـَـ پـَـ می‌خواستم چک کنم اگه ندارید براتون بخرم.

***************************

خانمم را بردم اتاق عمل سزارین،ماما میپرسه برای عمل امدید؟ پـَـ نـَـ پـَـ امدیم نوزادان را ببینیم یک خوشگله شو برای اتاق خوابمان انتخاب کنیم؟!

***************************

یه مرد با ریش وپشم دراز و لباس مندرس کنار خیابون وایستاده داداشم میگه این گدائه؛ پـَـ نـَـ پـَـ کارل مارکسه اومده ببینه کارگران جهان با هم متحد شدن یا نه

***************************

تو باغ وحش یه مار پیتون دیده میگه این مار؟

میگم پـَـ نـَـ پـَـ نخ دندون رستم که سیمرغ با قدرت جادویی بهش جون داده.

***************************

زنه دوقلو زایده...پرستاره یکی از بچه هارو میبره براش....زنه میپرسه:اون یکی هم میارین؟؟؟پرستاره گفت: پـَـ نـَـ پـَـ فعلا اینو ببرین استفاده کنین...ده روز بعد از فعال سازی اون یکی هم پست میکنیم درِ خونتون

***************************
 

به بارومیگی افتابه داری؟میگه براخونه می خوای؟ گفتم پـَـ نـَـ پـَـ براقالب کیک جشن تولد بابام می خوام،اخه سنتی دوست داره.

***************************
 

سر کلاس راهنمایی رانندگی نشسته بودم .کلاس گرم بود و همه خیس عرق شده بودند .

به مسئول کلاس میگم : ببخشید خانم میشه کولر رو روشن کنید

میگه :گرمه. گفتم: پـَـ نـَـ پـَـ هممون از خجالت خیس عرق شدیم.

 

 

                 

 

 

تفاوت خانم ها و آقایان در دیدن رنگ ها

 

 

مــراحـــل چــرخــه مـــــــوی ســــر آقـــایـــــون 

 

 

 

                 

 

 



به نسل های بعدی بگویید: نسل ما نه سر پیاز بود و نه ته پیاز ...
نسل ما خود ِ پیاز بود که هرکی دیدمون ، اشکش دراومد

نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 3 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀



مکالمه ای بین من و مادرم:
-مامان
- جونم
- داشتم ماست می خوردم
- نوش جونت پسرم
- ریخت رو فرش
- کوفتو بخوری نکبت؛ خاک تو سرت....

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin  big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin




چند وقت پيش با بابام دعوام شد، دستشو برد بالا که
بزنه تو صورتم...!
منم يهو رفتم تو فاز هندي گفتم:
بزن بابا..!
بزن !
بزن بذار بفهمم که پدر بالا سرمه...!
بزن که بفهمم هنوز بي صاحاب نشدم...!
بزن بابا!
ودر نهايت ناباوري بابام زد تو گوشم 
 

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin  big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin



زنگ زدم پشتیبانی میگم: چرا سرعت اینترنتم کم شده؟
میگه: چون کندی سرعت دارین!
گفتم اجرت با سید الشهدا خیالم راحت شد، یه خانواده از نگرانی در اوردی ! پس دلیلش اینه! البته خودمم شک کرده بودم!

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin

 

یه زمانی توو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که : تو اجازه بگیر برو بیرون منم 2دقیقه دیگه میام!
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو.....
من که حلالشون نمی کنم!!!!!

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin  big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin



دست مخترع کولر درد نکنه چون:
اگه به ما بود الان
یا میگفتیم مشیتِ خدا در اینه که هوا گرم باشه و حتما یه حکمتی
هست،باید تحمل کرد و نباید تو کارِ خدا دخالت کرد!!
یا اینکه یه دعا ساخته بودیم و میگفتیم باید
روزی 70 بار از روش خوند تا خنک شد...!
اگرم میخوندیم و خنک نمیشدیم،میگفتن با اخلاص نخوندیو
فقط بنده های واقعی و با تقوا خنک میشن ...

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin  big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin



سلامتی پنگوئن که یه ذره قد داره، اما بازم لاتی راه میره ....
 

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin  big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin


يادش به خير زماني كه راهنمايي بوديم يه دبير داشتيم هر موقع از دست ما عصباني ميشد ميگفت: گوساله ها خجالت بكشيد من جاي پدرتون هستم!

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin  big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin


بزرگترین حرف های کینه توزانه با این جمله توجیه میشه : ” به خاطر خودت میگم “
 

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin  big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin



دقت کردین وقتی با ماشین هستیم
احساس میکنیم گم شدیم اول ضبط ماشین رو کم میکنیم!!!

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin  big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin


دیشب پشت چراغ قرمز یه دختره خشگل و ناز توی یه سانتافه بود ...
براش دست تکون دادم ، اونم همینکارو کرد و بوسم برام پرت کرد !
خلاصه عشق وصفا و صمیمیت .. خيلي خوشگل داشت پا ميداد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
فقط تنها ایرادی که داشت این بود که سنش حدودِ 4 یا 5 سال بود

 

big grinbig grinbig grinbig grinbig grinbig grin  big grinbig grinbig grinbig grinbig grin نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 3 خرداد 1391برچسب:,

׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

تصاویری رویایی و زیبا از طبیعت


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 3 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

به سلامتی پدر...!

به سلامتی اون پدری که هنگام تراشیدن موی کودک مبتلا به سرطانش گریه ی فرزندش رو دید
ماشین رو داد به دستش در حالی که چشمانش پر از گریه بود گفت : حالا تو موهای منو بتراش !

به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم ...!!!

به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید ،اما واسه خیلی ها پدری کرد

به سلامتی پدری که لباس خاکی و کثیف میپوشه میره کارگری برای سیر کردن شکم بچه اش ، 
اما بچه اش خجالت میکشه به دوستاش بگه این پدرمه !

سلامتی اون پدری که شادی شو با زن و بچش تقسیم میکنه اما غصه شو با سیگار و دود سیگارش . . .

به سلامتی پدری که کفِ تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچش کف خونه کسی رو جارو نزنن..

همیشه مادر را به مداد تشبیه میکردم ، که با هر بار تراشیده شدن، کوچک و کوچک تر میشود…
ولی پدر ...
یک خودکار شکیل و زیباست که در ظاهر ابهتش را همیشه حفظ میکند
خم به ابرو نمیاورد و خیلی سخت تر از این حرفهاست
فقط هیچ کس نمیبیند و نمیداند که چقدر دیگر میتواند بنویسد …
بیایید قدردان باشیم ...
به سلامتی پدر و مادرها

پدرم هر وقت میگفت "درست میشود" ... تمام نگرانی هایم به یک باره رنگ میباخت...!

وقتی پشت سر پدرت از پله ها میای پایین و میبینی چقدر آهسته میره ، میفهمی پیر شده ! 
وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه و دستش میلرزه ، میفهمی پیر شده ! 
وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، میفهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه... 
و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری

پدرم ،تنها کسی است که باعث میشه بدون شک بفهمم فرشته هاهم میتوانند مرد باشند ! به سلامتی هرچی پدره

خورشید هر روز دیرتر از پدرم بیدار می شود اما زودتر از او به خانه بر می گرددبه سلامتی هرچی پدره . .

 

تماس از جهنم

 

يك انگليسي ؛ يك آمريكايي و يك ايراني مردند و همگي رفتند جهنم

فرد انگليسي گفت: دلم براي انگليس تنگ شده ، مي خواهم با انگلستان تماس بگيرم و ببنيم بعضي افراد آنجا چه كار مي كنند...
تماس گرفت و به مدت 5دقيقه صحبت كرد...
سپس گفت: خب، شيطان چقدر بايد براي تماسم بپردازم؟؟؟

شيطان 5 ميليون دلار خواست...

5 ميليون دلار !!!!!!!
انگليسي چك كشيد و برگشت روي صندلي اش نشست


فرد ايراني خيلي حسود بود و شروع كرد به جيغ و فرياد كه من هم مي خواهم با ایران تماس بگيرم و از اوضاع اونجا با خبر شوم...
 
او تماس گرفت!! و به مدت 10 دقيقه صحبت كرد.
سپس گفت: خب شيطان، چقدر بايد بابت تماسم پرداخت كنم؟

شيطان : 10 ميليون دلار خواست...
10 ميليون دلار!!!! ایرانی چك چكشيد و برگشت بر روي صندلي اش نشست...

و اما فرد آمريكايي  خيلي خيلي حسود بود.او شروع كرد به جيغ و فرياد كه من هم مي خواهم با امريكا تماس بگيرم و از اوضاع آنجا باخبر بشوم او با امريكا تماس گرفت و به مدت 12ساعت صحبت كرد
سپس گفت: خب شيطان، چقدر بايد براي تماسم پرداخت كنم؟

شيطان گفت: 1دلار......
فقط 1دلار؟!!!!
شيطان گفت بله خب...
از جهنم به جهنم داخليه (!)

 

ما ایرانی ها

 

ما ایرانی ها وقتی میخوایم از کسی تعریف کنیم :
عجب نقاشیه نکبت…
چه دست فرمونی داره توله سگ…
چقدر خوب میخونه بد مصب…
چه گیتاری میزنه ناکس…
استاده کامپیوتره لامصب…
موی کوتاه به طرف میاد :چه عوضی شدی…
عجب گلی زد بی وجدان…
بی شرف خیلی کارش درسته…
دوستت دارم وحشتناک…!

اما وقتی میخوایم فحش بدیم:
برو شازده…
چی میگی مهندس…
آخه آدم حسابی…
دکتر برو دکتر…
چطوری آی کیو؟
به به! استاد معظم!
کجایی با مرام؟
باز گلواژه صادر فرمودی؟

 

داری بی غیرت میشی

 

با آدم ضعیف تر از خودتون تا حالا پینگ پونگ بازی کرده اید؟
منظورم اینایی هستن که تازه راکت بدست شده اند و چند ساعتی مربی داشته اند و تازه از استایل والیبال اومده اند تو تنیس روی میز
خیلی عجیبه که اینها چون بد بازی میکنند ، نمیتونی ببریشون و اصلا هم مهم نیست مهارتت ! 
طرف عملا یه بازی دیگه میکنه و توهم زده که پینگ پونگ داره بازی میکنه...
من و تو هم عملا تو این توهم وقتمون حروم میشه
و اتفاق بدتر اینه که وقتی با یه آدم حسابی میشینی پای بازی میبینی مهارتت خیلی کم شده 
 و طول میکشه تا برسی به سطح بازی اصلی خودت!

اینها را نوشتم تا بگم حرف اصلیم را 
وقتی با یه آدم کم فهم معاشرت میکنی یا آدمی که خودش را به نفهمی میزنه
وقتی با یه آدم خاله زنک دم به دم میشی
وقتی با آدم احمق دمخور میشی که قضاوتهای عجیب غریب و خرافی داره و تحملش میکنی ،
وقتی با یه آدم روبرو میشی که دغدغه هایش مسکن ورستوران و لباس برند و(!...)
دیگه انتظار نداشته باش که از حروم شدن وقتت غصه بخوری
از درجا زدنت هم خجالت نمیکشی
از تجمع برنامه ای نصفه عمل شده و کارهای نیمه تمامت هم ککت نمیگزه
از نخواندن آخرین مقاله تخصصی رشته ات ، بهت بر نمیخوره
یا ندیدن فلان دانشمند و بلد نبودن مفاهیم بلند حافظ و مولوی و ....دردت نمیاره
داری بی غیرت میشی عزیزم
به مردنت ادامه بده یا مثل یه بزرگمرد بکش از این وضعیت بیرون و نذار زنده به گور بشی و بشی یه مرده متحرک

نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 3 خرداد 1391برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

صفحه قبل 1 ... 9 10 11 12 13 ... 39 صفحه بعد

CopyRight| 2009 , aftabpnu.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com