چه کسانی سنـت چهارشنـبه سـوری را نابـود می کنند ؟!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


عصر ایران؛ هومان دوراندیش: دوباره به آخرین روزهای اسفند رسیده ایم و به زودی "چهارشنبه سوری" از راه می رسد. روز چهارشنبه سوری در جامعه ایران، سالهاست به مساله ای ملی بدل شده است. برخی آن را سنتی خرافی و مغایر با ارزش های اسلامی می دانند و برخی دیگر نشانه هویت ملی ایرانیانش می دانند و با انگیزه حفظ ملیت ایرانی، در پاسداشت آن می کوشند.

کسانی که با موضع گیری های افراطی خود چهارشنبه سوری را به عرصه تضاد دین و ملیت ایرانیان امروز بدل کرده اند، ناخواسته (و شاید هم عالمانه و عامدانه) در تنور ناخوشایند تقابل اسلام و ایران می دمند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


مخالفان چهارشنبه سوری را شاید بتوان به سه دسته تقسیم کرد:

نخست آنانی که این روز را نشانه "جهل ایرانی ماقبل اسلام" می دانند و در مجموع معتقدند چهارشنبه سوری لکه ننگ فرهنگ ایرانی است و باید این ننگ را از دامن این فرهنگ زدود. در این دیدگاه نوعی مخالفت رادیکال با ایران باستان و سنن ملی آن دوران وجود دارد. در واقع چنین دیدگاهی، حاوی رادیکالیسم ضد باستانگرایانه است.

دوم زرتشتیانی که آتش را پدیده ای مقدس و واجد حرمت می دانند و پریدن از روی آن، آن هم از سر سرمستی و سبکسری را عملی ناشایست و ناروا می شمارند. از نظر این دسته از ایرانیان غیرمسلمان، چهارشنبه سوری، نه سنتی ایرانی و زرتشتی بلکه میراث ورود عرب ها به ایران است. پس آن به که در ترویج و تحکیم این سنت غیرایرانی، نکوشیم.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


دسته سوم از مخالفان چهارشنبه سوری، کاری به ریشه های تاریخی و مذهبی این سنت ملی ندارند بلکه از منظری اجتماعی و مدرن، فقط به پیامدهای نامطلوب این "جشن ممنوع" می نگرند. این دسته از منتقدین، چهارشنبه سوری را عرصه بروز "وندالیسم" (ویرانگری) می دانند و هنجارشکنی های رایج در چهارشنبه سوری را مخالف "نظم و امنیت" می دانند؛ عناصری که در غیاب آنها، کار هیچ جامعه ای به سامان نمی شود.

موافقان چهارشنبه سوری را نیز احتمالاً در سه دسته می توان جای داد:

نخست کسانی که از سر ایرانگرایی، در پاسداشت چهارشنبه سوری می کوشند تا به سهم خویش، نگذارند چهارشنبه سوری نیز به سرنوشت عید مهرگان یا روز سپندارمزدان دچار شود و با رخت بر بستن از یادها، زنده شدن دوباره اش مستلزم فریادها باشد. این گروه از حامیان چهارشنبه سوری، نه تنها با دیدگاههای تقابلی درباره چهارشنبه سوری موافقتی ندارند بلکه دیدگاه زرتشتیان مخالف چهارشنبه سوری را نیز رد می کنند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


دسته دوم کسانی اند که از فرط کمبود شادی، در جست و جوی روزها و آیین هایی هستند که دست آنها را برای ریختن به خیابان ها و هلهله کردن و کارناوال راه انداختن باز می کند. در واقع کاهش کنترل اجتماعی در چنین روزی، آنها را از احساس آزادی و امکان شادی بیشتری بهره مند می کند و هم از این روست که آنان هر ساله، جزو کنشگران اجتماعی ای می شوند که رفتارشان در خدمت تداوم سنت چهارشنبه سوری است.

دسته سوم اما با انگیزه های سیاسی به میدان می آیند. آنها بیش از آنکه دغدغه حفظ سنن ایران باستان و یا یافتن محملی برای شادبودن و آزادبودن داشته باشند، به مخالفت با وضع موجود می اندیشند. برای آنها چهارشنبه سوری و سیزده به در و صعود تیم ملی به جام جهانی فرق چندانی با فلان تجمع سیاسی ندارد. این دسته از موافقان، در مقام ابراز مخالفت با وضع سیاسی و اجتماعی موجود، معمولاً به عرصه رفتارهای وندالیستی نیز در می غلطند و امنیت عمومی را حقیقتاً مخدوش می کنند. آنها همیشه برای "نه" گفتن به خیابان ها می آیند و همین امر موجب تشدید حساسیت بیشتر نسبت به روز چهارشنبه سوری می شود.


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


در واقع گروه اول مخالفان و گروه وندال ها(تخریبگران)، خواسته یا ناخواسته، شب چهارشنبه سوری را که می تواند با جشن های شاد و آزاد مردمی به پایان رسد، به عرصه بروز تنش های فکری، اجتماعی و گاه حتی سیاسی بدل می کنند.

اما چه کار می توان کرد که هر سال در آستانه نوروز، شاهد چنین تنش هایی در جامعه ایران نباشیم؟

بی شک یکی از عوامل کاهش تنش، افزایش رواداری اراده های رسمی نسبت به سنت چهارشنبه سوری است. بر فرض که در سنت چهارشنبه سوری، پاره ای ایده های بی پایه هم وجود داشته باشد. آیا این ایده ها تهدیدی برای جامعه ایجاد می کند؟


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آیا در کارناوال های آیینی و مناسکی که در مناسبت های مذهبی در سراسر کشور برپا می شوند، هیچ آموزه نادرست نامربوط به دین وجود ندارد؟ قطعاً وجود دارد و مروری بر کتاب حماسه حسینی شهید مطهری که در آن از خرافات وارد شده بر ماجرای عاشورا انتقاد شده، مؤید این مدعاست.

در رفتار عامه مردم، چه رفتار عرفی مذهبی و چه رفتار ملی، همیشه خلل ها و اشکالاتی وجود دارد. اگر در حوزه دین با رفتارهای نادرست عامه مردم با تساهل و تسامح برخورد می شود، در حوزه ملیت نیز می توان چنین رویه ای را در پیش گرفت. سخت گیری با مردم، آن هم در جزئیات، نه به سود جامعه است نه به سود دولت.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


از سوی دیگر، کسانی هم که چهارشنبه سوری را به عرصه بروز وندالیسم بدل می کنند، باید بدانند که مهمترین پیامد این رفتار آنها تقویت رادیکال های ضد سنن ملی است که با تخریب ها و کشته ها و مجروح های چهارشنبه سوری، بهترین بهانه را به دست می آورند که "می بینید چه رسم وحشتناکی است این چهارشنبه سوری خرافی؟"

علاوه بر این، وندالیسم و آشوبگری شب چهارشنبه سوری، امنیت و گاه حتی حیات انسان های بی گناهی را به خطر می اندازد که در آستانه سال نو، مهیای جشن نوروز هستند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


بی تردید غوغاسالاران و وندالیست های دستگیر شده در روز و شب چهارشنبه سوری، پس از دستگیری انتظار دارند مراجع امنیتی و قضایی، حقوق انسانی آنها را پاس بدارند و با درشتی با آنها برخورد نکنند. اما آیا این افراد، پیش از دستگیر شدن، لَختی به حقوق انسان های بی گناهی که از گوشه و کنارهای کوچه و چنارهای تهران عبور می کنند، می اندیشند؟!

کدام سنت سیاسی و دینی و حتی غیردینی به آنها اجازه می دهد برای ابراز شادمانی خود، انواع و اقسام ترقه ها و نارنجک ها را با بی مسئولیتی هر چه تمام تر، به این سوی و آن سوی شهر پرتاب کنند و هزینه این شادی سفیهانه آنان، آسیب دیدن سر و چشم و آتش گرفتن و گاه حتی از دست رفتن جان رهگذران و مردمان بی پناه و بی گناهی باشد که به ناچار در آن "شب ترقه ها و نارنجک ها " به خیابان آمده بودند.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


ضربه ای که اینان به آیین چهارشنبه سوری می زنند، به مراتب بیش از کسانی است که رسماً و علناً کمر به نابودی سنن زیبای ایرانی بسته اند.

آری، به نظر می رسد که همه موافقان و مخالفان چهارشنبه سوری، بویژه افراطیون دو سر این طیف، باید در بینش و کنش خود تاملی دوباره کنند.


امیدواریم دوستان عزیزی که با برپایی آئین چهارشنبه سوری، این آخرین چهارشنبه ی سال 90 را جشن می گیرند خدای ناکرده زیبایی این رسم کهن ایرانی را با انجام کارهای خطرناک و استفاده از وسایل خطرناک آتشبازی و منفجر کردن ترقه خراب نکنند و سلامتی و آرامش خود و اطرافیانشان را تحت هیچ شرایطی هدف قرار ندهند چراکه همین چهارشنبه سوری در عین زیبا و شادی آفرین بودن، می تواند فرهنگ ساز و تداوم بخش این آئین زیبای ایرانی هم باشد ...

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 22 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

خدایا...

کسی را که قسمت کس دیگریست؛

سر راهمان قرار نده

 که

شب های دل تنگی اش برای ما باشد

و

روزهای خوشش برای دیگری!

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 22 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀


جملات پنـد آموز پـشت كامیـونی

بعضی از راننده های کامیون جمله های جالبی مینویسن پشت ماشیناشون ! حالا یا جنبه طنز داره
یا جمله های فلسفی و ادبیاته یا عاشقانه است یا … بهر حال زیباست و ارزش خوندن داره ...


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!

اگه الله کند یاری
چه اف باشد چه سوسماری!

اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!

ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری، من عشق گل اندامی!

لاستیک قلبمو با میخ نگات پنچر نکن

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع !
عشق آمد و گفت من بی سوادم

قربان وجودت که وجودم ز وجودت بوجود آمده مادر

شتاب مکن! مقصد خاک است

رادیاتور عشق من از بهر تو، آمد به جوش!

اگر نداری باورم بنگر به روی آمپرم

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!

اتوبوس من غصه نخور، منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)

سر پایینی برنده سر بالایی شرمنده!

داداش مرگ من یواش!

کاش می شد سرنوشت را از سر نوشت

تند رفتن که نشد مردی! چشم انتظارم که برگردی

یا اقدس! یا هیچکس

زندگی نگه دار پیاده می شم

محبت از درخت آموز که سایه از سر هیزم شکن هم برنمی دارد

منمشتعلعشقعلیمچکنم

ایحجتخدا

دریای غم ساحل ندارد

قربون دل غریب پرستت

از عشق تو لیلی؛ رفتم زیر تریلی

همه از مرگ می ترسند من از رفیق نامرد

به مد پرستان بگو آخرین مد کفن است

ای روزگار با ما شدی ناسازگار!
بپر بالا که گیر نمیاد!

باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم
من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!

بحث30یا c ممنوع!

بخور و بخواب کارمه
الله نگهدارمه!

به مادرت رحم کن کوچولو!

تا جام اجل نکرده ام نوش
هرگز نکنم تو را فراموش!

تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی
تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!

تاکسی نارنجی
از من نرنجی!

تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!

جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!

داداش مرگ من یواش
امان از دست گلگیر ساز و نقاش!

درخت مکر زن صد ریشه دارد
فلک از دست زن اندیشه دارد!

رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!

دلبری دارم چو مار عینکی
خوشگل و زیبا ولی کم پولکی!

حالا که خر تو خره ماهم پیرایدم(ژیان)

رخش بی قرار!

رفیق بی کلک مادر!

در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!

دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!

دنبالم نیا اسیرم میشی!

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!

دودوتا هفتا کی به کیه!

رود می رود اما ریگذارش می ماند!

زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!

زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!

ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود
ز شهر و خانه ام آواره بنمود!

سر پایینی نوکرتم
سر بالایی شرمندتم(ژیان)

شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است
از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!

شو همره بلبل لبلب هرمهوش!
(اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)

عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند!

قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!

کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!

گاز دادن نشد مردی
عشق آن است که بر گردی!

گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!

تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم
بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!

گلگیرم ولی گل نمیگیرم!

یه بار پریدی موتوری دو بار پریدی موتوری آخر می افتی موتوری!

گرگی که مرا شیر دهد میش من است
بیگانه اگر وفا کند خویش من است

نوکرتم ننه!

یا علی گفتیم و قسط آغاز شد!

دیشب بابام منو زد بخاطر تو ...

نیم كیلو باش ولی مرد باش

ببخشید پشتم به شماست

عاقبت فرار از مدرسه!

عاقبت لیسانس گرفتن!

ایکاش زندگی دنده عقب داشت!

این وسیله بهر روزی دست ماست
در حقیقت مالک اصلی خداست

گشتم نبود نگرد نیست

زگهواره تا گور بی خیال؟

من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند

جوانی المثنی ندارد

عاشق بی انتظار مادر

علم بهتر است یا ثروت؟
هیچكدام فقط ذره ای معرفت

به گنده تر و خرتر از خودت احترام بگذار!

عیب رندان مكن ای زاهد پاكیزه سرشت
سرنوشت دگران بر تو نخواهند نوشت

ناز نگات قشنگه!

تند رفتن كه نشد مردی
عشق است كه برگردی

هر كجا محرم شدی، چشم از خیانت باز دار
چه بسا محرم با یك نقطه مجرم میشود

مبر ز موی سفیدم گمان به عمر دراز
جوان به حادثه ای زود پیر میشود گاهی

دست بزن ولی خیانت مكن

منم یه روز بزرگ میشم

زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت

داداش جان به خاطر اشك مادر یواش!

افسوس همه اش افسانه بود!

من از عقرب نمیترسم ولی از سوسك میترسم
من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم

من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مكن
هرچه می خواهی بكن محتاج نامردان مكن!

شد شد، نشد نشد

بوسه مگر چیست، فشار دولب
این كه گنه نیست، چه روز و چه شب

بمیرد آنكه غربت را بنا كرد
مرا از تو، ترا از من جدا كرد

برگ از درخت خسته می شه
پاییز فقط یه بهانه است

در این دنیا كه مردانش عصا از كور می دزدند
من بیچاره دنبال مرد می گردم

رفاقت قصه تلخی است كه از یادش گریزانم

از بس خوردم مرغ و پلو
آخر شدم ماركوپولو

بخاطر دلم ولم

100 بار بدی كردی و دیدی ثمرش را
خوبی چه بدی داشت كه یك بار نكردی

تو كه بی وفا نبودی پدر سگ!

دلم دادم بری باهاش حال كنی
نه كه بری جیگركی بازكنی !

در قمار زندگی عاقبت ما باختیم
بس كه تكخال محبت بر زمین انداختیم

گر پادشاه عالمی، بازهم گدای مادری

نمیخام شمع باشم دخترا فوتم كنن
میخام سیگار باشم لوطیا دودم كنن

همه از من میترسن، من از نیسان آبی

هندونه بده قاچ كنیم، لوپتو بده ماچ كنیم !

دانی كه چرا راز نهان با تو نگفتم،
طوطی صفتی طاقت اسرار نداری

به درویشی قناعت كن كه سلطانی خطر دارد

جون من داداش یه خورده یواش!

اسیرتم ولی آزاد !

قربان وجودت که وجودم ز وجود تو بوجود آمده مادر

ای الهه ناز!!!

لوتی با ما به ازین باش که با خلق جهانی!

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 20 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

شبی كه همسرم از من خواست كه با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم...
 

ارزشمندترین وقایع زندگی معمولا دیده نمیشوند و یا لمس نمیگردند، بلكه در دل حس میشوند.لطفا به این ماجرا كه دوستم برایم روایت كرد توجه كنید.
 
اومیگفت كه پس از سالها زندگی مشترك، همسرم از من خواست كه با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت كه مرا دوست دارد، ولی مطمئن است كه این زن هم مرا دوست دارد. و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.
 
زن دیگری كه همسرم از من میخواست كه با او بیرون بروم مادرم بود كه 19 سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود كه من فقط در موارد اتفاقی ونامنظم به او سر بزنم.آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید كه مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود كه یك تماس تلفنی شبانه و یا یك دعوت غیر منتظره را نشانه یك خبر بد میدانست.به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود كه اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از كمی تامل گفت كه او نیز از این ایده لذت خواهد برد.
 
آن جمعه پس از كار وقتی برای بردنش میرفتم كمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم كه او هم كمی عصبی بود كتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع كرده بود و لباسی را پوشیده بود كه در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت كه به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.
 
ما به رستورانی رفتیم كه هر چند لوكس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود كه گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینكه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاكی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میكند، به من گفت یادش می آید كه وقتی من كوچك بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود كه منوی رستوران را میخواند. من هم در پاسخ گفتم كه حالا وقتش رسیده كه تو استراحت كنی و بگذاری كه من این لطف را در حق تو بكنم.هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلكه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم كه سینما را از دست دادیم.وقتی او را به خانه رساندم گفت كه باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینكه او مرا دعوت كند و من هم قبول كردم.وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید كه آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه كه میتوانستم تصور كنم.
 
چند روز بعد مادر م در اثر یك حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد كه بتوانم كاری كنم.كمی بعد پاكتی حاوی كپی رسیدی از رستورانی كه با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید.یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم كه آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت كرده ام یكی برای تو و یكی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید كه آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.در آن هنگام بود كه دریافتم چقدر اهمیت دارد كه بموقع به عزیزانمان بگوئیم كه دوستشان داریم و زمانی كه شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم. هیچ چیز در زندگی مهمتر از خدا و خانواده نیست.زمانی كه شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.این متن را برای همه كسانی كه والدینی مسن دارند بفرستید. به یك كودك، بالغ و یا هركس با والدینی پا به سن گذاشته. امروز بهتر از دیروز و فرداست.
نویسنده: علی ׀ تاریخ: پنج شنبه 18 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

برایت آرزو دارم ...
 
 
 
برایت آرزو دارم - گروه گل یاس

 
 
دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بفهمی زندگی بی عشق نازیباست

دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی

به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی

بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها

بخوانی نغمه ای با مهر

دعایت می کنم، در آسمان سینه ات

خورشید مهری رخ بتاباند

دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی

بیاید راه چشمت را

سلامی از لبان بسته ات، جاری شود با مهر

دعایت می کنم، یک شب تو راه خانه خود گم کنی

با دل بکوبی کوبه مهمانسرای خالق خود را

دعایت می کنم، روزی بفهمی با خدا

تنها به قدر یک رگ گردن، و حتی کمتر از آن فاصله داری

و هنگامی که ابری، آسمان را با زمین پیوند خواهد داد

مپوشانی تنت را از نوازش های بارانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

گرچه دوری از خدا، اما خدایت با تو نزدیک است

دعایت می کنم، روزی دلت بی کینه باشد، بی حسد

با عشق، بدانی جای او در سینه های پاک ما پیداست

شبانگاهی، تو هم با عشق با نجوا

بخوانی خالق خود را

اذان صبحگاهی، سینه ات را پر کند از نور

ببوسی سجده گاه خالق خود را

دعایت می کنم، روزی خودت را گم کنی

پیدا شوی در او

دو دست خالیت را پرکنی از حاجت و

با او بگویی:

بی تو این معنای بودن، سخت بی معناست

دعایت می کنم، روزی

نسیمی خوشه اندیشه ات را

گرد و خاک غم بروباند

کلام گرم محبوبی

تو را عاشق کند بر نور

دعایت می کنم، وقتی به دریا می رسی

با موج های آبی دریا به رقص آیی

و از جنگل، تو درس سبزی و رویش بیاموزی

بسان قاصدک ها، با پیامی نور امیدی بتابانی

لباس مهربانی بر تن عریان مسکینی بپوشانی

به کام پرعطش، یک جرعه آبی بنوشانی

دعایت می کنم، روزی بفهمی

در میان هستی بی انتها باید تو می بودی

بیابی جای خود را در میان نقشه دنیا

برایت آرزو دارم

که یک شب، یک نفر با عشق در گوش تو

اسم رمز بگذشتن ز شب، دیدار فردا را به یاد آرد

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی

بگیرد آن زبانت

دست و پایت گم شود

رخساره ات گلگون شود

آهسته زیر لب بگویی، آمدم

به هنگام سلام گرم محبوبت

و هنگامی که می پرسد ز تو، نام و نشانت را

ندانی کیستی

معشوق عاشق؟

عاشق معشوق؟

آری، بگویی هیچ کس

دعایت می کنم، روزی بفهمی ای مسافر، رفتنی هستی

ببندی کوله بارت را

تو را در لحظه های روشن با او

دعایت می کنم ای مهربان همراه

تو هم ای خوب من

گاهی دعایم کن
نویسنده: علی ׀ تاریخ: پنج شنبه 18 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

غم و عشق ,sms عاشقانه,جملات عاشقانه,پیامک عاشقانه جدید
 
آن نازنین کجاست که یادم نمیکند / صد غم به سینه دارم و شادم نمیکند

یک لحظه آنکه بی من هرگز نمی نشست / امشب به یاد کیست که یادم نمیکند . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
میگن دوره اربابی تموم شده
پس تو اهل کدوم تباری که ما هنوز غلامتیم !؟
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
امروز روز ملی گلها ست
“روزت مبارک”
این پیام رو برای تمام کسانی که عطر شون رو دوست داری بفرست.
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
گفت مجنون گر همه روی زمین / هر زمان بر من کنندی آفرین
من نخواهم آفرین هیچ کس / مدح من دشنام لیلی باد و بس . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
لبریز غزل بیا همی آهسته / چون آیه بخوان مرا کمی آهسته
آهسته مرا رها بکن از سر عشق / تا در تو رها شوم دمی آهسته . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
ما هرچه دویدیم به مقصد نرسیدیم / از عشق به جز مزه ی تلخش نچشیدیم . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
دیری است ندیده ام من الماس تنت
عابــر نشـــدم به کــــوچه یاس تنت
تبریز چـــــرا شده است فصل تن تو
خـــــواهم برسم به بندر عباس تنت !
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
گرچه کردم ذوقها از آشناییهای او / انتقام از من کشید، آخر جداییهای او . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
نقش ِچشمان ِخمارت ، چه کشیدن دارد ! / سایه ساران ِدو زلفت ، چه لمیدن دارد !
آن قدر خوب و ملیحی که به یک جرعه نگاه / حس مستی لبت طعم چشیدن دارد . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
بی رویت آینه کدر خواهد شد / آهم در شهر منتشر خواهد شد
چون بمبی ساعتی دلم در سینه / با تاخیر تو منفجر خواهد شد . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
هیچ میدانی ؟
جای قول و قرارهایمان امن است ، زیر پاهای تو !
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
گهگاهی سفری کن به حوالی دلت
شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
پر است خلوتم از یاد عاشقانه او / گرفته باز دل کوچکم بهانه او
نسیم رهگذر این بار هم نیاورده / به دست قاصدکی نامه یا نشانه او . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
شاهزاده ی عشقی که غلامت شده ام / پابند تو و اسیر دامت شده ام
گویند کبوتری وفادار تر از طوقی نیست / طوقی صفتم ، جلد مرامت شده ام . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
نگی که ما گداییم / نگی که بی وفاییم
ما اهل هر کجاییم / مخلص بعضی هاییم !
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
اگر چه عاشقی پر شور بودیم / به خود نزدیک و از هم دور بودیم
شب و روز از جدایی می‌سرودیم / من و تو وصله‌ای ناجور بودیم . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
درد یک پنجره را پنجره ها میفهمند
معنی کور شدن را گره ها میفهمند
سخت است بالا بروی ساده بیای پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها میفهمند
یک نگاهت به من آموخت که درحرف زدن
چشم ها بیشتر از حنجره ها میفهمند . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
امشب شب رویای تو بود و تو نبودی / در دل همه آوای تو بود و تو نبودی
دل زیر لب آهسته تمنای تو میکرد / در حسرت دیدار تو بود و تو نبودی  . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
هر سحر آفتاب من بودی
همه شب ها شهاب من بودی
ور شکستم بدون چشمانت
تو تمام حساب من بودی . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
دل تنگم و جز روی خوشت در نظرم نیست / در گیتی و افلاک به جز تو قمرم نیست
با عشق تو شب را به سحر گاه رسانم / بی لذت دیدار تو شب را سحرم نیست . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
دل خوش میطلبم سیری چند ؟ / پای در بند به زنجیری چند ؟
با چنین باده و جامی ساقی / تو بگو عشق و صفا سیری چند . . . ؟
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
امشب ز غمت میان خون خواهم خفت / وزبسترِ عافیت برون خواهم خفت
باور نکنی خیال خود را بفرست / تا در نگرد که بی تو چون خواهم خفت . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
قلب کال مـن
در فصل دست های تــو می رسـد
فصـلی برای تمـــــام رؤیــاها
دستــی برای تمـــام فصل ها . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
من به زنجیر وفای تو اسیرم چه کنم
گر نیایی به خدا بی تو بمیرم چه کنم
در هوای غم عشق تو ز خود بی خبرم
که من از عشق تو محتاج و فقیرم چه کنم . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
اشک خیمه زده بر صفحه ی چشم نگرانم
چنـد روزیسـت که دلواپسـم و بـد نگرانم
کوچه از رهگذر سرد غمت زار و گرفته ست
شب بی تابش ماه روی تو برده امانم . . .
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
کمی گیجم کمی منگم عجیب است
پریده بی جهت رنگم عجیب است
تو را دیدم همین یک ساعت پیش
برایت باز دلتنگم عجیب است !
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
مـــرا یک شــب تحمل کن که تا باور کنـی ای دوست
چگونـه با جنون خود مـدارا می‌کنم هـر شــب . . . !
♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣♣
دلم را ساده گیر آورده ای تو
نه مستاجر ، اسیر آورده ای تو
تمام رهن قلبت پیش پیش است

نگو بازم که دیر آورده ای تو….!
نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

رمـز عاشـقی ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
که از شرم نبود شاد‌پیغامی،
میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند
چیزی نمی‌خواهد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا،
تلاوت کرده با تدبیر؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

تو از خورشید پرسیدی، چرا
بی‌منت و با مهر می‌تابد؟
تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟
تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی
از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟
تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا خوانده‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا هیچ می‌دانی،
اگر عاشق نباشی، مرده‌ای در خویش؟
نمی‌دانی که گاهی، شانه‌ای، دستی، کلامی را نمی‌یابی ولیکن سینه‌ات لبریز از عشق است…

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
تو آیا جمله می‌سازی؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نفهمیدی چرا دل‌بستِ فالِ فالگیری می‌شوی با ذوق!
که فردا می‌رسد پیغام شادی!
یک نفر با اسب می‌آید!
و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمی‌تابد؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کرده‌ای آیا؟

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

جوابم را نمی‌خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیده‌ام در تو!
که عاشق بوده‌ام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته می‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌خوانی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


قسمت‌هایی از شعر بسیار زیبای "کیوان شاهبداغی"
به نقل از سایت لبخند زندگی

نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 17 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

نمی نویسم چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی ...


هر وقت کسی را می بینم
که وارونه در آب ایستاده
خنده ام می گیرد
هر چند نباید بخندم
چون شاید در جهانی دیگر دیاری دیگر
زمانی دیگر
او راست ایستاده باشد
و من وارونه.


 

جدیدترین عکس های منتخب رمانتیک و زیبا

تصاویر عاشقانه با مضمون تنهایی (سری 8 )


تصاویر عاشقانه با مضمون تنهایی (سری 8 )

تصاویر عاشقانه با مضمون تنهایی (سری 8 )

 

تصاویر عاشقانه با مضمون تنهایی (سری 5 )



تصاویر عاشقانه با مضمون تنهایی (سری 8 )

تصاویر عاشقانه با مضمون تنهایی (سری 8 )

تصاویر عاشقانه با مضمون تنهایی (سری 8 )

 

تصاویر عاشقانه با مضمون تنهایی (سری 5 )



تصاویر عاشقانه با مضمون تنهایی (سری 8 )

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 نوروز یعنی …

 عکس   نوروز یعنی ...

نوروز، نخستین روز بهار هم هست. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی‌خیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می‌کند
 

نوروز، روزی‌ست نو؛ روز، روز همان روشنی‌ست. پس نوروز، یعنی تابش آفتابی تازه در زندگی و سرزندگی نو‌به‌نوی انسان و جهان.

 

نوروز، نخستین روز بهار هم هست. در این روز، طبیعت، از خوابی طولانی برمی‌خیزد و کار و بار حیاتیِ خویشتن را از نو آغاز می‌کند و سال آغاز می‌شود که یعنی این ایرانیان‌اند که هر سال، بیداری طبیعت و شروع تازه‌ی زندگی را جشن می‌گیرند. جشنی که در آن، از دیرباز، روشنی و زیبایی و زندگی را ستوده‌ و نوروز را جشن‌گرفته‌اند.
در آستانه‌ی نوروز، ایرانیان به خانه‌تکانی می‌پردازند و هم‌زمان، دل خود را نیز از کینه‌ها پاک‌می‌کنند و آماده می‌شوند تا در فصلی تازه، بر شاخه‌های زندگانی‌‌شان، عشق و مهر و مهرانگیزی، جوانه بزنند و به شکوفایی بنشینند.
ایرانیان، نوروز را لبخنده‌ی خداوند بر لبان طبیعت تلقی کرده‌اند و آن‌گاه که خداوند به زندگی لبخند می‌زند، گل لبخند بر لبان جهان هم می‌شکفد.
نوروز، یادآور آن است که ما مدام باید جان و جامه و جامعه‌ی خود را پاک و شاد و سرشار از انرژی ناپیداکرانه‌ی الهی نگه‌داریم.
نوروز، یادآور اهمیتِ دیدن و توجه کردن‌ست.
نوروز، آغاز فصلِ تفرج و تماشاست. چشم‌ها را بازکنیم و زیبایی‌ها را ببینیم. گوش‌ها را باز کنیم و آواز پرنده‌ها را بشنویم. دل‌ها را باز کنیم و دوست‌بداریم. روز، نو می‌شود. سال، نو می‌شود. طبیعت، نو می‌شود. مبادا که ما کهنه بمانیم. مبادا که ما محروم بمانیم. پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده است: « در زندگی شما، روزهایی هست که نفس خداوند بر شما می‌دمد. خود را در معرض نفس‌های پاک قراردهید. مبادا از آن روبگردانید!»
این نفس‌های پاک خداست که بر آدم و عالم می‌دمد. دارد طبیعت از نو آغاز می‌شود. سال دارد از نو آغاز می‌شود. روز نو دارد آغاز می‌شود. نوروز دارد از راه می‌رسد؛ لبالب از بشارت و طراوت و تازگی و تناوری…

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

http://up.funmehr.com/images/5h9cd4sw5kahkqpo035.jpg

آیا میدانید : در تایوان بشقابهای گندمی درست میشود وافراد بعد از خوردن غذا بشقابهایشان را هم میخورند.

آیا میدانید : گوش و بینی درتمام طول عمر انسان در حال رشد میباشند و بزرگتر میشوند.

آیا میدانید : آب دریا بهترین ماسک زیبایی پوست میباشد.

آیا میدانید : اولین مردمانی که نخ را کشف کردند وموفق به ریسیدن آن شدند ایرانیان بودند.

آیا میدانید : بزرگترین دریای دنیا دریای مدیترانه است و عمیقترین نقطه آن به ۴۳۳۰متر میرسد.

آیا میدانید : فقط پشه ماده نیش میزند و از پروتین خون مکیده شده جهت تخم گذاری استفاده میکند.

آیا میدانید : هر چشم مگس دارای ۱۰ هزار عدسی است.

آیا میدانید : مقاومت موش صحرایی در برابر بیآبی بیشتر از شتر است.

آیا میدانید : جمعیت میمونهای هند بالغ بر ۵۰ میلیون است.

آیا میدانید : یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم کافی برای کشتن ۲۲۰۰ انسان در اختیار دارد.

آیا میدانید : ۳۵۰ هزار نوع کفشدوزک در جهان وجود دارد.

آیا میدانید : نوشابه های زرد رنگ، زیانبارتر از نوشابههای سیاه رنگ هستند.

آیا میدانید : شش چپ، اندکی از شش راست کوچکتر است تا فضای کافی برای قرارگیری قلب فراهم آید.

آیا میدانید : تعداد سلولهای گیرنده بویایی در سگهای معمولی، یک میلیارد و در سگهای شکاری،۴ میلیارد عدد است

آیا میدانید : رشد کودک در بهار بیشتر است.

آیا میدانید :  هر انسان در حدود نیم ساعت یک تک سلولی بوده است ؟

آیا میدانید :  دندان تنها بخش از بدن انسان است که ترمیم نمی شود ؟

آیا میدانید :  هر چروک ایجاد شده در ابرو نتیجه ۲۰۰۰۰۰ اخم است ؟

آیا میدانید :  اکثر افراد در کمتر از ۷ دقیقه خوابشان می‌برد ؟

آیا میدانید :  آب دریا بهترین ماسک برای صورت انسان است ؟

آیا میدانید :  ورزش کردن در گرما به کاهش اشتها کمک می‌کند ؟

آیا میدانید :  عمر پرزهای چشایی انسان از ۷ تا ۱۰ روز است ؟

آیا میدانید :  اندازه قلب هر فرد به اندازه مشت اوست ؟

آیا میدانید :  قلب انسان بطور متوسط ۱۰۰ هزار بار در سال میتپد ؟

آیا میدانید :  سریع ترین عضله بدن انسان زبان اوست ؟

آیا میدانید :  بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد ؟

آیا میدانید :  تنها قسمت بدن که خون ندارد قرنیه چشم است ؟

آیا میدانید :  استرس تا ۵ برابر سیستم ایمینی بدن را پایین می آورد ؟

آیا میدانید :  تـنها در طول زمانی که این جمله را می خوانید در حدود ۵۰ هزار سلول بدنتان میمیرد و سلول های جدید جایگزین آن می شود ؟

آیا میدانید :  در طـول یـک ساعت قلب شما آنقدر سخت کار می کند کـه مــی تـــوانــد انرژی حمل یک جسم یک تنی به اندازه یک کیلومتر از سطح زمین را تامین کند ؟

آیا میدانید :  اولین دوقلوهای آزمایشگاهی اولین بار در سال ۱۹۸۱ به دنیا آمدند ؟

آیا میدانید :  اگر سلول های موجود بر روی پوست بدن انسان را به دنبال هم بچینیم، طول آن به ۴۵ مایل خواهد رسید ؟

آیا میدانید :  در طول یک سال، قلب یک انسان عادی ۴۰ میلیون بار می تپد ؟

آیا میدانید :  بیشتر انسانها در یک دقیقه ۲۵ مرتبه پلک می زنند و بطور میانگین هر انسان سالانه بیش از ۱۳ میلیون مرتبه پلک می زند ؟

آیا میدانید :  معده شما باید هر دو هفته یکبار ماده مخاطی جدید ترشح کند در غیر اینصورت خودش را هضم خواهد کرد ؟

آیا میدانید :  شش سمت چپ کوچکتر از شش سمت راست است تا فضایی برای قلب ایجاد شود ؟

آیا میدانید :  جراحی چشم یکی از پیشرفت های چشمگیر در طب باستان به شمار می رود ؟

آیا میدانید :  عطسه در هنگام خارج شدن از دهان، سرعتی بالغ بر ۱۰۰ مایل بر ساعت دارد ؟

آیا میدانید :  اگر بدن شما خشک و یخ زده شود ۱۰% به وزن آن اضافه خواهد شد که این مقدار وزن اضافی را مایکرو ارگانیسم هایی که بر روی بدن قرار دارند، تشکیل می دهند ؟

آیا میدانید :  براساس آمارهای اخیرسازمان جهانی سلامتی، روزانه در حدود ۱۰۰ میلیون فعالیت جنسی رخ میدهد؟

آیا میدانید :  زمانیکه گوشت و شیر را با هم می خورید، بدن به هیچ وجه کلسیم شیر را جذب نمی کند و بهتر است میان مصرف گوشت و شیر حداقل ۲ ساعت فاصله باشد ؟

آیا میدانید :  ما یک داروخانه کامل در بدن خود داریم و می توانیم هر دارویی را در بدن خود تولید کنیم ؟

آیا میدانید :  طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ؟

آیا میدانید :  محـقـقان اخیـراً بـه ایـن نتیجه رسیده اند که کلیه انسان ۵۰۰ عملکرد متفاوت دارد ؟

آیا میدانید :  ساختمان عملکرد دست وال، سگ، پرندگان (بال ها) و انسان دقیقاً مشابه است ؟

آیا میدانید :  شبکه چشم ۱۳۵ میلیون سلول احساس دارد که مسئولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد ؟

آیا میدانید :  چشم انسان حدود ۱۳۵ میلیون سلول بینایی دارد که معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل عمل می کند ؟

آیا میدانید :  چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ را مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد ؟

آیا میدانید :  گوش و بینی شما در تمام طول عمر به رشد خود ادامه می دهند ؟

آیا میدانید :  چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد گوش و بینی ما هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند ؟

آیا میدانید :  شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پیش لباس بر تن می کرده است ؟

آیا میدانید :  عمر مفید انسانها در کف دستشان اینگونه (۸۱ – ۱۸ = ۶۳) نوشته شده است ؟

آیا میدانید :  ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است ؟

آیا میدانید :  هر تار موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند ؟

آیا میدانید :  یک انسان نهایتا میتواند با سرعت ۳۵ کیلومتر در ساعت بدود ؟

آیا میدانید :  کالبد شکافی انسانهای جدید بسیار بیشتر از انسانهای قدیمی طول میکشد ؟

آیا میدانید :  انسان با خوردن ۲۰ نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد ؟

آیا میدانید :  هر انسان میتواند ۱ دقیقه نفس خود را حبس کند و رکوردش در جهان ۸۵ ثانیه است ؟

آیا میدانید :  وزن اسکلت انسان بالغ ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است ؟

آیا میدانید :  انسان اولیه (ناندرتال ها) و اجداد اولیه انسان هر دو در یک زمان در اروپا بودند ؟

آیا میدانید :  یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است ؟

آیا میدانید :  لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟

آیا میدانید :  انسان ۹ هزار سال پیش از میلاد برای اولین بار به کشاورزی پرداخت ؟

آیا میدانید :  دویست میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از آنها است ؟

آیا میدانید :  کبد انسان در ۳۰۰ تا ۵۰۰ روز نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود ؟

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

چگونه با توقعات غیر منطقی در ازدواج مقابله کنید

 

 

یاد بیگیرید چطور زندگی زناشویی نامطلوب خود را دوست بدارید


یک روز صبح پاییزی مریم در آشپزخانه مشغول نوشیدن چای بود. درخت داخل حیاط طلایی شده بود و خورشید می‌تابید. او باید آماده می‌شد تا سر کار خود در دفتر مجله حاضر شود. با نارضایتی به این فکر می‌کرد، "چرا حالا که ازدواج کرده‌ام هم باز باید سر کار بروم؟ چرا شوهرم نباید از من محافظت کند؟ دوست دارم در خانه بمانم."

به یاد می‌آورد، "این فکر شوکه‌ام کرد. بعد از فکرم خنده‌ام گرفت. من عاشق کارم بودم و هیچوقت به این فکر نمی‌کردم که از آن بیرون بیایم. تازه به درآمد آن هم نیاز داشتیم. متوجه شدم که آن قسمت از من به دنبال یک ازدواج خیلی سنتی بود. آنجا شوهرم را بخاطر یک انتظار ناگفته و درواقع احمقانه متهم کردم که از دوران کودکی با من بوده است."

انتظارات و توقعات زندگی زناشویی که نیمه پنهان بوده و به زبان نمی‌آیند، زن و شوهرها را در مرحله ادراک به آزمایش می‌کشد. این "قوانین" که در دوران کودکی و سالهای نوجوانی با نگاه کردن به والدینمان و جذب مفاهیم مربوط به نقش زن و شوهر در جامعه؛ از وابستگی‌ها و اعتقادات مذهبی ما؛ از برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌ها و کتاب‌ها شکل می‌گیرند. عشق‌ها و دوستی‌های قبلی هم می‌توانند شکل‌دهنده انتظارات ما باشند. و در سطحی عمیق‌تر، معمولاً باور داریم که همسرمان زخم و جراحت‌های روحی درونی ما را التیام خواهد بخشید.

این تخیلات بعد از ازدواج بیرون می‌آیند (که برای آنهایی که سالها قبل از ازدواج دوست بوده و رابطه داشته‌اند واقعاً تعحب‌برانگیز است). اما متخصصین عقیده دارند که تخیلات مربوط به کارهایی که همسرتان باید و نباید انجام دهد، خطرناک هستند. اگر همسرتان را با یک استاندارد غیرممکن مقایسه ‌کنید، اگر نتواند ذهن شما را خوانده و آسیب‌های کودکی شما را التیام بخشیده و به طرز جادویی زندگی رویایی برای شما بسازد، ناامید و دلسرد خواهید شد.

وقتی زوجی هنوز دلباخته هم هستند، نیاز به چیز زیادی ندارند چون هنوز از آن عشق و دلباختگی اولیه لذت می‌برند. توقعتان خیلی کم است، احساسی عالی دارید و زمان زیادی را برای خوشنود کردن همدیگر صرف می‌کنید. اما هرچه رابطه عمیق‌تر می‌شود، توقعات و انتظارات تغییر می‌کنند. و زمانیکه آن نیازها برآورده نشوند، دیگر کاری از دست همسرتان برای خوشنود کردن شما برنخواهد آمد و همه چیز آزاردهنده به نظر خواهد رسید. هر خستگی و دلزدگی ثابت می‌‌کند که رابطه‌تان درست نبوده و برای هم ساخته نشده‌اید. دعواها و مشاجره‌ها شروع می‌شوند و این مشاجرات بر سر موضوعات اصلی که اذیتتان می‌کند نیست.

دلیل آن معمولاً این است که خودتان هم نمی‌فهمید که موضوعات و مشکلات اصلی چه هستند—یا از به زبان آوردن آنها واهمه دارید. اولین قدمتان؟ باید انتظارات و توقعات خودتان درمورد ازدواج را آشکار کنید—مجموعه‌ای از اعتقادات شوکه‌کننده، گاهی مسخره و خنده‌دار و معمولاً آسیب‌پذیر. از اینکه آماده کردن صبحانه صبح با کدامتان باشد گرفته تا زمانی که می‌خواهید بچه‌دار شوید، از اینکه در چه چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید تا اینکه چند وقت یکبار رابطه‌جنسی داشته باشید، از اینکه همسرتان درمورد مدل موی جدیدتان چه باید بگوید تا اینکه صبحها چطور به هم صبح‌بخیر بگویید.

در هر مرحله از زندگی زناشویی ممکن است انتظارات جدیدی به وجود آید، مثل اینکه کی خانه بخرید، کی به اتفاق هم در باغچه گلکاری کنید، کی بچه‌دار شوید، چطور با یک بیماری حاد کنار بیایید، در زمان سختی‌های اقتصادی چه برخوردی داشته باشید و یا حتی رفتارتان در زمان میانسالی. اگر الان مهارت لازم برای کشف انتظاراتتان را به دست آورید، به شما کمک می‌کند کشف کنید در هر مرحله از زندگی واقعاً چه در ذهنتان می‌گذرد.

اشتباه متوجه منظورمان نشوید. همه توقعات و انتظارات غیرواقعبینانه نیستند. نیازی هم نیست که انتظاراتتان را نادیده بگیرید. وقتی کنترل توقعاتتان را به دست گرفتید—و همسرتان هم همین کار را کرد—می توانید لیست انتظاراتتان را با هم مقایسه کنید. برای شناختن بهتر همدیگر، درمورد هر کدام با هم صحبت کنید.
تصمیم بگیرید که کدامیک از انتظارات همدیگر را می‌توانید برآورده کنید. خیلی مهم است که برای خوشنودی همسرتان تلاش کنید، حتی اگر دیدگاه خودتان درمورد یک ازدواج موفق آنگونه نباشد. و از سایر انتظارات بعنوان یک نقطه شروع برای کشف و رشد فردی استفاده کنید: شاید از همسرتان انتظار داشته‌اید که یک هیجان جدید وارد زندگیتان کند اما توقعاتتان برآورده نشده است. خودتان فعالیت‌هایی که دوست دارید را دنبال کنید: صخره‌نوردی؟ اسکیت؟ یا شاید هم طراحی جواهر؟



نکاتی مثبت


انتظارات خود—و همسرتان-- را بپذیرید.
این امیدها و آرزوها—و حتی بایدها—نشانه نیازهای عمیق شماست. ازدواج شما قادر به برآورده کردن همه آنها نیست اما نادیده گرفتن آنها هم باعث می‌شود هر دوی شما احساس ناامیدی، تنهایی و خشم کنید.

چیزهایی از همسرتان بخواهید که واقعبینانه باشند.
احتمالاً همسرتان نمی‌تواند هر روز صبح صبحانه را آماده کرده و در تختتان بیاورد، روزی سه بار از ظاهر شما تعریف و تمجید کند یا هیچوقت دعوایی شروع نکند. اما می‌تواند زمان بیشتری برای درست کردن غذا و گذراندن وقت با شما صرف کند. توافق درمورد برخی توقعات واقعبینانه احساس موفقیت و رضایت را در هر دوی شما ایجاد خواهد کرد.

ببینید چه کاری از دست خودتان برمی‌آید.
مریم داستان ما نمی‌توانست از شغل خود استعفا دهد و بی‌خیال در خانه بماند، در صندلی زیر درخت زیبای حیاط لم بدهد و کتاب بخواند اما متوجه شد که می‌تواند کاری با استرس کمتر پیدا کند که اجازه دهد بتواند از زندگی زناشویی خود لذت بیشتری ببرد. یک سال بعد، کار خود را عوض کرد و زمان بیشتری برای زندگی زناشویی خود و خانواده داشت.

برای چیزی که نمی‌توانید داشته باشید افسوس نخورید.
یکی از سخت‌ترین کارها در ازدواج قبول کردن این است که بعضی از موارد لیست بایدهایتان هیچوقت توسط همسرتان اجرا نخواهد شد—بخاطر اینکه او کامل نیست و دلیلی هم ندارد که شاهزاده قصه‌ شما باشد. وقتی چیزی را واقعاً می‌خواهید که می‌دانید قرار نیست به دست بیاورید، می‌توانید ناراحت یا عصبانی شوید و یا کاری را بکنیدکه همه زن و شوهرها بعد از گذشت چند سال از ازدواجشان می‌کنند: افسوس چیزهایی را بخورید که به خاطر تعهد ازدواج نتوانستید به دست آورید. قبول کردن ازدواج و همسرتان باوجود ناکاملی آنها، تمرینی درازمدت است که برای یک رابطه سالم و خوشبخت ضروری است.

از ناامیدی بعنوان نشانه‌ای از انتظارات ناخودآگاه استفاده کنید.
وقتی در زندگی زناشویی خود و از دست همسرتان ناامید و دلسرد شدید، کمی مکث کرده و به آن توقعتان فکر کنید. این کار باعث می‌شود درمورد انتظاراتتان هوشیاری و آگاهی به دست آورید که اعمال و رفتارهایتان را هدایت می‌کند. آیا توقعتان منطقی بوده است؟ آیا بهتر نیست خودتان آن را برآورده کنید؟

همسرتان را با همسر دیگران مقایسه نکنید—یا ازدواجتان را با دیگر ازدواج‌ها.
روی عشق، خنده‌ها، غصه‌ها و کشمکش‌های دنیای خودتان تمرکز کنید. هیچ همسری ایدآل نیست و هیچ ازدواج ایدآلی هم وجود ندارد. با این وسوسه که به خودتان بگویید "اگر فقط همسرم شبیه به شوهر دوستم بود" یا "اگر ازدواج ما مثل ازدواج آنها بود" مقابله کنید. هر ازدواجی خاص است و پستی‌بلندی‌های خاص خود را دارد.

مراقب توقعاتی که از خودتان دارید باشید.
30 سال پیش نیست و شما هم پدر و مادرتان نیستید. بااینکه بسیاری از زوج‌های تازه ازدواج‌کرده ناخودآگاه از خود انتظار دارند که زندگیشان به اندازه زندگی والدینشان خوب و کامل باشد. درمورد کلیشه‌های فرهنگی جامعه از همسر ایدآل نیر همینطور است.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

sms

 

 عکس   اس ام اس نوروز سال 91   پیامک عید

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد.

 

متن عشقولانه و فانتزی

اگر چه یادمان می رود که عشق تنها دلیل زندگی است اما خدا را شکر که نوروز

هر سال این فکر را به یادمان می آورد.پس نوروزت مبارک که سالت را سرشار از عشق کند . . .

.

.

.

متن اداری

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد

رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت

را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شماعزیزان مسئلت مینماییم

.

.

.

متن ادبی

سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و

چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…

.

.

.

متن زیبا ودوستانه

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش

بهترین و نابترین جملات ادبی ، رسمی ، اداری ، دوستانه ، محترمانه

برای تبریک سال نو و درج در کارت پستال


.

.

.

عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید

اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم . . .

.

.

.

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید

رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن

روزهایت رنگارنگ

سال ۱۳۹۱ مبارک . . .

.

.

.

متن زیبا و دوستانه

درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سر سبزی جاودان وشادی

اندیشه ای پویا و آزادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی آرزومندم . . .

.

.

.

متن زیبا و دوستانه

جشن است که نوروز به پا خاسته است.شادی و سعادت جهان ان تو باد.از هر دو جهان فقط تو را می خواهم . . .

.

.

.

متن دوستانه و زیبا

نوروز پاسداشت عشقهای کوچکی است که زنده مانده اند و روز تعظیم در برابر عشق های

بزرگی که عظمت را کوچک می دانند.پس به تو در نوروز سلام می کنم که بزرگترین عشق این کوچکی . . .

.

.

.

متن فانتزی و دوستانه

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند . . .

.

.

.

متن عاشقانه

در این نوروز باستانی خیال آمدنت را به آغوش خسته می کشم . . .

.

.

.

متن فانتزی و دوستانه

نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد . . .

.

.

.

متن عشقولانه و فانتزی

نوروز پیام آور مهر است که مرا وامی دارد تنها به خاطر تو دوست داشتن را یاد بگیرم . . .

.

.

.

متن ادبی و محترمانه

نوروز شعر بی غلطی است که پایان رویاهای ناتمام را تفسیر می کند . . .

.

.

.

متن دوستانه و محترمانه

زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند

نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد . . .

.

.

.

متن عشقولانه و فانتزی

با تو از خاطره ها سرشارم. جشن نوروز تو را کم دارم

سال تحویل دلم می گیرد با تو تا اخر خط بیدارم . . .

.

.

.

متن فانتزی

باران عشق همیشه می بارد اما در نوروز قطره های باران طلایی رنگند

از خدا می خواهم که همیشه زیر این باران خیس شوی . . .

.

.

.

متن ادبی

چه افسانه ی زیبایی… زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند

که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟

نوروز مبارک

.

.

.

متن ادبی و شعر

باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند

تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند

و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود

طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند . . .

.

.

.

و باز گرمای ملایم و فرحبخش روز های آفتابی بهار در باغ و راغ و کشتزار ها به سبزه و گلها

و درختان بشارت میدهد تا از خواب سنگین زمستان بیدار شوند و روح تازه بخود گیرند

و آنگاه این نوای جانبخش را ساز بدارند . . .

.

.

.

و باز نسیم گوارای گیسوان مشک بوی بته های گلاب را با آهنگ موزون تکان میدهد

تا با لالهء خوش عذار و نرگس و ریحان و گل های دشتی همزمان جوانه زنند

و ترانه عشق را به گوش عشاق برسانند و آنگاه در چمنها و دشت و دمن طوفان برپا کنند . . .

.

.

.

و باز هوای شاداب به عشرتگاه باغ و لاله زار ها راه میگشاید و گلهای سرخ و زرد

و نیلوفری را که در سبزه زار ها می رویند نوازش میدهد و آنگاه پربار چمن را

به نظاره می نشیندو همین که در مرغزاران حریر پوش به میزبانی مردان پاکدل دشت می شتابد نالهء

نی را می شنود و وظیفه دار این پیام میگردد . . .

.

.

.

رونق عهـــد شبابست دگــر بوستان را / میرسد مـــژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمـن بـاز رسی / خدمت ما برسان سرو گل ریحـــان را

.

.

.

ای نو بهار خنـــدان از لامکان رسیـــــدی / چیزی به یار مانی از یـــار ما چه دیـــدی

خندان و تازه رویی سر سبز و مکشبویی / همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریــدی

.

.

.

فرا رسیدن نوروز باستانی، یادآور شکوه ایران و یگانه یادگار جمشید

جم بر همه ایرانیان پاک پندار، راست گفتار و نیک کردار خجسته باد

.

.

.

متن اداری

بهار یک نقطه دارد نقطه آغاز بهار زندگیتان بی انتها باد سال نو مبارک

.

.

.

متن دوستانه و اداری

با خوبی ها و بدی ها، هرآنچه که بود؛ برگی دیگر از دفتر روزگار ورق خورد،

برگ دیگری از درخت زمان بر زمین افتاد، سالی دیگر گذشت روزهایت بهاری و بهارت جاودانه باد

.

.

.

متن اداری

ای خدای دگرگون کننده دلها و دیده ها ای تدبیر کننده روز و شب ای دگرگون

کننده حالی به حالی دیگر حال مارا به بهترین حال دگرگون کن سال نو مبارک

.

.

.

متن اداری

مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود روزگارتان بهـار

لحظه هایتان پر از شکوفـه باد. سال نـو مبارک

.

.

.

متن اداری

بنگر به رستاخیز طبیعت که چه زیباست . و هر سال ستاخیزی دیگر را تجربه می کنیم و چه زیباتر رستاخیز انسان در این عصر آهن وتباهی

.

.

.

متن برای دوستان وبلاگی

ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید!
عید شما مبارک

.

.

.

متن دوستانه

سال نو و بهاری نو را، فرصتی نو برای تازه شدن و بازنگریستن بر چگونه زیستن میبینم

برای وجود نازنینت در این فرصت نو شوری نو برای ساختن و بهتر زیستن آرزو میکنم.

امیدوارم همیشه سلامت و سرزنده و مهربان و روشن بین باقی بمانی

.

.

.

متن برای پدر و مادر

عید نوروز را به

گلهای یاس بهشت آرزوهایم ،پدر و مادر عزیزم

که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است

تبریک می گویم

.

.

.

متن اداری و مودبانه

با سلام-در آستانه فرا رسیدن “عید نوروز باستانی” و طمطراق پیک بهاران و آغاز سال نو تبریک

و تهنیت صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی

، سلامتی و بهروزی، طراوت و شادکامی، عزت و کامیابی را آرزومندیم.

.

.

.

شاید خداوند صحرا را آفرید تا با دیدن نخل لبخند بزنیم .پیشاپیش

سال نو مبارک.با یک دنیا آرزوی بهترین.

.

.

.

متن اداری و دوستانه

عطر نرگس، رقص باد. نغمه شوق پرستوهای شاد.خلوت گرم کبوتران

مست.نرم نرمک میرسد اینک بهار.خوش به حال روزگار.سال نو مبارک

سایر …

 

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند . . .

نوروز ۱۳۹۱ بر شما مبارک

.

.

.

باعث افتخار است که عرض شادباش و تبریک اینجانب

زودتر از نسیم روح بخش نوروز خدمتتان شرفیاب شود . . .

پیشاپیش عیدتان مبارک

.

.

.

 

چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی !؟

یک سال از عمرت گذشت, ولی باز تو همونی که بودی !

فرشته دوست داشتنی بهارمبارک !

.

.

.

زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند

نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد . . .

نوروز ۱۳۹۱ بر شما مبارک

.

.

 

 

.

.

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

امسال که آمدی به خانه ما , عیدی نرود از یادت !

سال نو و نوروز باستانی مبارک

.

.

.

ضمن تبریک سال جدید باید خدمت شما عرض کنم که

بنده امسال قصد ازدواج ندارم , لطفا سبزه ها را

به نیت یکی دیگه گره بزنید !

.

.

.

دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید / جلوهء گلشن به باغ همچو نگاران رسیـد

بهار ۹۱ مبارک

.

.

.

زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند.نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست

پس نوروز بر تو فرخنده باد . . .
.
.
.

سلام میشه ازت خواهش کنم سال تحویل بیای خونمون ؟

آخه سبزه خوشگل تر از تو پیدا نکردم !

.

.

.

ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد . لطفا اصرار نفرمایید!

عید شما مبارک

.

.

.

اگه جای عمو نوروز بودی چی واسم کادو میآوردی !؟

.

.

.

هر روزتان نوروز, نوروزتان پیروز, نوروزتان امروز, امروزتان دیروز

دیروزتان پیروز, پیروزتان هر روز, اسگول شدی امروز!

.

.

.

چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه, سال رو, ماه رو

روزها رو, هوا رو, طبیعت رو, ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به

همه اون تاز‌گی می‌ارزه, «دوستیمون»!

.

.

.

جشن فـــرخنده فـــرودیـن است  / روز بازار گـــل و نسرین است . . .

نوروز فرخنده باد . . .

.

.

.

فروردین است و روز فـرودین / شادی و طرب را کنـد تلقیـن

ای دو لب تو چو مـی مرا ده / کان باشـد رسم روز فـــرودیـن

با آرزوی بهترین بهار برای شما

.

.

.

عید نوروز را به گلهای یاس بهشت آرزوهایم ,پدر و مادر عزیزم

که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است

تبریک می گویم, سال نو مبارک

پستهای مرتبط :
نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

10 اشتباه عاشقانه که نباید انجام داد

کسانی که در غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه که باید را انجام دهند. به همین خاطر گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می زنند. در هر فاجعه یی، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است. رابطه ی عاطفی شما هم از این امر مستثنی نیست. زن ها دنبال مردهای قوی هستند که بتوانند از آن ها محافظت کنند و مردها به هیچ وجه به زن هایی که به آن ها اجازه نمی دهند هر کاری که می خواهند بکنند، احترام نمی گذارند پس اگر می خواهید عشق سابق تان را دوباره به رابطه برگردانید چند اشتباه زیر را مرتکب نشوید.
 


با ترک این ده اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که ارزش یک عشق واقعی را دارید.



۱) بیش از حد مهربان نباشید

نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش فکر کنید؛ در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید.

۲) او را مجبور نکنید

نمی توانید با یک بحث منطقی رابطه تان را از نو بسازید. شاید بتوانید برای خودتان دلیل و منطق بیاورید. اما برای طرف مقابل تان نمی توانید!

شما نمی توانید یک نفر را قانع کنید دوست تان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به این طریق عمل نمی کنند. قلب انسان ها واکنشی است. نه منطقی، پس به جای این که با بحث منطقی طرف تان را برگردانید، کارهای دیگری انجام دهید تا قلب او واکنش دهد.

۳) التماس نکنید

خیلی ها برای نگه داشتن طرف شان دست به عجز و لابه می زنند؛ آ«خواهش می کنم نرو، هر کاری که بخواهی برایت می کنم…آ» به هیچ وجه این کار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه ی عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند، اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد. این یعنی به محض این که یک نفر بهتر سر راه او قرار بگیرد، شما را ترک می کند.

۴) مرتب هدیه نخرید

تا به حال شنیده اید: آ«عشق من را نمی توانی بخری!آ» شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، اما برای شما جذابیت نمی خرند. در واقع، حتی می تواند تنفر آور هم باشد. این کار به طرف تان می گوید که شما فکر می کنید به اندازه ی کافی خوب نیستید و نمی توانید روی خوبی های خودتان تکیه کنید. به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خود برای او هدیه می خرید.

۵) هر ۵ دقیقه یکبار نگویید آ«دوستت دارمآ»

افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، این که بخواهید تند و تند به طرف تان بگویید که چقدر برای تان ارزش دارد و چقدر دوستش دارید. خسته کردن طرف تان با آ«دوستت دارمآ» ها چندان کار رمانتیکی نیست.

احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرف تان را از شما دور کرده است، چون نشان می دهد که گدای عشق و محبت هستید.

۶) تفاوت های جنسی را فراموش نکنید

خیلی وقت ها افراد نمی توانند نظر جنس مخالف شان را به خود جلب کنند، چون کارهایی انجام می دهند و طوری رفتار می کنند که نظر خودشان و هم جنسان شان را جلب می کند. مردها و زن ها به چیزهای مختلفی جذب می شوند. نمی توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جنس مخالف استفاده کنید.

مثلامردها بیشتر جذب ظاهر زن ها می شوند.در حالی که برای زن ها بیشتر شخصیت مردها مهم است.

این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن ها نباید سعی کنند آدمهای خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاش تان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف مقابل تان جذاب است بیشتر کار کنید.

۷) همه قدرت را به او ندهید

طوری رفتار نکنید که اگر طرف تان شما را ترک می کند انگار زندگی تان به پایان رسیده است. این کار همه قدرت را به او می دهد و باعث می شود شما یک بدبخت بیچاره به نظر برسید که هر کس می تواند شما را راحت دور بیندازد. این چیز جالبی نیست و فقط تا زمانی ادامه پیدا می کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می خواهید طرف تان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید.

۸) در دام ظاهر و پول نیفتید

فرهنگ ما طوری است که همه تصور می کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت این است که مردم ما با این قدر کوته بین نیستند، مخصوصاً وقتی رابطه یی نزدیک با طرف مقابل داشته باشید. ظاهر و پول نمی توانند پایه و اساس یک رابطه ی پایدار را بسازند. این ها فقط مثل پرده ی خانه می مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می زند. بعضی ها اشتباه کرده و می گویند: آ«فوقش اینقدر پول از دست می دهم، اما باز او را به دست می آورم. نه! باید وارد عمل شوید و برای برگرداندن عشق تان اقدام کنید.

۹) اشتباه نشانه ها را درک نکنید

وقتی طرف مقابل تان می خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه وجود دارد. باید این نشانه ها را درست درک کنید تا دچار اشتباه نشده و به موقع به آن نشانه ها واکنش دهید. این مورد کمی سخت می شود، اما می توانید در مورد رفتارهای انسانی مطالعه کنید. مخصوصاً در مورد دینامیک های مرد و زن و روابط عاشقانه، وقتی اطلاعات تان در این زمینه زیاد شد. آن وقت می توانید با نشان دادن علامت های خاص خودتان، شروع به تأثیر گذاری و گرفتن کنترل هر رابطه یی کنید.

۱۰) کمک بگیرید!

خیلی ها با اشتباهات مختلفی که پشت سر هم مرتکب می شوند، رابطه شان به طور دردناکی به هم می خورد.

در این گونه مواقع اکثر افراد نمی دانند چه باید بکنند، اما اگر وقت بگذارید و کمی در مورد روانشناسی و نیازها و امیال پایه یی انسان مطالعه کنید، می توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرف تان را به دست آورید. باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید.

 

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

♣ این گلهای بسیار زیبا تقدیم به شما ♣

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

















































 

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 15 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

انگشتر را در کدام انگشتتان می اندازید ؟



 

انگشتر را در کدام انگشتتان می گذارید ؟

 
 
 
* انگشت شست
* انگشت اشاره
* انگشت وسط
* انگشت انگشتری
* انگشت کوچک
* انگشتر به دست نمی کنم .

جواب تست
انگشت شست : شما مجذوب کالاهای مدرن و روز هستید از مورد توجه قرار گرفتن لذت می برید شما تفریح کردن را دوست دارید از زندگی لذت می برید و همشه آماده هستید تا با چیزهای جدید رو به رو شوید .
انگشت اشاره : شما دارای اعتماد به نفس و مسئولیت پذیر هستید رهبری و هدایت ر ا دوست دارید و می توانید در ظاهر بسیار جدی و خشن باشید اما در باطن ملایم و حساس هستید .
انگشت وسط: بیشتر افرادی که در این گروه قرار دارند از رشد و بالندگی سر باز می زنند و بیشتر خودمحور هستند با و جود این همشه بی ریا هستند بخصوص نسبت به خانواده و دوستانشان .
انگشت انگشتری : شما فردی حساس و رومانتیک هستید عمیقا امید دارید تا عشقی بیابید که گرما بخش دل و ابدی باشد.
انگشت کوچک : شما فردی مهربان و متواضع هستید به جزئیات توجه می کنید و دوست ندارید در کارهایتان کوچکترین اشتباهی از شما سر بزند شما بیش از حد خود را به کار مشغول می کنید .
در چند انگشت : آن عده از افراد که در دو انگشت یا بیشتر انگشتر دارند اعتماد به نفس ندارند و همیشه مراقب هستند تا عشق واقعی شان را بیابند عاشق تجملات هستند اما آن را جایگزین ناقابلی برای دوستان و عاشق خود می دانند.
انگشتر به دست نمی کنید : شما خواستار زندگی ساده و بدون تجملات هستید فردی بی ریا ، قابل اطمینان ، آرام ، باهوش و سختکوش هستید و همیشه دوستدار آموختن چیزهای تازه اید . به دلیل احساس خجالتی که دارید از جمع دوری کرده و تا جایی که بتوانید از مشاجره پرهیز می کنید.
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

درس زندگی
 
آموخته ام ...... بهترین كلاس درس دنیا كلاسی است كه زیر پای پیر ترین فرد دنیاست .
آ‌موخته ام ...... وقتی كه عاشق هستید عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود.
آموخته ام ...... تنها كسی كه مرا در زندگی شاد می كند كسی است كه به من می گوید : تومرا . شاد كردی .
آموخته ام ...... داشتن كودكی كه در آغوش شما به خواب رفته زیباترین حسی است كه در دنیا وجود دارد .
آموخته ام ...... كه هرگز نباید به هدیه ای از طرف كودكی ( نه ) گفت .
آموخته ام ...... كه همیشه برای كسی كه به هیچ عنوان قادر به كمك كردنش نیستم دعا كنم .
آموخته ام ...... كه مهم نیست كه زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد ،‌ همه ما احتیاج به دوستی داریم كه لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم .
آموخته ام ...... كه زندگی مثل یك دستمال لوله ای است هر چه به انتهایش نزدیكتر می شویم سریعتر حركت می كند .
آموخته ام ...... كه پول شخصیت نمی خرد .
آموخته ام ...... كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگی را تماشایی می كند
آموخته ام ...... كه چشم پوشی از حقایق آنها را تغییر نمی دهد .
آموخته ام ...... كه این عشق است كه زخمها را شفا می دهد نه زمان .
آموخته ام ...... كه وقتی با كسی روبرو می شویم انتظار لبخندی از سوی ما را دارد .
آموخته ام ...... كه هیچ كس در نظر ما كامل نیست تا زمانی كه عاشق بشویم.
آموخته ام ...... كه زندگی دشوار است اما من از او سخت ترم .
آموخته ام ...... كه فرصتها هیچگاه از بین نمی روند ،‌ بلكه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد.
آموخته ام ...... كه لبخند ارزانترین راهی است كه می شود با آن نگاه را وسعت داد.
آموخته ام ...... كه نمی توانم احساسم را انتخاب كنم اما می توانم نحوه بر خورد با آنرا انتخاب كنم.
آموخته ام ...... كه همه می خواهند روی قله كوه زندگی كنند ، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد كه در حال بالا رفتن از كوه هستید .
آموخته ام ...... بهترین موقعیت برای نصیحت در دو زمان است : وقتی كه از شما خواسته می شود ،‌ و زمانی كه درس زندگی دادن فرا می رسد .
آموخته ام ...... كه گاهی تمام چیزهایی كه یك نفر می خواهد فقط دستی است برای گرفتن دست اوست و قلبی است برای فهمیدن وی .
 

*همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن*
 
مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی، آن لحظه‌ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشت‌هاش به دست‌هایت یک فشار کوچک می دهد… چیزی شبیه یک بوسه!
مثل آن راننده تاکسی‌ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روزخوبی داشته باشی.
آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی، دستپاچه رو بر نمی‌گردانند، لبخند می زنند و هنوز نگاهت می کنند.
آدم‌هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست، بهشان جا می دهند، گاهی بغلشان می کنند.
دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود. یا گاهی دفتریادداشتی، نشان کتابی، .. .
آدم‌هایی که از سر چهار راه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه.
آدم‌های پيامك‌های آخر شب، که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب، به دوستانشان یادآوری کنند که چه عزیزند، آدم‌های پيامك‌های پُر مهر بی بهانه، حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی.
آدم‌هایی که هر چند وقت یک بار ایمیل پرمحبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین خط‌هایی می نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچکس را تاب نمی آوردند.
آدم‌هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست.
آدم‌هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.
آدم‌هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند، توی پیاده رو بستنی چوبی لیس میزنند و روی جدول لی لی می کنند.
 
*همین‌ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن*
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

کاریکلماتور چیست؟

“سهراب گل هاشم” میگه: کاریکلماتور (حاصل پیوند «کاریکاتور» و «کلمه») ، مخاطب‌های آگاه و اندیشمند دارد که آنها را با تبسم وادار به تفکر می‌کند. بسیاری از جملات طنز در نگاه اول یک شوخی ساده و خنده‌دار به‌نظر می‌رسد، ولی اثرات واقعی آن پس از کمی تفکر و شاید تعجب برای مخاطب آشكار مي‌شود.
کاریکلماتور ، زبان گویايی‌ است که شوخی می‌کند، می‌خنداند و به طعنه سخن می‌گوید، به ناهنجاری‌ها و بدی‌ها شلیک می‌کند و گاهی ناملایمات و سختی‌های زندگی را با طنز تلخ بیان می‌کند. دردهای اجتماعی را خوب می‌شناسد و هر اتفاق کوچکی را شاید کمی اغراق‌آمیز با نیشخندی کنایه‌دار مورد توجه قرار می‌دهد و این براستی یکی از جلوه‌های زیبای ادب و هنر معاصر است.

کاریکلماتور هنریست که نیاز نیست هنرمند باشی تا بدانیدش. کاریکلماتور بازی با جملات، کلمات و حتی تصاویر است. کاریکلماتور تو خون ِ بعضی‌ها هم هست. خون ِ این گونه افراد ک+ است.

 

 

۱ـ در مواقع بيكاري مشغول قتل عام ايام هستم .

۲ـ در امواج نگاهش اين كشتي دلم بود كه غرق شد .

۳ـ چشمانش شور بود اما خودش بي نمك .

۴ـ هيچكس گرسنه نيست ، همه روزي چند وعده گول مي خورند .

۵ـ براي به هدف رسيدن بايد رسيده شد .

۶ـ فرداي كشورهاي عقب افتاده ، ديروز كشورهاي متمدن است .

۷ـ هنگام وزيدن باد هاي شديد ، چراغ هاي خاموش هستند كه هراسي ندارند .

۸ـ گفتني ها را بايد گفت چون بيات مي شود و از دهن مي افتد .

۹ـ ولخرجي هاي زياد ، دخلم را در آورد .

۱۰ـ در دنياي سياستمدارها بعضي ها اسباب بازي هستند و بعضي ها هم بازي.

۱۱ـ هشت به هفت گفت ، من روي پاهاي خودم ايستاده ام اما تو خيلي سر به هوايي.

۱۲ـ زندگي زيباست اما عادلانه نيست .

۱۳ـ نان حلال در هيچ سفره اي بيات نمي شود .

۱۴ـ زيبايي اش را به لوازم آرايشش تبريك گفتم .

۱۵ـ  گاهي حتي تاجر نمك هم نمك نشناس مي شود .

۱۶ـ آتشفشان درون گاهي با فرياد و گاهي با اشك فوران مي زند .

۱۷ـ بعضي ها صدايشان ضعيف است و بعضي ها گوش هايشان كثيف .

۱۸ـ بعضي از محرم ها با يك نقطه مجرم مي شوند .

۱۹ـ براي آنكه از خاطرات دوران مجردي لذت ببرد ، ازدواج كرد .

۲۰ـ بعضي ها وضعشان توپ است اما توپ تخم مرغي .

 

برای آب خنک خوردن احتیاجی به زندان رفتن نیست ، فقط کافی است در یخچال را باز کنید.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟
 
پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟
 
پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟
 
پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟
 
پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟
 
پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟
 
پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟
 
پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟
 
پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟
 
پ ن پ,په نه,په نه پ,پ نه پ چیست؟
 
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

آیا با من ازدواج می کنی؟!!!

 

 

چه شد كه تصمیم گرفتی از پسر مورد علاقه*ات خواستگاری كنی؟
می*گوید:* من مدتی بود به او علاقه*مند شده بودم. او یكی از همكلاسی*های فعال و باهوش ماست و پسری محجوب است.
مریم 25 ساله و دانشجوی سال آخر، دختری مستقل و دانشجویی زرنگ به حساب می*آید. او شاغل است و به خانواده خود كه در شهرستان هستند نیز كمك می*كند.
مریم از معدود دخترهایی است كه در خود این جسارت را یافته تا از پسری كه به او علاقه*مند است خواستگاری كند.
می*دانید كه یافتن سوژه*ای مثل او چندان راحت نیست، اما آشنایی كه با او دارم سبب می*شود بتوانم در مورد این موضوع با او صحبت كنم.
از او سوال می*كنم:* چه شد كه تصمیم گرفتی از پسر مورد علاقه*ات خواستگاری كنی؟
می*گوید:* من مدتی بود به او علاقه*مند شده بودم. او یكی از همكلاسی*های فعال و باهوش ماست و پسری محجوب است. چون عادت ندارم در انتظار و اضطراب یكطرفه به سر ببرم و خودم را سریع از حالت تعارض خارج می*كنم تصمیم گرفتم تكلیف دلم را روشن كنم و از او بپرسم تمایلی دارد كه ما با هم آشنا شویم و به قصد ازدواج صحبت كنیم یا نه.

خوب جواب او چه بود؟
خیلی یكه خورد شاید كمی* هم خجالت كشید، اما بعد خیلی مودبانه گفت: من در حال حاضر قصد ازدواج ندارم و اگر شرایط ازدواج داشته باشم به دختر دیگری علاقه*مند هستم كه هنوز به او نگفته*ام. اما مطمئن هستم شما با ویژگی*های مثبت و شخصیتی كه دارید ازدواج خوب و موفقی خواهید داشت.

وقتی او به شما جواب رد داد چه احساسی داشتی؟
احتمالا حسی شبیه به مردی كه می*رود خواستگاری و جواب رد می*شنود. شاید هم بهتر. اول داغ شدم و احساس شرمندگی كردم، ولی به خودم مسلط شدم و خیلی زود برای او هم آرزوی موفقیت كردم. ولی بعد كمی* حسرت خوردم چون واقعا گزینه مناسبی بود. اما دست آخر متوجه شدم كه احساس بهتری دارم. دیگر مجبور نبودم به او فكر كنم و می*توانستم باخیال آسوده به كار و درسم برسم. چون می*دانستم او هیچ وقت به ازدواج با من فكر نخواهد كرد بنابراین لزومی *نداشت هر نگاه و رفت و آمدش را بپایم و دچار توهم شوم و فكر كنم در فكر من است. در واقع از حالت تعارض خارج شدم و این چیزی بود كه برایم لازم بود.
این یك گزینه مثبت است كه هر دو طرف آدم*های منطقی بوده*اند. یك مورد دیگر هم هست كه آن را از زبان یكی از مسوولان ستادهای ازدواج مستقر در دانشگاه شنیده*ام.
او می*گفت:* دختری به من مراجعه كرد و گفت:* پسری در دانشگاه است كه به او علاقه دارم. فكر می*كنم او هم مرا دوست دارد ولی نمی*دانم چرا اقدامی* نمی*كند و نمی*دانم با حالت انتظار بدی كه دارم چه كنم. حس می*كنم دو سال است كه من را زیر نظر دارد، اما ابراز نمی*كند. می*خواهم به من كمك كنید. من اینجا ثبت نام می*كنم و فقط می*خواهم با او صحبت كنید.

این مشاور ادامه می*دهد:*
دانشجوی مورد نظر را به دفتر دعوت كردیم و با او صحبت كردیم. از او پرسیدیم كه به كسی علاقه دارد یا نه و او جواب مثبت داد و اشاره كرد كه شخص مورد نظر یكی از همكلاسی*هایش است.
ما به او توضیح دادیم كه ازدواج بین یك دختر و پسر كه به هم كشش و علاقه*ای دارند و مشتركات گوناگونی بین آنهاست صورت می*گیرد. طبق آنچه عرف است همیشه پسر از دختر خواستگاری می*كند، اما این بار یكی از همكلاسان شما خواسته است ما واسطه شویم و از شما بپرسیم كه به او علاقه*مند هستید یا نه.
وقتی منطقی از ما خواست كه او را معرفی كنیم و گفت كه مشكلی با این موضوع ندارد ما نام او را فاش كردیم. وقتی نام او را گفتیم چهره اش سرخ شد و از عصبانیت كاغذی را كه در دستش تاشده بود مچاله كرد و به هم فشرد. مدتی سكوت كرد و بعد گفت: نه من تمایلی ندارم با ایشان روبه*رو شوم چه برسد به این كه ازدواج كنم.
این مشاور ادامه می*دهد:
حس كردم این همان دختری است كه او دوستش داشته بعد از مدتی صحبت گفت:* این همان دختر است اما با این كار از چشمم افتاد. او می*توانست كمی* صبر كند خودم بالاخره از او خواستگاری می*كردم. اگر او اینقدر كم طاقت و جسور باشد برای من گزینه مناسبی نیست. برای من سنت*ها مهم هستند و می*خواستم رفتارهای او را زیر نظر بگیرم و بدانم او گزینه مناسبی است یا نه، اما با این رفتاری كه كرد ترجیح می*دهم فكر او را از سرم بیرون كنم.
حسین د نیز در این مورد تجربیاتی دارد. او برخلاف شخص قبلی كه صحبت*های مشاور دانشگاه را در مورد او خواندید اعتقاد دارد مشكلی در طرح پیشنهاد از سوی دختر وجود ندارد.
او دانشجویی مجرد و 30 ساله است و در مورد احساسی كه پس از طرح پیشنهاد ازدواج داشته می*گوید: حس می*كنم دختری كه این كار را می*كند جسارت تحسین برانگیزی دارد و ترجیح می*دهم خود او مستقیما به موضوع اشاره كند تا این*كه كسی را واسطه قرار دهد چون در این موارد برای حفظ آبروی هر دو طرف هرچه افرادی كه در جریان هستند كمتر باشند بهتر است.
وی ادامه می*دهد:* البته خیلی از پسرها از چنین اقدامی *خوششان نمی*آید و برخورد غیرمستقیم را ترجیح می*دهند.
به اعتقاد وی این كار غیرعقلانی نیست چون گاهی در محیط افراد مناسبی وجود دارند كه آدم حتی آنها را نمی*بیند و به آنها بی*توجه است و همین كار می*تواند مقدمه یك ازدواج خوب باشد.
خواستگاری یك رسم قدیمی* است كه در تمام دنیا و حتی نزد سایر موجودات نیز مرسوم است و در اغلب جوامع مرد از زن خواستگاری می*كند. در برخی اقوام نیز خانواده دختر با ارسال هدایای خاص و معناداری پیشنهاد وصلت می*دهند كه خانواده پسر نیز در صورت تمایل با نمادی مشابه ابراز نظر می*كنند.
اما امروز با تغییر جایگاهها و نقش*های خانواده و كاركرد*های آن و راهیابی دختران به جامعه و فعالیت*های اقتصادی به گزینه*های دیگری هم می*شود فكر كرد. اما هنوز آنچه عمومیت دارد خواستگاری رسمی* مرد است. برخی اعتقاد دارند حتی همین خواستگاری رسمی* نیز پس از ابراز تمایل رفتاری و كنایی دختر به پسر صورت می*گیرد و این مطلب حكایت از احترام و حفظ حیثیت زن بوده است.
برخی كارشناسان خانواده اعتقاد دارند خلاف حیثیت و مقام زن است كه به دنبال مرد برود در حالی كه «برای مرد قابل تحمل است كه از زنی خواستگاری كند و جواب رد بشنود و آنگاه از زن دیگری خواستگاری كند و باز جواب رد بشنود تا بالاخره زنی رضایت خود را به همسری با او اعلام كند، اما به اعتقاد برخی دیگر اگر فكر كردن به شخصی باعث شود كه دختری درگیری ذهنی پیدا كند روش غیرمعقولانه*ای نیست كه نسبت به این مورد و احتمال ازدواج با شخص مورد نظر صحبت كند كه البته این یك موضوع عمومی*و در همه موارد نخواهد بود. زیرا طبع دختران نیز این موضوع را نمی*پذیرد.»

نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

مجموعه آیکن های متحرک و جذاب

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

تصاویر جدید خطای دید

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

اشعار عاشقانه

 
اشعار عاشقانه - گروه گل یاس
 
خیلی سخته اون كه میگفت واسه چشات میمیره، بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره،
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی، اما وقتی كه بهار شد یه جوری ازش جدا شی،
خیلی سخته كه دلی رو با نگات دزدیده باشی، وسط راه اما از عشق یه كمی ترسیده باشی،
خیلی سخته بری یك شب واسه چیدن ستاره، ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره...
 
عاشقانه - گروه گل یاس

 

خود را به که بسپارم
وقتی که دلم تنگ است
پیدا نکنم همدل
دلها همه از سنگ است
گویا که در این وادی
از عشق نشانی نیست
گر هست یکی عاشق
آلوده به صد رنگ است

عاشقانه - گروه گل یاس
 
اگر با گریه دریایی بسازم
اگر با خنده رویایی بسازم
اگر خنده شود در من فراموش
اگر گریه شود با من هم آغوش
تو را هرگز نخواهم كرد فراموش
 
عاشقانه - گروه گل یاس

 

دست از سر ما بردار ، کنار تو نمی مونم
یه روز می گفتم عاشقم ، اما دیگه نمی تونم
تقصیر هیچکس دیگه نیست ، قصه ی ما تموم شده
حیف همه خاطره ها ، به پای کی حروم شده
دروغ می گفتی که ، برم از بی کسی دق می کنی
اشکاتو باور ندارم ، بی خودی هق هق می کنی
یادم می افته لحظه ای که دست تو رو شد برام
قسم می خوردی پیش من که جز تو عشقی نمی خوام
دست خودم نیست که دیگه هیچکسی باور ندارم
این چیزا تقصیر توه تلافیشو در می یارم

عاشقانه - گروه گل یاس
 
ز چشمت اگر چه دورم هنوز....پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه بارید از ماه و سال....به یاد گذشته صبورم هنوز
شکستند اگر قاب یاد مرا.....دل شیشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره دردهایم نشد..... پر از فکر راه عبورم هنوز
ستاره شدن کار سختی نیست.... گرشتم ولی غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام.....پر از یاد و شوق و مرورم هنوز
ترا گم نکردم خودت گم شدی......من شیفته با تو جورم هنوز
اگر جنگ با زندگی ساده نیست.....در این عرصه مردی جسورم هنوز
اگر کوک ماهور با ما نساخت.....پر از نغمه پک و شورم هنوز
قبول است عمر خوشی ها کم است.....ولی با توام پس صبورم هنوز

عاشقانه - گروه گل یاس
 
خواستم با تو باشم نخواستی ، خواستم مونس و یارت باشم نخواستی
خواستم برای همیشه در کنارت باشم نخواستی
خواستم هم گام و هم نفس روز های تنهایی ات باشم نخواستی ،
خواستم پذیرای نگاه مهربانت باشم نخواستی
خواستم قلبم را به یادگار تقدیمت کنم باز هم نخواستی نخواستی
هیچ کدام را نخواستی و نخواستی ....

 
عاشقانه - گروه گل یاس

 

 
وحشت از عشق که نه ، ترسم از فاصله هاست
وحشت از غصه که نه ، ترسم از خاتمه هاست
ترس بیهوده ندارم ، صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست
کوله باری پر از هیچ ، که بر شانه ماست
گله از دست کسی نیست ، مقصر دل دیوانه ماست . . .
 
عاشقانه - گروه گل یاس

 

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروکه ویران را
کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم!!!
ومن شمع می سوزم  ودیگر هیچ چیز از من نمی ماند
ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم !!!
درون کلبه ی خاموش خویش اما
کسی حال من غمگین نمی پرسد!!!
و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم
درون سینه ی پرجوش خویش اما!!!
کسی حال من تنها نمی پرسد
ومن چون تک درخت زرد پاییزم !!!
که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او
ودیگر هیچی از من نمی ماند!!!
 
عاشقانه - گروه گل یاس

 
كاش امشب عاشقی هم پا می گرفت
تشنگی هم طعم دریا می گرفت
كاش امشب كوچه های منتظر
یك سلام گرم از ما می گرفت
این سكوت تلخ . دنیای من است
كاش دستت . دست دنیا میگرفت
آسمان ابری ترین اندوه را
از دل سنگین شبها می گرفت
پنجره دلتنگ چشمی آشناست
كاش می شد عاشقی پا می گرفت

عاشقانه - گروه گل یاس
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

تصاویری دل انگیز و زیبا از طبیعت رویایی

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

اس ام اس عاشقانه بهار ۹۱

عاشقانه ترين اس ام اس عاشقانه 91

اس ام اس عاشقانه , عاشقانه , اس ام اس

عشق یعنی پاک بودن در فساد / آب ماندن در دمای انجماد . . .

.

.

.

پیامک عاشقانه

در شادی من شریک باش ای ساعت / در فکر لباس شیک باش ای ساعت

تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است / کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت . . .

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های عاشقانه

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی

یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی

من که میدونم تو هم دلت تنگ منه  . . .

.

.

.

همیشه در ریاضیات ضعیف بودم

سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من  . . .

 

 

http://www.nazpatogh.ir/wp-content/uploads/2011/12/star.gif

 

اس ام اس سرکاری و خنده دار ۹۱

جديد ترين اس ام اس سرکاری و خنده دار 91

اس ام اس سرکاری , اس ام اس سرکاری و خنده دار , اس ام اس

اینقد فحش به عمه ندین ، اون دنیا باید جواب پس بدین

اصلا حدیث هم داریم که “عمه یتسائلون” یعنی در مورد عمه ها سوال میشه !

.

.

.

زندگی متأهلی یعنی

به همسرت مسیج بدی: ای عشق، خداوند نگه‌دار تو باشد

اونوقت جواب بگیری:

یه بسته قارچ، آب‌لیمو، مرغ ، نون !

.

.

.

عزیزم ! قورباغه های عشقت در لجنزار قلبم قار و قور می کنند !

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 
اداب و رسوم, فال ازدواج, جهیزیه کامل عروس, لیست کامل جهیزیه
 
 
دوران نامزدی و عقد در همه جوامع برای همه افراد از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و هست، اما این واقعیت را نباید فراموش كرد كه هر گونه آداب و رسوم و تشریفاتی كه از آنها نشأت گرفته است با همان دوران مرتبط هستند. در اینجا به برخی از آداب و رسوم رایج و متداولی اشاره كرده ایم كه در گذشته در كشور اسكاتلند مورد استفاده قرار می‌گرفتند و برخی از آنها تا امروز هم به قوت خود باقی مانده اند. اگرچه شماری از این آداب به علت مهاجرت ها به اقصی نقاط دنیا به بخش های دیگر جهان نیز منتقل گشته اند.
 
پیش گویی نام همسر آینده
اكثر اسكاتلندی ها به طور منطقه ای ازدواج می‌كنند از این رو جوانان از سنین پایین یاد می‌گیرند كه چگونه همسر آینده شان را برگزینند و كاملاً می‌دانند كه چه توقعاتی از همسرشان می‌توانند داشته باشند و برای اثبات نظر خودشان دست به كارهایی می‌زنند به عنوان مثال، جوانان در شرف ازدواج سیبی را كامل پوست می‌كنند (در حین پوست كندن، نباید پوست آن از وسط جدا شود.) سپس هنگامی‌كه ساعت دوازده می‌شود، پوست سیب را دور سرشان می‌چرخانند، بعد آن را از بالای شانه چپ شان به هوا پرتاب می‌كنند.
هنگامی‌كه پوست سیب به زمین می‌افتد، به شكل هر حرفی كه درآید، همان حرف اول اسم همسر آینده شان را شكل می‌دهد. همچنین رسم است كه دو فندق درسته را در آتش بیندازند. اگر فندق ها به آرامی‌ و بدون سر و صدا سوخته شوند، این نشانه خوش شانسی و خوشبختی خواهد بود. اما اگر فندق ها با سر و صدا و به حالت انفجار بسوزند، نشانه آن است كه یافتن عشق حقیقی بسیار دشوار خواهد بود.
آداب والنتین روز چهارده فوریه یه تعداد مساوی از اسامی‌ زنانه و مردانه را روی چندین ورق كاغذ می‌نوشتند و آنها را درون چندین كلاه قرار می‌دادند. هر شخصی یك اسم خاص را از درون كلاهی بیرون می‌كشید. در آن صورت آن دو نفر در سال آینده نامزد یكدیگر محسوب می‌شدند. اكنون نیز رسم جدید فرستادن كارت های والنتین در روز چهارده فوریه از همان سنت پیشین نشأت می‌گیرد.
پسرها روی كارت های والنتین می‌نویسند: پستچی، پستچی، معطل نكن، درنگ جایز نیست، فوراً این پاكت را به نزد دختری برسان كه قصد ازدواج با او را دارم. سپس پاكت را با كلمه SWALK (به معنای دوستت دارم) و یا با كلمه HOLLAND (به معنای قطعاً عشقمان تا ابد دوام می‌یابد و هرگز نمی‌میرد) مهر و موم می‌كنند و برای دختر مورد علاقه شان می‌فرستند. خود را پوشاندن این سنت در بسیاری از نقاط كشور اسكاتلند رایج بود، به خصوص در شهر اركنی (شاید به خاطر وجود شب های سرد، تاریك، بلند و طولانی زمستانی آنجا)؛ والدین دختر و پسر از آنها درخواست می‌كردند كه به تنهایی به اتاقی بروند و كنار یكدیگر بنشینند.
این عمل در حالی انجام می‌شد كه هر دو لباس های بسیار پوشیده به تن داشتند و حتی دختر پاهای خود را با متكا یا ملحفه ای ضخیم خوب می‌پوشاند. به این ترتیب زوج جوان و نامزد می‌توانستند صمیمانه و در خلوت با هم صحبت كنند، نظریاتشان را با هم در میان بگذارند و شناخت بیشتری از یكدیگر پیدا نمایند. البته این رسم همیشه در خانه دختر صورت می‌گرفت. كندن اسم روی درخت یا سنگ حروف اول اسم زوج جوان اغلب روی تنه درختان یا روی سنگ ها و صخره ها كنده می‌شد. امروزه، برخی از این آثار كنده كاری هنوز هم وجود دارد.
منشأ جهیزیه انتظار می‌رفت كه عروس مجموعه ای كامل از ملحفه و روبالشی، پتو، سفره، دستمال سفره و تزئینات پارچه ای اتاق (مثل پرده و غیره) را به خانه جدیدش ببرد. همچنین لازم بود كه پدر دختر جهیزیه ای كاملی تهیه كند كه اغلب شامل یك رأس گاو و یا گوسفند و یا مقدار قابل توجهی پول نقد می‌شد. به این ترتیب اكثر ملاكان (زمین داران) به خاطر تهیه جهیزیه دخترشان زیر بار قرض و بدهی می‌رفتند (به خصوص اگر تهیه آن جهیزیه باعث می‌شد كه دختر مرفه تر جلوه كند و خواستگاران بهتری پیدا نماید!)
 
سال كبیسه: گفته می‌شود كه در قرن یازدهم، ملكه مارگارت به دخترها اجازه داد كه در صورت تمایلشان از پسر مورد نظرشان، درخواست ازدواج كنند. ملكه مارگارت این اسم را در تاریخ 29 فوریه یك سال كبیسه رواج داد. چندی بعد، رسم شد كه اگر آن پسر پیشنهاد دختر را قبول نكند، مجبور می‌شد كه در عوض یك دست پیراهن و یك جفت دستكش بچگانه برای دختر بخرد تا كینه را از دل او پاك نماید! پایتخت عروسی تا سال 1929، دخترها می‌توانستند از نظر قانونی بعد از رسیدن به سن دوازده سالگی و پسرها بعد از رسیدن به سن چهارده سالگی ازدواج كنند، گرچه ازدواج در آن سنین بسیار پایین به ندرت صورت می‌گرفت.
ولی بعد از شروع سال 1929،‌ سن قانونی ازدواج به شانزده سالگی صعود كرد. اگر چه در كشور اسكاتلند، رضایت و اجازه والدین به هیچ وجه لازم و ضروری محسوب نمی‌شود. در حالی كه در كشور انگلستان تا وقتی كه دختر و پسر به سن هیجده سالگی نمی‌رسیدند، اجازه و رضایت والدین اجباری بود. در نتیجه اگر دختر و پسری قبل از رسیدن به سن هیجده سالگی قادر به گرفتن رضایت و اجازه پدر و مادرشان نمی‌شدند، به كشور اسكاتلند می‌رفتند تا در آنجا به عقد یكدیگر درآیند.
از آنجایی كه شهر مرزی Gretna Green حد فاصل انگلستان و اسكاتلند واقع شده بود، آنجا تبدیل به مكان دائمی‌ عقد و عروسی گشت. امروزه به طور سالانه بالغ به چهار هزار ازدواج و عقد در شهر Gretna صورت می‌گیرد، كه به همین دلیل نام آنجا را پایتخت عروسی گذاشته اند. حالا این شهر مكانی جاذب و مشهور برای جهانگردان محسوب می‌شود، حتی برای افرادی كه ازدواج نكرده اند. اعلان ازدواج دختر و پسر جوانی كه قصد ازدواج داشتند، به كلیسا می‌رفتند و با صدای بلند اعلام می‌كردند كه قصد ازدواج با یكدیگر را دارند.
اگر چه، حالا در برخی از جوامع رو به رشد، این اعلان ازدواج را در محضرها انجام می‌دهند. دختر و پسر مجبور بودند كه دست كم پانزده روز قبل از ازدواجشان آن را اعلام كنند (البته این عمل نبایستی نهایتاً از سه ماه قبل از ازدواج صورت می‌گرفت.)
ارسال هدایا: دوستان و خویشاوندان دختر و پسر از قبل هدایایی تهیه می‌كردند تا به این شكل به آنها كمك كرده باشند تا آنها به راحتی قادر به تزیین منزل جدیدشان بشوند. سپس زوج جوان همه را دعوت می‌كردند تا هدایای دریافتی شان را ببینند، این رسم مختص غرب اسكاتلند یا گلاسو بود.
اگر چه در شهرهای دیگر شبیه این رسم مشاهده می‌شد. مهمانی زنانه و مردانه دخترها و پسرهایی كه قصد ازدواج با یكدیگر را داشتند، بعد از خارج شدن از محل كارشان، چندین بادكنك، چندین پلاك L شكل و یك لگن را با خود حمل می‌كردند. (درون لگن را اغلب از نمك پر می‌كردند.) مقداری گل كاغذی نیز در دست می‌گرفتند و گاهی از یك چرخ دستی بهره می‌گرفتند تا بتوانند به راحتی در خیابان ها رژه بروند. به این ترتیب مردان رهگذر تشویق می‌شدند كه پولی را در لگن بیندازند و به عروس آینده تبریك بگویند.
اگر چه هنوز هم این رسم در گوشه و كنار كشور اسكاتلند به چشم می‌خورد، ولی در حال از بین رفتن است.
 
زندگی مشترك (بدون ازدواج): تا همین اواخر رسم بود كه دختر و پسر به واسطه «سكونت و زندگی در كنار یكدیگر» خود را زن و شوهر اعلام كنند. البته امروزه، سنتی موسوم به زندگی مشترك بدون ازدواج وجود ندارد، ولی اندكی از زوج های جوان به اتفاق خانه ای می‌گیرند، آن را تزئین می‌كنند و بدون انجام دادن رسوم معمول ازدواج تشكیل خانواده می‌دهند. اكنون آمار ازدواج ها در اسكاتلند بیست و پنج درصد كمتر از مقداری است كه بیست و پنج سال قبل صورت می‌گرفت.
همچنین درصد بچه هایی كه به این ترتیب به دنیا می‌آیند، از بالاترین رقم در سر تا سر اروپا برخوردارند.
 
ازدواج مجانی: اینگونه ازدواج ها بدین ترتیب صورت می‌گرفت كه پدر عروس كل هزینه غذا و نوشیدنی را پرداخت می‌كند. مراسم عروسی در اسكاتلند معمولاً تا غروب آفتاب توأم با رقص و پایكوبی ادامه پیدا می‌كند. همچنین «عروسی یك پنی» نیز در آنجا رایج بود. به این شكل كه هر مهمانی برای خودش غذا و نوشیدنی می‌آورد و اینگونه مراسم اغلب بیش از یك روز به طول می‌انجامیدند.
 
لباس عروسی: ملكه ویكتوریا رنگ سفید را برا پیراهن عروسی برگزید. تا قبل از آن عروس می‌توانست از هر رنگی برای لباسش بهره گیرد، به جز رنگ سبز (چرا كه این رنگ مربوط به پریان بود) و رنگ سیاه (چرا كه این رنگ مختص مرام سوگواری و عزاداری بود). به لحاظ سنتی هرگز نباید گره ای در روبان ها یا لباس عروس وجود داشته باشد، چرا كه خوش یمن نیست.
ولی عروس می‌تواند بعد از اتمام مراسم عمل گره زدن را انجام دهد.
 
محل برگزاری مراسم عروسی: مراسم عروسی را می‌توانند در هر كجای كشور برگزار نمایند، به شرط آنكه وزیری تام الاختیار در آن منطقه در حال انجام وظیفه باشد. در نتیجه، برگزاری مراسم عروسی در اسكاتلند حتی روز قله های كوه و یا روی كشتی ها نیز امكان پذیر است. ولی اخیراً عقد و عروسی های شهری در محضرها صورت می‌گیرد. اگر چه اقداماتی در كانال های اطلاعاتی برای تغییر این رسم در دست است.
 
تنه زدن به یكدیگر: سابقاً رسم بود كه عروس در هنگام خروج از كلیسا توپی تزئین شده را به پشت سرش پرتاب نماید. همچنین داماد هم وقتی از خانه خارج می‌شد و قصد داشت كلیسا را ترك كند، مقداری سكه به پشت سرش پرتاب می‌كرد.
در این هنگام بود كه پسرهای جوان به سر و كله هم می‌زدند تا سكه ها را از آن خود نمایند. امروزه این رسم خیلی متداول نیست؛ چرا كه پسر بچه ها برای برداشتن سكه به یكدیگر تنه می‌زدند و همدیگر را هل می‌دادند و در نتیجه خطر بروز اتفاقات تصادفی و شكستن سر و دست زیاد بود.
 
حلقه عروسی: سنت در دست گرفتن حلقه در انگشت سوم دست چپ به دوران رومن ها بر می‌گردد، ولی بعد از جنبش دین پیرایی در اسكاتلند در قرن شانزدهم، به عنوان یادگار و اثری پاپ وار (به سبك پاپ) در آنجا ممنوع اعلام می‌گشت.
در حالی كه این رسم بار دیگر در قرن هفدهم متداول و رایج شد. در دست گرفتن حلقه توسط مردان یك سنت بسیار جدید به شمار می‌آید.
 
كیك همراه با زیورآلات: سابقاً كیك عروسی (گونه ای نان كوچك) را مادر عروس می‌پخت. سپس یك تكه از آن را بالای سر عروس می‌بریدند و اگر آن به تكه های كوچكتر تقسیم می‌شد، آن را ازدواجی موفقیت آمیز و پر ثمر تلقی می‌كردند. امروزه باب شده كه عروس و داماد با یكدیگر كیك را ببرند. چرا كه قبلاً عروس به تنهایی آن را قاچ می‌كرد. همه مدعوین یك تكه كیك می‌خوردند و مقداری از آن را هم برای افرادی می‌فرستادند كه برای عروس و داماد هدیه خریده بودند.
چندی بعد، رسم شد كه رویه كیك را با میوه تزئین كنند و زیورآلات ارزان قیمت كوچكی هم درون آن جای دهند تا به این ترتیب مهمانان مجبور شوند كه با احتیاط آن را بخورند و در حین خوردن به آن چشم بدوزند!
 
خانه جدید: در قدیم، پول نقد در دست مردم كمتر بود و در نتیجه عروس و داماد قادر نبودند بعد از اتمام مراسم ازدواج به ماه عسل بروند. از این رو، آنها بعد از اتمام مراسم عروسی و پذیرایی به اتقاق به خانه جدیدشان می‌رفتند. داماد از آستانه در دست عروس را می‌گرفت تا در طول راه عروس سكندری نخورد و به زمین نیفتد، چرا كه در غیر اینصورت آن را به نشانه بدشانسی تلقی می‌كردند
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 
ازدواج,شانس ازدواج,دختران مجرد
 
 
 
ازدواج مثبت ترین اتفاق زندگی است که گاهی وقت ها به خاطر اشتباهات به ظاهر کوچک به تعویق می افتد و شانس ازدواج را کاهش می دهد. اگر فکر می کنید کم کم دارید به جمع دختران مجرد سخت گیر می پیوندید، این مطلب را بخوانید تا متوجه اشتباهات ناخواسته خود شوید.
 
اشتباه شماره 1: ملاک های خود را با شرایط دیگران تعیین می کنند
تعجب نکنید هنوز هم بسیارند دخترانی که ملاک ها و معیارهای خود را برای ازدواج از روی چشم و هم چشمی و برای تایید دیگران انتخاب می کنند . به عنوان مثال چنین می گویند: “وای ببین دختران فامیل با چه شرایطی و چه سطح سوادی چه ازدواج هایی کرده اند، آن وقت من با یک شخص کم سواد تر از خودم ازدواج کنم؟ این طوری همیشه احساس حقارت می کنم. مگه من چی کم دارم؟”‌
 
نه تنها دختران بلکه همه جوان ها باید بدانند که هر کس باید به فراخور حال خود معیارهایش را برگزیند. مقایسه خود با دیگران و تعیین ملاک ها باعث می شود تا شما را از واقع بینی دور کند و نتوانید در شرایط خود بهترین انتخاب را داشته باشید.
 
اشتباه شماره 2: تجارب خود از افراد را تعمیم می دهند
برخی از دختر ها سعی می کنند دور کلیه خصوصیات رفتاری یک فرد نابهنجار در زندگیشان خطی بکشند و در مواجهه با هر یک از این ویژگی ها در فرد دیگر، نگاهی غیر اصولی به او خود داشته باشند . به عنوان مثال اگر مردی بد اخلاق همراه با اعتقادات دینی را در زندگی اطرافیان خود مشاهده کرده اند و شاهد آسیب های وارده از او به همسرش بوده اند ،تلاش میکنند خواستگاری هر شخص با اعتقادات دینی را رد کنند و به او با نگرشی منفی بنگرند. در حالی که نابهنجاری اخلاقی فرد ربطی رفتارهای دینی او ندارد. اگر چه فرد دیندار باید در کلیه منش های خود اصول دینی را رعایت کند و اخلاق یکی از شاخه های اصلی دین است، اما نداشتن اخلاق مناسب در شخصی مذهبی نشان از زیر سئوال بردن اعتقادات دینی نیست.
 
بارها و بارها مشاهده کرده‌ایم که دختران جوان منتظرند مرد مناسب از آنها خواستگاری کند. اما زمانی که این اتفاق می‌افتد، آنها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. به خودتان اجازه بدهید زمینه را برای آشنایی و شناخت برای ازدواج موفق فراهم کنید. این همان چیزی است که برای رهایی از تنهایی و ناراحتی به دنبال آن بودید
 
اشتباه شماره 3: مردان مناسب را نادیده می‌گیرند
وقتی یک دختر مجرد باور می‌‌کند که هیچ مرد مناسبی برای او وجود ندارد، همه چیز پیرامونش روی این موضوع صحه می‌گذارد. ما به همه کسانی که فکر می‌کنند همه مردان خوب ازدواج کرده‌اند پیشنهاد می‌کنم که این احساس را کنار بگذارند و به جای آن، به شادی، خوشبختی و تمایلشان توجه کنند. امید همیشه منشا تلاش و موفقیت است . پس بنا را بر این نگذارید که با ناامیدی آینده خود را بیهوده و یکنواخت تصور کنید.
 
اشتباه شماره 4: آنها پا به فرار می‌گذارند
بارها و بارها مشاهده کرده‌ایم که دختران جوان منتظرند مرد مناسب از آنها خواستگاری کند. اما زمانی که این اتفاق می‌افتد، آنها پا به فرار می‌گذارند و از او دور می‌شوند. به خودتان اجازه بدهید زمینه را برای آشنایی و شناخت برای ازدواج موفق فراهم کنید. این همان چیزی است که برای رهایی از تنهایی و ناراحتی به دنبال آن بودید.


 

اشتباه شماره5: اجازه می‌دهند که کار حسابی مشغولشان کند
دختران زیادی را می بینید که به شدت در کارشان غرق شده اند و موفقیت در کار را در اولویت همه مسایل دیگر زندگی می دانند. با وجود زیبایی، جذابیت و موفقیت‌های فراوان، همه درها برای برقراری ارتباط با آنها بسته است، چرا که تمام زندگی شان در کار خلاصه می شود. بعضی دختران فکر می‌کنند اگر مردی به آنها علاقه‌مند شده‌ اند، حتما مشکلی در آنها وجود دارد. این افکار باعث می‌شود که مردهای مناسب زیادی را از دست بدهند، قبل از اینکه حتی یک‌بار به آنها فرصت داده باشند تا به خواستگاری بیاید.


 

اشتباه شماره 6: تجربه را به بدبینی تبدیل می کنند
برخی دختران تجارب خود را از ازدواج و زندگی دیگران به نوعی بدبینی و احتیاط فوق العاده و غیر ضروری تبدیل می کنند و در انتخاب و ارزیابی طرف مقابل دچار سخت گیری و وسواس می شوند . درست است که کسب تجربه لازم و ضروری است اما قرار نیست به خاطر شنیدن وقایع آزارنده از اطراف دچار استرس در انتخاب باشیم. تیزبینی و زیرکی متعادل برای یک انتخاب مناسب کافی است. لازم نیست از ابتدا با منفی اندیشی مثل یک کارآگاه عمل کنیم.
 
اشتباه شماره 7: آنها باور کرده‌اند که زمان مناسب برای آنها تمام شده است
دختران زیادی هستندک به دلیل بالا رفتن سنشان باور دارند که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن از آنها گذشته است . درست است که زمان ازدواج و بچه‌دار شدن، پیش‌بینی شده است، اما در قرن بیست و یکم زندگی ما کمتر قابل پیش‌بینی است، که البته این نکته مثبتی است.
 
دختران زیادی تا چهل- پنجاه سالگی ازدواج خود را به تاخیر می‌اندازند، اما واقعیت این است که ما هیچ‌وقت اسیر اعداد و ارقام نیستیم. ما هر لحظه در مناسب‌ترین زمان زندگی خود هستیم. بله، درست است که بیولوژی بدن همیشه ما را همراهی نمی‌کند، اما اگر شما واقعاً می‌خواهید صاحب خانواده شوید و بدن شما دیگر این اجازه را به شما نمی‌دهد که بچه‌های خودتان را داشته باشید، به این معنا نیست که این خواسته شما برآورده‌شدنی نیست. می‌توانید با پذیرفتن سرپرستی یک کودک، تشکیل خانواده‌ دهید.
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

جعبه های سیاه و طلایی

http://www.ornamentz.com/home%20images/Gift%20Box%20Favor%20White%20and%20Gold.JPG

در دستانم دو جعبه دارم که خدا به من داده است. او گفت:غصه هایت را درون جعبه سیاه بگذار و شادی هایت را درون جعبه طلایی.به حرف خدا گوش کردم.شادی ها و غصه هایم را درون جعبه ها گذاشتم. جعبه طلایی روز به روز سنگین تر می شد و جعبه سیاه روز به روز سبک تر.

از روی کنجکاوی جعبه سیاه را باز کردم تا علت را دریابم.دیدم که ته جعبه سوراخ است و غصه هایم از آن بیرون می ریزد.سوراخ جعبه را به خدا نشان دادم و گفتم:در شگفتم که غصه های من کجا هستند؟ خدا با لبخندی دلنشین گفت:ای بنده من!همه آنها نزد من٬ اینجا هستند.

پرسیدم پروردگارا!چرا این جعبه ها را به من دادی؟چرا ته جعبه سیاه سوراخ بود ؟گفت:ای بنده من!جعبه طلایی را به تو دادم تا نعمت های خود را بشماری و جعبه سیاه را برای اینکه غم هایت را دور بریزی...

-----------------------------------------------------------

عاشقانه ای زیبا

http://up.vatandownload.com/images/f21n72snts11c9q5opnj.jpg

گاهی وقتها فکر می کردم که همیشه پایان، آدم را به سمت یک آغاز می کشاند ... اما وقتی دلم شکست، وقتی صدای شکستن دلم را شنیدم ... و تا چشم گشودم دیدم، که کوه غرورم پر شده از شکسته های آیینه آینده روشن ... وقتی دیدم چگونه پا روی دلم گذاشتی، از اوجِ غرور به قعرِ دلتنگی سقوط کردم ... وقتی که بوی خاک خیس و سرمای لطیف، که از درز پنجره سکوتم، گونه دلم را ... نوازش می داد و دل سنگی احساسم با اولین بارش غربت شکست ... باور کردم که ... همیشه یک پایان انسان را سمت آغازی دیگر نمی کشاند ... گاهی باید پایان را آموخت اما بی آغازی دیگر ... گاهی باید در پایان زندگی کرد و از پشت پنجره پایان به خاطرات گذشته نگریست ... گاهی باید پشت حصارِ حسرت در خاطرات ... زمانی که دستهای دلمان را گره کورِ عشق زدیم ... و با تیغ وداع گسلاندیم، غرق شویم... باید پشت پرچین تنهایی نشست و غبار دل را با اشک شست ... و باور کرد ... پایان را، بی آغازی دیگر ..!!

نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀


در ابتدا چند عکس متفاوت از حیوانات !!

http://myup.ir/images/07045268388249596122.jpg

دو گربه عاشق !

http://myup.ir/images/33227638099204544062.gif

http://myup.ir/images/03656481359420511610.jpg
 

اینم یه گربه ی نا قلا که به روش اسبب تراوا !! میخواد خرگوش شکار کنه !

نه خودمونیم هدفت از این کار چیه ؟؟؟!
http://myup.ir/images/33227638099204544062.gif

http://myup.ir/images/65383323102426150828.jpg

امان از این خلاقیت های نهفته که دیگه یهوو فوران کرده لامصب !!
http://myup.ir/images/33227638099204544062.gif

http://myup.ir/images/40540652207456656219.jpg

نه ! اخه میخوام بدونم وسط میدون جنگ ! جای این کاراس اخه لامصب !
http://myup.ir/images/33227638099204544062.gif


http://myup.ir/images/43915272488746089235.jpg

&ضد حال اساسی تا حالا خوردین ؟!! یعنی این !!
http://myup.ir/images/33227638099204544062.gif

http://myup.ir/images/14235915017765586679.jpg

اینم طرز صحیح نشتن پشت کامپیوتر ! یاد بگیرین دیگه !!!
http://myup.ir/images/33227638099204544062.gif

http://myup.ir/images/58596166581589318912.jpg

اخخخی ! ( بدون شررررح ! )
http://myup.ir/images/33227638099204544062.gif

http://myup.ir/images/69915382085919420398.jpg

یه بدون شرررح دیگه !
http://myup.ir/images/33227638099204544062.gif

http://myup.ir/images/06664124727470601353.jpg

برن  به افتخار این دوتااا !!

 
http://myup.ir/images/33227638099204544062.gif

http://myup.ir/images/06999064233697339246.jpg

&اینم یه عکس دیگه از حاشیه مراسم اسکار و برنده شدن فیلم " جدایی نادر از سیمین "

http://myup.ir/images/33227638099204544062.gif

http://myup.ir/images/82346128408224796423.jpg

خودتون قضاوت کنید تا چه حد واقعیت داره عکس بالا !!!

--------------------------------------

نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

صفحه قبل 1 ... 14 15 16 17 18 ... 39 صفحه بعد

CopyRight| 2009 , aftabpnu.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com