یـک لبخنـد تا خوشبـختی راهـست

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


آیا شما واقعا خوشحال هستید؟ اگر صادقانه بگوییم، بسیاری از ما حتی به خودمان وقت نمی دهیم که به این سوال پاسخ دهیم. و اینکه آیا خوشبختی اصلا چه هست؟ باید چه شکلی باشد؟ و مهم تر از همه چگونه می توانید آن را به دست آورید؟

حالا که دارید به سال جدید می رسید بیایید به آنچه پشت سر گذاشته اید نگاهی بیندازید و یک برنامه خوشبختی برای خود بریزید و تصمیم بگیرید سال ​۹۱ خوشبخت تر از سال قبل باشید. این که شما چند سال از عمرتان را گذرانده اید یا چند سال دیگر از آن باقی مانده است هیچ تاثیری در میزان خوشبختی شما ندارد، زیرا خوشبختی چیزی است که در هر لحظه می توانید آن را حس کنید.

همه ما در جستجوی خوشبختی هستیم. گاهی فکر می کنیم می توانیم آن را با صرف مقداری پول یا کنار گذاشتن یک عادت بد یا کسب پول بیشتر به دست آوریم و همینطور هر سال وقتمان را با همین روش صرف می کنیم. اما خوشبختی واقعی وقتی خودش را به ما نشان می دهد که از آنچه هستید و آنچه دارید لذت ببرید و از ویژگی های منحصربه فرد خود تقدیر کنید. در واقع خوشبختی وقتی شروع می شود که خودتان را دوست داشته باشید.

گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است، اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد، که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه است. وقتی ما بتوانیم دست از شماتت خود به خاطر اشتباهاتمان برداریم و شروع به جشن گرفتن برای کارهای درستمان بکنیم بالاخره می توانیم خوشحال باشیم.

باید تفکرمان را در مورد خودمان تغییر دهیم و این برای بعضی ها راه دشواری است و البته خوشبختانه میانبری هم دارد که بتوان زودتر به مقصد رسید. آنچه می خوانید گزیده ای از میان نسخه های آزموده است.


● ورزش دوای جسم و روح

اگر ورزش نمی کنید همین حالا ورزش را شروع کنید. می دانید که ورزش شما را سلامت نگه می دارد و به کنترل وزنتان کمک می کند، اما آیا می دانید که ورزش خود یک داروی ضدافسردگی به شمار می رود؟
می توانید تصمیم بگیرید که در سال نو ورزش، بخشی از شیوه زندگی شما باشد. حتی یک ورزش ۲۰ دقیقه ای می تواند خلق و خوی شما را بهتر کند و احترام به خویشتن را افزایش دهد. همسر و فرزندانتان می توانند شما را در این مسیر همراهی کنند و در همین مسیر خوشبختی را تجربه کنید.

● قدم های کوچک برای مقصدی بزرگ

میانبر دوم سخت نگرفتن زندگی است. گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع سخت می گیرد جهان بر مردمان سختکوش. بسیاری از برنامه هایی که برای سال بعدمان در نظر می گیریم سختگیرانه تر از آن است که رغبتی به انجام آن پیدا کنیم. مثلا یک دفعه قرار می گذاریم ۲۰ کیلو، وزن کم کنیم چون از ظاهرمان خوشمان نمی آید.

فلسفه این تصمیم مشکل دارد. اگر قرار است طرز فکر خود را عوض کنیم به خاطر این است که خودمان را دوست داریم و به سلامتی خود اهمیت می دهید. باید برنامه هوشمندانه تری برای کاهش وزن ترتیب می دهیم.

● خود را سرزنش نکنید

رقابت چیز خوبی است، اما وضع اقتصادی ما ایرانی ها گاهی ما را در چنان موقعیتی قرار می دهد که احساس کمبود می کنیم. مثلا حسن کارمند بازنشسته ای است که ماهانه ۷۵۰ هزار تومان ثابت دریافت می کند و به طور متوسط در سال هشت میلیون تومان درآمد دارد، اما همچنان احساس ناخوشایندی از بی عرضگی او را اذیت می کند. او می گوید: اگر من هم مثل همکارم زمین زیادی خارج از تهران خریده بودم امروز که آن منطقه های بی ارزش، ارزش پیدا کرده مرا یک میلیارد می کرد، اما من بی فکر بودم. این نوع سرزنش کردن ها باعث می شود یک عمر احساس بدبختی کنیم. باز هم تکرار می کنم باید بتوانید خود را ببخشید و از آنچه دارید لذت ببرید.

● به استعدادهایتان پشت نکنید

توصیه دیگر این است که یکی از استعدادهای خود را پرورش دهید. اگر در کارتان این موضوع امکان پذیر نیست، راه دیگری بیابید البته اگر می توانید بهتر است کاری بیابید که متناسب با استعدادهای شما باشد. به بازی گرفتن نقاط قوت، شما را خوشبخت می کند مثلا اگر شما دبیری بازنشسته هستید، می توانید در یک آموزشگاه تدریس کنید یا به نویسندگی مشغول شوید.

● دوستانه ترین روابط

با کسانی که دوستشان دارید روابط خود را محکم تر کنید. آیا از این که ازدواجتان را به حال خودش رها کرده اید، راضی هستید ؟ بیشتر وقت تان را یا سر کار هستید یا دارید مطالعه می کنید؟ تماشاکردن سریال های پشت سر هم و خبر مشغولیت اصلی تان شده؟ این با خوشبختی فاصله زیادی دارد. اگر قرار است یک روز به خاطر نادیده گرفتن عزیزانتان خود را شماتت کنید امروز آنان را دریابید تا خوشبختی دوچندانی را تجربه کنید. سال ۹۱ را سال بهبود روابط قرار دهید و توجهی که دوست دارید دریافت کنید به عزیزانتان هدیه دهید.

● زمانی برای تولد عشق

توصیه بعدی در مورد ازدواج شماست. آیا هنوز سالگردهای ازدواجتان را جشن می گیرید و از ازدواجتان احساس خرسندی دارید؟ یا از ته دل از آن افسرده اید و به اصطلاح می سوزید و می سازید؟ اگر چنین است در این هفته های پایانی سال به این فکر کنید که چطور سال آینده عشق را دوباره در زندگی خود متولد کنید و به بازسازی روابط با همسرتان بپردازید. زندگی با یک زوج خوب چیزی است که به انسان حس خوشبختی می دهد.

گرچه راه رسیدن به خوشبختی برای هر فرد متفاوت است اما عشق به خود، به عنوان موجودی منحصر به فرد​ که هرگز تکرار نخواهد شد، شاه کلید این گنجینه استاگر به جایی رسیده اید که از ازدواج خود لذت نمی برید خودتان مسوول هستید و تنها کسی هستید که می توانید آن را تغییر دهید. با مهربانی و وضوح در مورد آن با همسرتان صحبت کنید. با هدایای کوچک و تصادفی یکدیگر را شاد کنید حتی اگر تهیه یک ناهار خوشمزه از بیرون و معاف کردن همسر خسته تان از ناهار پختن باشد، اما این کارها را از ته دل و برای خوشحالی و خوشبختی خودتان انجام دهید که فردا منتش را سر همسرتان نگذارید. خوبی، همیشه اثربخش است.

● قدرت قدردانی

توصیه بعدی این است که از دیگران قدردانی کنید. بله البته شما گاه به خانواده و دوستانتان می گویید که در موردشان چه فکری می کنید، اما در مورد همکارانتان چطور؟ آرایشگرتان، معلم فرزندتان، همسایه ای که وقتی به مسافرت می روید از خانه تان مراقبت می کند. بیشتر ما بیشتر به سر و صداهای اطراف اهمیت می دهیم تا آدم هایی که دوروبرمان زندگی مان را راحت تر می کنند.

تا حالا کسی که راه پله هایتان را تمیز می کند یا رفتگر محل را برای عید مبارکی در آغوش گرفته اید؟ همسایه تان را چطور؟ با این کار خودتان بیش از او احساس وجد و شعف خواهید کرد و با هر بار دیدن اطرافیانتان انگار خوشبختی تان تکثیر می شود. مطالعه ای که توسط استاد روان شناسی دانشگاه کالیفرنیا انجام شد نشان می دهد که افراد سپاسگزار ۲۵ درصد شادتر از افراد ناسپاس هستند.

● بخشایش و گشایش

اگر هیچ وقت نمی توانستید مسائل گذشته را نادیده بگیرید الان وقت آن است. این دو هفته فرصت دارید خوب فکر کنید و ببینید چه کسانی در فهرست غضب شما قرار دارند. هرچه بیشتر بتوانید ستم ها و تبعیض هایی که در حق تان روا شده را ببخشید، بیشتر احساس خوشبختی می کنید. اگر اجازه دهید درد، رنج، نفرت و غضب در شما لانه کند هرگز احساس خوشبختی نخواهید کرد.

تحقیقات دانشمندان نشان می دهد این افکار سمی علاوه بر استرس، باعث ایجاد انواع بیماری ها می شود. اگر کسی که از او ناراحتی دارید دیگر در دنیا نباشد هم به صورت نمادین می توانید نامه ای به او بنویسید و در کنار مزارش خاک کنید یا به نیت او به آب بسپارید یا بدون آدرس پست کنید یا هر چیز دیگری که به ذهنتان می رسد، خواهید دید که بسیار سبک و راحت می شوید.

شادی تنها چیزی است که بخشش آن، شما را ثروتمندتر می کند. کمک کردن به یک خانواده نیازمند، نذر غذای گرم برای بیماران یا نیازمندان یا حتی رهگذارانی که هنگام غروب از مقابل منزل شما گذر می کنند، کمک در امور خیریه و بخشش از موهبت های خدادادی که دارید، شما را خوشبخت تر می کند.

 




گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

جملات جدید پشت کامیونی
http://www.eforosh.com/pics/53817_1299485124.jpg
 
 
 
آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!
**-.-**
آدم دیوانه را بنگی بس است خانه پرشیشه را سنگی بس است!
**-.-**
اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)
**-.-**
اگر از عشقت نکنم گریه و زاری
به جهنم که مرا دوست نداری!
**-.-**
اگه الله کند یاری
چه اف باشد چه سوسماری!
**-.-**
اگر خواهی بمیری بی بهانه
بخور ماست و خیار و هندوانه!
**-.-**
ای بلبل اگر نالی من با تو هم آوازم
تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!
**-.-**
ای روزگار
با ما شدی ناسازگار!
**-.-**
بپر بالا که گیر نمیاد!
**-.-**
باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم
من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!
**-.-**
بحث30یا30 ممنوع!
**-.-**
بخور و بخواب کارمه
الله نگهدارمه!
**-.-**
به مادرت رحم کن کوچولو!
**-.-**
تا جام اجل نکرده ام نوش
 هرگز نکنم تو را فراموش!
**-.-**
تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی
تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!
**-.-**
تاکسی نارنجی 
از من نرنجی!
**-.-**
تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!
**-.-**
جهان باشد دبستان و همه مردم دبستانی
چرا باید شود طفلی ز روز امتحان غافل؟!!
**-.-**
داداش مرگ من یواش
امان از دست گلگیر ساز و نقاش!
**-.-**
درخت مکر زن صد ریشه دارد
فلک از دست زن اندیشه دارد!
**-.-**
در طواف شمع می گفت این سخن پروانه ای
سر پیچ سبقت نگیر جانا مگر دیوانه ای!
**-.-**
دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهی
دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهی!
**-.-**
دنبالم نیا آواره میشی!
**-.-**
دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ
ای هیچ تر از هیچ تو بر هیچ مپیچ!
**-.-**
دودوتا هفتا کی به کیه!
**-.-**
رخش بی قرار!
**-.-**
رنج گل بلبل کشید و برگ گل را باد برد
 رنج دختر مادر کشید و لذتش داماد برد!
**-.-**
رود می رود اما ریگذارش می ماند!
**-.-**
زندگی بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!
**-.-**
زندگی بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!
**-.-**
«zoor nazan farsi neveshtam»
**-.-**
ژیان عشقت مرا بیچاره بنمود
ز شهر و خانه ام آواره بنمود!
**-.-**
سر پایینی نوکرتم
سر بالایی شرمندتم(ژیان)
**-.-**
شب و روز رانندگی در جاده ها کار من است 
از خطر باکی ندارم جون خدا یار من است!
**-.-**
شکر بترازوی وزارت برکش
**-.-**
شو همره بلبل بلب هر مهوش!
(اینو برعکس هم که بخونی همین میشه)
**-.-**
عشق میکروبی است که از راه چشم وارد می شود و قلب را عاشق می کند!
**-.-**
قربان وجودی که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!
**-.-**
کوه از بالا نشینی رتبه ای پیدا نکرد
جاده از افتادگی از کوه بالا میرود!
**-.-**
گاز دادن نشد مردی
عشق آن است که بر گردی!
**-.-**
گدایان بهر روزی طفل خود را کور می خواهند
طبیبان جملگی خلق را رنجور می خواهند!
تمام مرده شویان راضیند بر مردن مردم بنازم مطربان را که خلق را مسرور می خواهند!
**-.-**
 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 14 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

والپیپر و عکس عاشقانه جدید

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 13 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

میدونی اولین عوارض جانبی بعد یک شکست عشقی چیه ؟!

هيچگاه نه كسي رو ببخش
نه فراموش كن
سر فرصت بزن دهنشو س...
كن
( دكتر شريعتي با اعصاب خراب)


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

ملت ما ملتيست كه وقتي توي خيابون زل زل نگات ميكنت
نميتوني تشخيص بدي
خوشگلي يا احيانا زيپ شلوارت بازه!


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

هر جا سخن از اعتماد است
من هر هر ميخندم
(مديرعامل كانادايي بانك ملي)


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

دلت رودوست دارم!چون مثل يخچال فقيراهيچي توش نيست


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

وقتي توي مجله از مضرات سيگار خوندم...
اونقدر وحشت كردم كه قسم خوردم ديگه
مجله نخونم!


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

نون خشك هم نشديم كه يكى ازروى زمين برمون داره و بوسمون كنه!
اثرات كمبودمحبت شديد


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

يارو روبردن دادگاه قاضي بهش گفت خاك توسرت اين چهارمين بارته كه
ميارنت اينجا
يارو ميگه خاك توسرخودت كه هميشه اينجايي !!!


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

موقع مرگ به بچه‌هام می‌گم ده میلیارد تومن گذاشته‌م زیرِ…
بعدش می‌میرم
آی حال میده!


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

دختره تلفن دوست پسرش زنگ میخوره برمیداره جواب میده
یارو میپرسه:شما؟
دختره میگه:من خواهرشم…شما؟؟؟
طرف میگه:من همین الان فهمیدم مادرتم!!


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

کسا‌یی که معتقدن اونی که رفته خودش بر میگرده،
نود و نه‌ در صد کفتر بازن!!
مگه کفتره جلده!؟


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

همیشه دستان همسرتان را در دست بگیرید، چون اگه رهاش کنید اون میره خرید !


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

رفتم تو سرچ گوگل تایپ کردم
“زن چه میخواهد؟”
گوگل بعد از ۲۰ دقیقه پاسخ داد
“ما همچنان در حال جستجو ایم !”


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

زندگي هر دختري يك سوال هست كه تا آخر عمر او را همراهي مي‌كند . . .
حالا چي بپوشم؟


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

يارو میره رستوران میگه: غذا چی دارین؟
گارسون میگه : کاستیدگیلینکوفینوستا با لیمو!
يارو میگه: کاستیدگیلینکوفینوستا با چی!؟


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

و خداوند زمین و آسمان را آفرید…
و ساخت بقیه ی چیزا رو به چین واگذار کرد…!!!


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

سلامتی پوشک، که هیچ‌وقت تو بچگی پشتمونو خالی نکرد!


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

ما که ۸/۸/۸۸ ازدواج نکردیم، ۱۱/۱۱/۱۱ هم باز ازدواج نکردیم،
صبر کنیم تا ۹/۹/۹۹ شاید فرجی شد
(درد دل دو دختر دم بخت )


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

هیچکس حق نداره از طرفش بپرسه “تو برا من چی‌ کار کردی؟”
تو ٧ میلیارد انسان تورو پیدا کرده، دیگه چیکار کنه !؟


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

میدونی اولین عوارض جانبی بعد یک شکست عشقی چیه ؟!
در آوردن گوشی از حالت Silent !!


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

یه عده هستن که اگه شده باید براشون آژانس هم بگیری
که سریعتر از زندگیت گم شن بیرون… !!


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

به سلامتی مگس که یادمون داد زیاد که دور کسی بگردی آخرش میزنه تو سرت !


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

تجربه نشون داده وقتی با دوستت دعوات میشه
تازه میفهمی چقدر از اسرار زندگیت با خبر بوده !


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

به زنی که همیشه میدونه شوهرش
کجاست چی میگن؟ (بیوه).


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

طرف موبایلش آنتن نمیداد ، بهش مسیج دادم : نمیتونم بگیرمت …
جواب داد : به درک! مگه کم خواستگار دارم؟


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

نیوتن در بیانیه ای یادآوری کرد:
علاوه بر زمین، یخچال نیز دارای نیروی جاذبه است..


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

یارو چیست !؟ موجودی که به شدت در مقابل فهمیدن مقاومت میکند !


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

وقتی کسی به شما میگه احساس بدبختی میکنه ، به آرامی دستش رو بگیرید ، بغلش کنید و بهش بگید : " ای بابا ، حالا کجاشو دیدی.


✂. . . . . . ✂. . . . . ✂. . . . . ✂. . .

گوگل: من صاحب همه چیم
ویکی پدیا: من همه چیو می‌دونم
فیسبوک: من همرو میشناسم
اینترنت: من نباشم شما ها هیچین
برق: زر اضافی نزنید !
 
**************************************************

چرا من هنوز ازدواج نکردم .... ؟!!
 

اگه من هنوز ازدواج نکردم ...

تقصیر جوش های صورتمه که کسی از من خوشش نمی آید
. .
تقصیر ساعت کاریمه که صبح خروس خون می روم
و بوق سگ می آیم و شانس دیده شدن را از دست میدم
. .
تقصیر باباست که انقدر پول نداره تا چشم مردم در بیاد
. .
تقصیر پسر عمومه که نفهمید عقد دختر عمو و پسر عمو رو تو آسمون بستن
. .
تقصیر استادمونه که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد
و باعث شد دیگه کسی جرات نکنه از من خواستگاری کنه
. .
تقصیر مادر شوهر عمه است می دونم بخت منو بسته
. .
تقصیر پسر همسایه دست راستیه که به خودش اجازه داد از من خواستگاری کنه
. .
تقصیر پسر همسایه دست چپیه که به خودش اجازه نداد از من خواستگاری کنه
. .
تقصیر تلویزیونه که تو تمام سریال هایش همه جوون ها ازدواج می کنن
و اصلا به مشکلات ما جوون های ازدواج نکرده نمی پردازن
. .
تقصیر مطبوعاته که توی مطالبشون جوون ها از هم طلاق می گیرند
و مردم را نسبت به ازدواج بدبین می کنن
. .
تقصیر مجلسه که به جای اجباری کردن سربازی
پسرها رو وادار به ازدواج اجباری نمی کنن
. .
تقصیر عراقه که کلی پسرهای آماده به ازدواج ما را به کشتن داد
. .
تقصیر هلنده که همجنسبازی رو رواج داد تا مردا دیگر نیازی به زن گرفتن نداشته باشن
. .
تقصیر انگلیسه این گفتن نداره همه می دونن همیشه و همه جا کار کاره انگلیسه
. .
تقصیر سازمان ملله که سر درش نوشته
بنی آدم اعضای یکدیگرند اما مشخص نکرده من جیگر چه کسی هستم
. .
تقصیر کره زمینه که جوری نچرخید من و نیمه گمشده ام به هم برسیم

 

*********************

سربازی رفتن خانوما ... جالب
 

صبحگاه:
فرمانده: پس این سربازها کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن
ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان(زندگی مهدی)
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی...

صبحانه:
وا... آقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه‌ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفخ میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)
فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...

ناهار
این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی‌خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی‌کنم، حالا واسه تو ...
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ناهار
فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه‌ها گم میشود...
هوووو.... بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو گمشو بیرون...
وای نامحرم...
کثافت حمال...
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!)

بعد از ظهر
فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

شب در آسایشگاه
یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای فری جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره نسیم جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا!
حالا به نظر شما خانمها باید برن سربازی؟؟؟؟؟

 

********************

وقتی مردم دنیا دور هم جمع میشن...........
 

وقتی مردم دنیا دور هم جمع میشن چی کار میکنن!!؟؟؟؟؟؟

ايتاليا ، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي كنن!
________________________________________

آلمان ، درباره ي سياستهاي دولت حرف مي زنن!
________________________________________


پاكستان ، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!
________________________________________


عراق ، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي كشن!
________________________________________


افغانستان ، اگه پول نداشته باشن كار مي كنن و اگه پول داشته باشن مي خوابن!
________________________________________


آذربايجان ، يه بطري آب پرتقال مي خرن و با هم مي خورن!
________________________________________


مصر ، ميرن يه جا مي شينن قليون مي كشن!
________________________________________


امارات متحده ي عربي ، ۴ نفرشون دست مي زنن و يه نفرشون مي رقصه! یا میرن دنبال خانوم!!
________________________________________


روسيه ، از همديگه رشوه مي گيرن!
________________________________________


ژاپن ، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!
________________________________________


هند ، يا با همديگه مي رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي كنن!
________________________________________


كوبا ، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي كنن!
________________________________________


كره جنوبي ، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي كنن!
________________________________________


توی چین ، اینها که دیگه روی هر چی متقلبه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه 3 سوت نزده کپی میکنن
________________________________________


مكزيك ، دو نفرشون دوئل مي كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي زنن!
________________________________________

ايران ، يا پشت سر بقيه غيبت مي كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه ي
سخنراني ترتيب ميدن يا از حرف زدن و سوتي هاي همديگه ايراد مي گيرن يا يه نفرشون رو
ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش مي كنن يا الكي مي خندن يا يه پيتزا فروشي باز مي
كنن يا بدون هيچ صحبتي مي ايستن و چشم و سرشون رو مي چرخونن و مردم رو مي چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توي ياهو مسنجرمي سازن يا گروه اينترنتي راه ميندازن

 

***********************

اس ام اس های خنده دار اسفند 90

متن نوشته شده بر روی تی شرت شوهر

تمام دختران شیطان هستند ، اما همسرم یک ملکه است

*

*

از آنها !!!

.

————————–

.

دختران زیبا هستند پس از چراغ خاموش !

(شکسپیر)

همه پسران بی گناه هستند قبل از چراغ خاموش !

(زن شکسپیر)

.

————————–

.

یکی از ۲ راهی‌های زندگی وقتی‌ است که

نمی‌دانید در شیشه‌ای مقابل‌تان را باید «بکشید» یا «فشار دهید» !

.

————————–

.

تا حالا دقت کردین

وقتی می خوایم یقه لباس یا روی سینه رو نیگاه کنیم

لب و لوچه آدم کج میشه !

همین الان امتحان اگه کن باورت نمیشه !

.

————————–

.

غضنفر به نامزدش اس ام اس میده

عزیزم من تا ۱۰ دقیقه دیگه میام پیشت

اگه نیومدم اس ام اس رو دوباره بخون !

.

————————–

.

این روزها اگه تو خونه باهاتون مهربون شدن

به سرعت خونه رو ترک کنید !

قضیه خونه تکونی جدیه !!

.

————————–

.

کاربردهای مختلف ” مُردن ” در فرهنگ ما !!

برو بمیر : برو گمشو !

بمیرم برایت : خیلی دلم برایت می سوزد !

می میرم برایت : عاشقتم !

می مردی ؟ : چرا کار را انجام ندادی ؟

… مردی ؟ : چرا جواب نمی دهی ؟

نمردیم و … : بالاخره اتفاق افتاد !

مردیم تا … : صبرمان تمام شد !

مرده : بی حال !

مردنی : نحیف و لاغر !

مردم : خسته شدم!

من بمیرم ؟ : راست می گی؟

.

————————–

.

حیف نون ظهر از سر کار برگشت خونه

دید خانومش نهار درست نکرده

از عصبانیت سرشو کوبید به دیوار

یهو یادش اومد مجرده !!!

.

————————–

.

رابطه هاى امروزى جوری شده که

مى تونید به همدیگه دست بزنید

ولى نمى تونید به گوشى هاى همدیگه دست بزنید !!

.

————————–

.

لذتی که تو دست توی دماغ کردن هست ، تو فین کردن نیست !

حالا لذت گوله کردن به کنار!

.

————————–

.

با کلمه آره یا نه جواب بده

آیا من میدونم که تو احمقی ؟!؟

.

————————–

.

امروز روز جهانی اطلاعات است .

لطفا این پیام را به باهوش ترین کسی که میشناسید ارسال کنید .

فقط برای من نفرست !

چون از صبح تا حالا ۵۰۰ بار این اس ام اس برام اومده !

.

————————–

.

یک واقعیت :

ﻭﻗﺘﻲ ﺑﭽﻪ ﺍﻱ ﺑه دنیا ﻣﻴﺎﺩ

ﻫﻤﻪ ﺟﻤﻊ می شن میگن:

ﭼﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ ﭼﻪ ﺧﻨﺪهﻫﺎﺵ ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ ﻟﺒﺎﺷﻮ ﭼﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻴﻪ ﻭ . . .

اما ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺎیی ﺧﺒﺮﻱ ﻧﻴﺴﺖ

ﻛﻲ ﻳﺎﺩ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﻴﻔﺘﻦ !؟

ﻭﻗﺘﻲ ﭘﻮﺷﻚ ﺑﭽﻪ رو ﺑﺎﺯ می کنن

میگن: ﺍﻱ ﺑﺎﺑﺎ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﻳﺪﻩ !

.

————————–

.

قابل توجه خانوما

مرد اونه که قلبتو شارژ کنه

نه سیم کارتتو !

.

————————–

.

همیشه معذرت خواهی به معنای غلط کردم نیست

گاهی ینی خفه شو !

.

————————–

.

۲ تا زن توی اتوبوس برای یک صندلی خالی دعواشون میشه

راننده میگه اونی که مسن تره بشینه روی صندلی

هر ۲ تا زن به هم نگاه کردن و صندلی خالی ماند !

.

————————–

.

اگر شرایط زندگی برای شما سخت شده و تحمل ندارید

و اگر در روابط عاشقانه خود شکست خورده اید

هنگامی که غم و اندوه شما را احاطه کرده

و هنگامی که اشک از چشمان شما جاری شده

فقط با ما تماس بگیرید

(روابط عمومی شرکت دستمال کاغذی اشک مال !)

.

————————–

.

تو رو خدا اگه قصد ازدواج داری بهم بگو

خودم میخوامت

التماست میکنم چرا حرف نمیزنی باهام

هر موقع میبینمت ساکتی

(مکالمه عضنفر با مانکن داخل مغازه!)
نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 13 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

همیشه بهم میگفتن تو چرا عاشق نمیشی چرا عشقی نداری؟

همیشه بهم میگفتن عشق یعنی زندگی...

میگفتن اگه عاشق نشی یعنی زندگی نکردی...

ولی بهم نگفتن اگه اسیر یکی بشی دلت میسوزه...

نگفتن اگه با چشاش نگات کنه تموم جونتو به آتیش میکشه...

بهم نگفتن اگه تمام روز ببینیش بازم دلتنگش میشی...

بهم نگفتن برا اینکه گرمای دستشو حس کنی ثانیه شماری میکنی...

بهم نگفتن ممکنه یه روز فراموشت کنه ...

ولی الان همه بهم میگن فراموشش کن!!!!!

آخه چطوری؟ 

 

 

مگه میشه

آدم کسی رو که دوست داره

فراموش کنه؟

نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 13 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

تصاویـر زیبـای عـاشقانـه و رومـانتیـک

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 10 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

                   
 
                                                       پرواز با خیال تو...

 

 

 

 

 

                  مهم : جهت مشاهده تصاویر در اندازه واقعی و با کیفیت اصلی بر روی آن ها کلیک فرمایید

 

 

 

 

 




میخواهـــــــــــــــــــم پـــــــــــــــــرواز کنم  

پـــــــرواز بـا پــــــــــــــــــــــر خیـــــــــــال تــــــــــــو  
                    
تـا اوج

تـا آنجــا کـه جــــز مـــــــن و تـــــو کســی نبـاشـــــد
دلــ ـــ ــــم...
        یکــــــ مــــــــزرعــه مـی خـــــواد
                                   یکـــــــ تــــــــــــــــــــو  
                                                          یکـــــ مــــــــــــــــن

چـه پــر هیـاهــــــوست
وقتـــی ستـــــاره هـا بـه هـم آغـــ ـــ ــوشی مـا
           چشمــک مـی زننـــد
                    و مهتــــاب رقــــــص نــــورش را
                                       در بستـــــر عـاشقانــ ـــ ـــه ی مـا اجـــرا مـی کنـــد

و مـا از شـــادی ایـن عشــ ـــ ــ ــق
ماننــد آفتــــاب در طلــــوع فــ ـــ ــردایـی دیگــــر
                                                  درهـــــم ذوب مـی شـویــــــم
و چـه خیـالــی ست ایـن پــ ــ ــرواز
                           وقتـــی مـی دانـــــــــــــــم
                                                        تـــ ــ ــ ــو هیـــــــــچ گاه
در زندگــــــی مــن
                      طلــــــــوع نخواهــ ــ ــ ــی کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرد    




در خلـــــــــــوت ســـــــرد ایــن اتــــاق
                        دنیــــایـم را بـا تـــــــــــــــــــــو

                                        گــــرم گــــرم نقــــــــاشـی مـی کنـــــــــــــــــــــــــم
درختــــی مـی کشـــــــم
                                 بلنـــــــــــد

                            بـه بلنــــــــدای قــــامت ســــــــرو مـــاننـدت
گلــــی مـی کشـــــــــــم
      ســــــــرخ

                  بـه سـرخــــــــی لبـــان عــــــــاشقت
رنگیــــن کمــانـی مـی کشــــم
         رنگیــــن

                    بـه رنگینـــی روزهــــــای شـــاد بـا تـــــــــو بـــودن
آجـــرهـای دلتنگــــــــی را

یکــــ بـه یکـــ بـه روی هــم مـی گــــذارم
                               و خانــــــــه ای مـی ســـــــازم از وجــــــــــــــــــــــــــودت

وجــــــــــــودی کـه روزی
         تسکیــــن
                           دلتنگــــــــــــــــــــــی هـایـم بــــــــود




آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد               
                      
                                            بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است               

                                                مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق                 

                                       وسکوت تو جواب همه مسئله هاست




وقتی می رفتی
چشمت هنوز
جنگلی متلاطم بود
و دریایی آرام
همه ستاره های دنباله دار مرده بودند
و باران
همه پنجره ها را شکسته بود
ندیدی که چگونه سردم شد
و چگونه آه کشیدم
خاطرات با تو بودن را  
وقتی رفتی
ریشه هزار شعر نگفته
در بوته های پاییزی خشکید
و من دست ویرانم را
برای گرفتنت دراز کردم
اما چه سود؟؟



یکی بود یکی نبود، اونکه بود تو بودی،                                     
               
                           اونکه تو قلب تونبود من بودم.

یکی داشت یکی نداشت،اونکه داشت تو بودی،                              

                                    اونکه جزتو کسی رو نداشت من بودم.

یکی خواست یکی نخواست،اونکه خواست تو بودی،                           

                                      اونکه نخواست از تو جدا شه من بودم.

یکی گفت یکی نگفت،اونکه گفت تو بودی،                                             

                                                                  اونکه دوستت دارم رو به هیچکسی جز تو نگفت من بودم.



تو را گم كرده ام امروز
و حالا لحظه هاي من
گرفتار سكوتي سرد و غمگينند
وچشمانم كه تا ديروز به عشقت مي درخشيدند
نمي داني چه غمگينند
چراغ روشن شب بود
برايم چشم هاي تو
چه خواهد شد؟؟؟
پر از دلشوره ام بي تا ب و دلگيرم...
كجا ماندي كه من بي تو هزاران بار در يك لحظه مي ميرم؟؟؟


هوای دو نفره بارانی ...
می طلبد که تنها نباشی....
دستی را بفشاری...
سینه ای را گرم کنی...
در آغوشی گم شوی...
محو شوی در عشقی پایدار....
خدایا...
دلم نمی آید بگویم لعنت بر باران....
من تنهایم...
گناه عشاق دلداده چیست؟؟



باز ای باران ببار
بر تمام لحظه های بی بهار
بر تمام لحظه های خشک خشک
بر تمام لحظه های بی قرار

باز ای باران ببار
بر تمام پیکرم موی سرم
بر تمام شعر های دفترم
بر تمام واژه های انتظار

باز ای باران ببار
بر تمام صفحه های زندگیم
بر طلوع اولین دلدادگیم
بر تمام خاطرات تلخ و تار

باز ای باران ببار
غصه های صبح فردا را بشوی
تشنگی ها خستگی ها را بشوی
باز ای باران ببار

 

 

 

 

 

 

 

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 10 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

wallpaper

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: چهار شنبه 10 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

عشق

 
نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...

چون دنيا يه روز تموم ميشه...


نميخوام بگم که مثل گلي...


چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس...


چون شب هم بالاخره تموم ميشه...


نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي...


چون اب که هميشه پاک نميمونه...


نميخوام بگم که دوستت دارم.


چون منکه اصلا دوستت ندارم...

بلکه من عاشقتم...

نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

 

     توصیه های ایمنی برای رفتن به خواستگاری (طنز آمیز)

 

آیا تا به حال به خواستگاری رفته اید؟ اگر رفته باشید مطمئنا با آداب و رسوم آن هم آشنا هستید اما جهت اطلاع دامادهای ناشی عرض می کنیم که خرید یک جعبه شیرینی (ترجیحا خامه ای) و یک دسته گل (چنانچه در سبد باشد با کلاس تر محسوب می شود) الزامی است. اما جناب آقای داماد، در حین ورود به خانه عروس خانم لازم است شرایطی را در نظر قرار دهید که بعدها مایه سرکوفت خوردنتان نشود.

- قبل از هر چیز یادتان باشد که بهتر است شما آخرین نفر وارد خانه عروس شوید و کفش هایتان را هم جفت کنید.

- سعی کنید خیلی عرق نکنید و لزوما سرخ هم نشوید. ضمنا از نگاه کردن به در و دیوار خانه جدا خودداری کنید چون به اندازه کافی وقت برای این کار خواهید داشت.

- چنانچه کار به گفت وگوی دو نفره رسید اعتماد به نفس خود را حفظ کرده و از تپق زدن پرهیز کنید و در صورت امکان از شرایط آب و هوا و سیاست صحبت نکنید چرا که این مسائل شما را از هدف اصلی بحث دور خواهند کرد.

- مواظب باشید تحت هیچ شرایطی انگشتتان را داخل دماغتان نکنید چون این امر جواب بله عروس خانم را به تاخیر خواهد انداخت.

- خیلی به بزرگترها چشمک و اشاره نکنید و بگذارید با خیال راحت در مورد فوتبال و آشپزی و خاطرات سفر به مشهد و… صحبت کنند و وقتی در مورد اصل موضوع صحبت می کنند خونسردی خود را حفظ کنید و دائم دستتان را داخل موهایتان نکنید.

- دائم به آشپزخانه زل نزنید و منتظر نباشید که عروس خانم به شما چای تعارف کند و شما کنترل دستهایتان را در دست بگیرید که مبادا چای روی شلوارتان بریزد چرا که اگر چنین فکری در سر دارید معلوم است که یکی از طرفداران پر و پاقرص سریال های ایرانی هستید چون این روزها مد شده به جای عروس خانم شخص دیگری چای را تعارف می کند که ممکن است از شانس شما برادر چاق و سبیل کلفت وی این مسوولیت را بر عهده بگیرد.

- چنانچه در حین ورود دسته گلی در دست دارید خیلی هول نشوید چون همه عالم و آدم می دانند که شما آن گل را برای عروس آورده اید پس آن را به دست خود عروس ندهید و ترجیحا به پدر یا برادرش تقدیم کنید.

- در حین خوردن چای مراقب سر و صدای چای خوردنتان باشید. خصوصا شما داش مشتی های پرشین استار از هرگونه هورت کشیدن چای و جویدن قند با صدای فجیع خودداری کنید چون هر آن ممکن است سکوت مهیبی مجلس را فراگیرد و همه نگاه ها روی شما زوم شود.

- چنانچه خانواده عروس بیش از یک دختر دارند قبلا دختر مورد نظرتان را مشخص کنید در غیر این صورت عواقب بعدی به عهده شخص خاطی خواهد بود.

- هنگام لباس پوشیدن بسیار مراقب باشید و توجه لازم را مبذول بدارید، اگر دیر برسید بهتر از این است که اوضاعتان ناجور باشد.

- چنانچه یک کت و شلوار دارید که مدت هاست آن را نپوشیده اید از چند روز قبل آن را پرو کنید تا در چاقی اخیر شما دردسر ساز نشود، هیچ لباسی را به زور تنتان نکنید.

- اگر شلوار پسرخاله تان را قرض گرفته اید که ۲ سایز از شما کوچکتر است با زور آن را نپوشید چرا که ممکن است وسط خواستگاری شکافته شود و مشکلات عظیمی برایتان ایجاد کند.

- در هنگام میوه خوردن هم توصیه می شود مانند خوردن چای رفتار کنید و از خوردن میوه های صداداری مثل خیار و گوجه سبز خودداری کنید و اگر درست و حسابی بلد نیستید میوه پوست بکنید از پوست کندن پرتقال های سفت خودداری کنید. چون ممکن است دست و بالتان کثیف شود و پدر عروس خانم فورا دستمال کاغذی را به سمت شما بیاورد و توجه همه به عدم تبحر شما در پوست کندن میوه جلب شود. اگر پیراهن سفید پوشیده اید اصلا مجبور نیستید که انار بخورید و لباستان را کثیف کنید. چون این مسائل در مشورت عروس با خانواده اش تاثیر بسزایی خواهد گذاشت.

- سعی کنید به هیچ وجه اضطراب نداشته باشید چون اضطراب موجب می شود که میزان دستشویی رفتن های شما افزایش پیدا کند.

- بنابراین جهت خودداری از دستشویی رفتن های مکرر قبل از رفتن به خواستگاری آب زیاد و چای ننوشید و اضطراب را هم از خودتان دور کنید! هیچ گاه گرسنه به خواستگاری نروید چون سکوت دسته جمعی در مراسم خواستگاری غیرقابل پیش بینی است.

- و هر آن ممکن است صدای قار و قور شکمتان شما را شرمنده خاص و عام کند همچنین گرسنگی زیاد باعث خواهد شد شما اقدام به پرخوری فراوان کنید و ذهنیت یک داماد شکمو را در خانواده عروس ایجاد کنید.

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

مطلب طنز جالب!!!!!!!

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

تبریک به همه ایرانی ها برای دریافت اولین اسکار سینمایی

 

 

 

 

 

نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

ثروتمندشدن

 
احتمالا شنیده اید که هر موجودی که بر روی زمین ساکن است برای او روزی خاصی وجود دارد و هر کس روزی مربوط به خودش را داردو می تواند از آن بهره ببرد. بدون شک تعیین کننده این روزی، پروردگاری است که تمامی عالم و خزینه های موجود در آن، از آن اوست. پروردگاری که قدرت برتر آفرینش است و به راستی او قادر و تواناست.
قناعت
آنچه مهم است اینکه بدانیم و باور داشته باشیم که تعیین میزان و چگونگی روزی افراد، به مصلحت و حکمت خداوند متعال مربوط است. بی تردید خداوند دانا و حکیم است و بنابراین هر چه برای بندگانش قرار دهد، بر اساس مصلحت آنهاست و یا ممکن است امتحانی از جانب خداوند باشد.
اگر این موضوع را باور داشته باشیم، متوجه می شویم که قسمتی از تلاش های ما نتیجه ای در افزایش روزی نخواهد داشت.
خداوند متعال از بندگانش خواسته است تا برای کسب روزی قدم بردارند اما آنچه قرار است برای افراد حاصل شود، همان چیزی است که خداوند برای آنها تعیین کرده و در بسیاری از واقع حرص زدن های بیهوده و عدم قناعت به آنچه که در دست داریم، مشکلی را حل نمی کند.
 
آنچه مهم است اینکه بدانیم قناعت از چه جایگاه وسیع و مهمی در زندگی ما برخوردار است. مسلما کسی که از روحیه قناعت برخوردار است برای کسب روزی تلاش می کند، اما به هر چیزی که خدا به عنوان روزی او قرار داده، رضایت دارد. بنابراین هیچگاه اعتراضی ندارد و حس ناکامی در درون او رخنه نمی کند. پس از زندگی اش راضی است و آرامش دارد.
پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) می فرمایند: " بر اولین در بهشت نوشته شده است: هر چیزی چاره ای دارد و چاره زندگی، چهار چیز است که یکی از آنها قناعت است.1
 
ثروتمندشدن
ممکن است فردی با روزی محدودی که خدا برایش قرار داده، با قناعت روزگار را سپری کند و شخص دیگر با روزی بیشتر، با احساس حرص و نارضایتی زندگی کند که نصیب یکی آرامش و نصیب دیگری عدم آرامش و رضایت است. آنچه مشخص است اینکه حرص زدن فرد حریص، به مقدار روزی او اضافه نمی کند و نه قناعت فرد قانع موجب می شود تا روزی کمتری به او برسد. چه بسا فردی که نسبت به آنچه خدا برایش مقدر کرده، رضایت داشته باشد، با آرامش زندگی می کند و شاید به خاطر همین احساس قناعت و شکرگذاری، روزی اش افزون گردد و این نعمتی است که فرد حریص از داشتن ان محروم است.
 
زندگی برای برخی از افراد، گاهی آنچنان سخت و طاقت فرساست که برای آنها غیرقابل تحمل است اما برای برخی با همان شرایط، چندان سخت و سنگین نیست. آنچه مشخص است اینکه عدم قناعت در افراد، موجب می شود تا زندگی سخت و سنگین شود و بر عکس، داشتن روحیه قناعت، زندگی را سبک و آسان می کند
 
پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) می فرمایند: آگاه باشید که برای هر کس، روزی ای هست که به ناچار به او می رسد. پس اگر کسی به آن راضی باشد، مایه برکت او شده و نیازهایش را فرا می گیرد و کسی که به آن راضی نباشد، مایه ی برکت اونشده و نیازهایش را فرا نمی گیرد.2
 
از این رو می توان اینطور بیان کرد که نیاز انسان به قناعت، بیشتر از نیاز او به حرص و طمع است.3   و گواراترین زندگی از آن کسی است که به روزی خدا قانع و از آن راضی باشد.4 درک و فهم این موضوع بسیار راحت است و هر یک از ما با نگاهی به زندگی خود و اطرافیانمان، می توانیم نقش قناعت و حریص نبودن را در زندگی، ببینیم. مسلما هر کس که به تقدیر الهی رضایت داشته باشد، نیازی به این ندارد که برای رفع خواسته هایش، به سوی مردم برود و به این ترتیب از مردم بی نیاز است. اما کسی که حریص است با کسب هیچ چیزی در این دنیا نمی تواند خود را راضی و خشنود سازد. هیچ ثروتی به اندازه راضی بودن از روزی، احساس فقر و نیازمندی انسان را از میان نمی برد.5
به
ثروتمندشدن
 
زندگی برای برخی از افراد، گاهی آنچنان سخت و طاقت فرساست که برای آنها غیرقابل تحمل است اما برای برخی با همان شرایط، چندان سخت و سنگین نیست. آنچه مشخص است اینکه عدم قناعت در افراد، موجب می شود تا زندگی سخت و سنگین شود و بر عکس، داشتن روحیه قناعت، زندگی را سبک و آسان می کند. آن کس که روحیه قناعت ورزی دارد، هیچگاه به خاطر نداشتن برخی چیزها، غصه دار و اندوهگین نمی شود و ذهن و روح خود را برای به دست آوردن هر چه بیشتر، آزرده و خسته نمی کند. چرا که همواره فکر می کند که آنچه در اختیار دارد برای او کافی است.
 

در حقیقت کسی که به آنچه برای او بس است، بسنده کند، به سوی راحتی و آسایش حرکت کرده است و آنرا در دستان خود گرفته است و بنابراین برای چنین کسی، زندگی مایه ی روشنی چشم و دل است. بدون تردید چنین فردی علاوه بر اینکه مطابق امر الهی زندگی کرده، از نعمت های بی شمار دیگری هم بهره مند می شود. ممکن است فردی در این دنیا از روزی مادی، سهم کمی داشته باشد اما از روزی معنوی، بهره های بسیار داشته باشد. این چیزی است که اغلب ما به ان توجهی نداریم. اینکه به دست اوردن روزی را همواره در امور مادی خلاصه نکنیم و از خداوند بخواهیم تا  روزی معنوی، به ما ارزانی دارد.../
نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

عکس های بسیار زیبا از خانم های زیبا

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

زیبـاترین مـدل های لبـاس عـروس 2012

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: سه شنبه 9 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

8 مهارت ضروری برای نیمه دوم زندگی

 

آدم‌های زیادی از زندگی‌شان خسته شده‌اند. این خستگی و بیحوصلگی می‌تواند یک مارپیچ روبه‌پایین ایجاد کند. این مارپیچ می‌تواند افسردگی، بی‌میلی، ناامیدی و بسیاری احساسات منفی دیگر در خود داشته باشد. احتمالاً مهمترین مسئله برای فردی که در چنین موقعیتی قرار دارد این حس است که نمی‌دانند چه باید بکنند و به همین خاطر هیچ کاری نمی‌کنند.

اینجا می‌خواهیم 8 مهارت بسیار مهم برایتان معرفی کنیم که باید برای به دست آوردن آنها تلاش کنید. این مهارت‌ها به شما کمک می‌کنند خودتان را از این مارپیچ منفی دور نگه دارید.
 


مهارت 1: برای آینده رویاپردازی کنید

برای دیدن رویا حتماً نباید بخوابید. زمانی را به فکر کردن درمورد اتفاقات خوشایندی که دوست دارید در آینده بیفتد اختصاص دهید. اگر از دوران کودکی تابحال رویایی انجام‌نشده دارید، دوباره آن را امتحان کنید. همین می‌تواند یک نقطه شروع دوباره باشد.
 


مهارت 2: موانع موجود برای رویای زندگیتان را از میان بردارید

احتمال اینکه خودتان مانع سر راه خودتان باشید خیلی زیاد است. چه چیزی شما را عقب نگه می‌دارد؟ خیلی‌ها هستند که همیشه افسوس می‌خورند که چرا به دانشگاه نرفتند. تصور می‌کنند که الان دیگر خیلی دیر شده است. منظور این نوع موانع است.
 


مهارت 3: هدف و معنا به دست آورید

بعد از 40 سالگی به دنبال پیدا کردن هدف با راه‌های جدید هستیم. در جوانی هدف ما ایجاد و ساختن عناصر زندگی مثل ازدواج، بچه‌دار شدن، خانه‌دار شدن و پیشرفت کاری است. اما حالا که خیلی از این هدف‌ها به سرانجام رسیده‌اند، هدف‌هایمان تغییر می‌کنند. هدف می‌تواند قرار دادن خود در کنار چیزهایی باشد که شما را بالغ‌تر و کامل‌تر می‌کند. خودتان باید هدفتان را مشخص کنید.



مهارت 4: قدرت انتخاب مسیر زندگی

آینده ما چیزی فراتر از موقعیت‌های گذشته‌مان است. فقط دو چیز است که در آن حق انتخاب ندارید: مرگ و مالیات. این خودتان هستید که می‌توانید تعیین کنید در زندگیتان چه اتفاقاتی بیفتد. زندگی خودتان است پس مسئولیت آن را به گردن بگیرید.
 


مهارت 5: بطور مداوم چیزهای جدید یاد بگیرید

یادگیری فواید زیادی دارد. اولین فایده آن برای شما ایجاد فرصت‌های جدیدی است که در اختیارتان قرار می‌گیرد. احتمالات نامحدود هستند. می‌توانید یک مهارت جدید یاد بگیرید، درمورد مکان‌های جدید اطلاعات پیدا کنید، علایقتان را دنبال کنید. با این روش همیشه در حال رشد خواهید بود. اگر رشد نکنید، موفق نخواهید بود.



مهارت 6: ممکن‌ها را تشخیص دهید

یکجایی در زندگیمان ممکن‌ها را کم می‌کنیم. زمانی را که فکر می‌کردید هر کاری از دستتان برمی‌آید را به یاد می‌آورید؟ خیلی‌ها را دیده‌اید که باوجود نقص‌های جسمانی بسیار به افرادی موفق در جامعه تبدیل شده‌اند. اینها محدودیت‌ها را ندیده‌اند، ممکن‌ها را پیدا کرده‌اند.



مهارت 7: از اشتباهاتتان درس بگیرید

شکست اگر باعث شود درسی از آن بگیرید چیز خوبی است. یک دلیل دیگر برای خوب بودن آن این است که می‌فهمید برای رسیدن به چیزی مهم تلاش می‌کنید. شکست می‌تواند یک نگرش باشد. توماس ادیسون 10،000 بار شکست خورد اما هیچوقت خود را بازنده ندید. او به این نتایج بعنوان 10،000 فرصتی که می‌تواند برای بالا بردن کار خود از آنها استفاده کند نگاه کرد. اگر اخیراً شکست نخورده‌اید، بد نیست امتحانش کنید!



مهارت 8: روابطی معنادار بر پایه اعتماد و احترام ایجاد کنید

ما با حضور دیگران در زندگیمان پرورش می‌یابیم. ما موجوداتی اجتماعی هستیم که نیاز به گیرش و دهش داریم. این موضوع را مثل یک پارچه تصور کنید. پارچه تارهای زیادی دارد که هریک به یک سمت مختلف رفته‌اند. یک تکه پارچه مطمئناً بسیار محکم‌تر از یک تار به تنهایی است.

این مهارت‌ها را تا چه اندازه در خودتان پرورش داده‌اید؟ از همین امروز شروع کنید. با کمک این مهارت‌ها می‌توانید از نیمه دوم زندگیتان هم درست مانند دوران جوانی لذت ببرید.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

داستان جالب و آموزنده

 

http://taknaz.ir/user_files/L128860142535.jpg
 
 
قدرت بیان
جان دوست صمیمی جک در سر راه مسافرتشان به منهتن
پس از سفارش صبحانه در رستوران به جک گفت:
یک لحظه منتظر باش می روم یک روزنامه بخرم.
پنج دقیقه بعد، جان با دست خالی برگشت.
در حالی که غرغر می کرد، با ناراحتی خودش را روی صندلی انداخت.
جک از او پرسید: چی شده؟
جان جواب داد: به روزنامه فروشی رو به رو رفتم. یک روزنامه صبح برداشتم
و ده دلار به صاحب دکه دادم. منتظر بقیه پول بودم،
اما او به جای این که پولم را برگرداند، روزنامه را هم از بغلم در آورد.
به من گفت الان سرم خیلی شلوغ است و نمی توانم برای کسی پول خرد کنم.
فکر کرد من به بهانه خریدن یک روزنامه می خواهم پولم را خرد کنم.
واقعم عصبانی شدم. جان در تمام مدت خوردن صبحانه از صاحب روزنامه فروشی
شکایت می کرد و غر می زد که او مرد بی ادبی است.
جک در حالی است که دوستش را دلداری می داد، حرفی نمی زد.
بعد از صبحانه به جان گفت که یک لحظه منتظر باشد
و بعد خودش به همان روزنامه فروشی رفت …
وقتی به آنجا رسید، با لبخندی به صاحب روزنامه فروشی گفت: آقا، ببخشید، اگر ممکن است کمکی به من کنید. من اهل اینجا نیستم. می خواهم نیویورک تایمز بخرم اما پول خرد ندارم. فقط یک ده دلاری دارم. معذرت می خواهم، می بینم که سرتان شلوغ است و وقتتان را می گیرم.
صاحب روزنامه فروشی در حالی که به کارش ادامه می داد یک روزنامه به جک داد و گفت: بیا، قابل نداره. هر وقت پول خرد داشتی، پولش را به من بده.
وقتی که جک با غنیمت جنگی اش برگشت، جان در حالی که از تعجب شاخ در آورده بود پرسید: مگر یک نفر دیگر به جای صاحب روزنامه فروشی در آنجا بود ؟
جک خندید و به دوستش گفت: دوست عزیزم، اگر قبل از هر چیز دیگران را درک کنی، به آسانی می بینی که دیگران هم تو را درک خواهند کرد ولی اگر همیشه منتظر باشی که دیگران درکت کنند، خوب، دیگران همیشه به نظرت بی منطق می رسند. اگر با درک شرایط مردم از آنها تقاضایی بکنی، به راحتی برآورده می شود.
——————————–
 باد و خورشید
روزی خورشید و باد هر دو در حال گفتگو بودند و هر کدام نسبت به دیگری احساس برتری می کرد . باد به خورشید می گفت : من از تو قوی ترم خورشید هم ادعا میکرد که او قدرتمندتر است. گفتند بیاییم امتحان کنیم . خوب حالا چگونه ؟ دیدند مردی در حال عبور است و کتی به تن دارد. باد گفت من می توانم کت آن مرد را از تنش در آورم. خورشید گفت پس شروع کن. باد وزید و وزید. با تمام قدرتی که داشت به زیر کت مرد می کوبید. در این هنگام که مرد دید ممکن است کتش را از دست بدهد ، دکمه ی کتش را بست و با دو دستش محکم آن را چسبید. باد هر چه کرد نتوانست کت را از تنش خارج کند و با خستگی تمام رو به خورشید کرد و گفت عجب آدم سرسختی بود ، هر چه سعی کردم موفق نشدم .مطمئن هستم که تو هم نمی توانی . خورشید گفت تلاشم را می کنم وشروع کرد به تابیدن . پرتوهای پر مهرش را بر سر مرد بارید و او را گرم کرد .
مرد که تا چند لحظه قبل سعی در حفظ کت خود داشت ، متوجه شد که هوا تغییر کرده و با تعجب به خورشید نگریست . دید از آن باد خبری نیست ، احساس آرامش و امنیت کرد . با تلاش مداوم و پر مهر خورشید او نیز گرم شد و دید که دیگر نیازی به اینکه کت را به تن داشته باشد نیست . بلکه به تن داشتن آن باعث آزار و اذیت او می شود . به آرامی کت را از تن به در آورد و به روی دستانش قرار داد. باد سر به زیر انداخت و فهمید که خورشید پر مهر و محبت که پرتوهای خویش را بی منت به دیگران می بخشد از او که به زور می خواست کاری را انجام دهد بسیار قوی تر است .
 
 
———————————-
 گاهی باید نشنید
چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند.
بقیه قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چقدر عمیق است به دو قورباغه دیگر گفتند: که دیگر چاره ای نیست شما به زودی خواهید مرد.
دو قورباغه این حرفها را نشنیده گرفتند و با تمام توانشان کوشیدند که از گودال بیرون بپرند. اما قورباغه های دیگر مدام می گفتند: که دست از تلاش
بردارند چون نمی توانند از گودال خارج شوند و خیلی زود خواهند مرد. بالاخره یکی از دو قورباغه تسلیم گفته های دیگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت. سر انجام به داخل گودال پرت شد و مرد.
اما قورباغه دیگر با تمام توان برای بیرون آمدن از گودال تلاش می کرد. هر چه بقیه قورباغه ها فریاد میزدند که تلاش بیشتر فایده ای ندارد او مصمم تر می شد تا اینکه بالاخره از گودال خارج شد. وقتی بیرون آمد. بقیه قورباغه ها از او پرسیدند: مگر تو حرفهای ما را نمی شنیدی؟
معلوم شد که قورباغه ناشنواست. در واقع او در تمام مدت فکر می کرد که دیگران او را تشویق می کنند.
—————————————
 ما چقدر فقیر هستیم
روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به یک روستا برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند. آن دو، یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند.
در راه بازگشت و در پایان سفر، مرد از پسرش پرسید: نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟
پسر پاسخ داد: عالی بود پدر!
پدر پرسید: آیا به زندگی آنها توجه کردی؟
پسر پاسخ داد: بله پدر!
و پدر پرسید: چه چیزی از این سفر یاد گرفتی؟
پسر کمی اندیشید و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و آنها چهار تا، ما در حیاطمان یک فواره داریم و آن ها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوسهای تزیینی داریم و آن ها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود، اما باغ آن ها بی انتهاست!
با شنیدن حرف های پسر، زبان مرد بند آمده بود. پسر بچه اضافه کرد: متشکرم پدر، تو به من نشان دادی که ما چقدر فقیر هستیم!
 
 
——————————–
 خرید طوطی
مردی به یک مغازه فروش حیوانات رفت و درخواست یک طوطی کرد. صاحب فروشگاه به سه طوطی خوش چهره اشاره کرد و گفت: طوطی سمت چپ ۵۰۰ دلار است.
مشتری: چرا این طوطی اینقدر گران است؟
صاحب فروشگاه: این طوطی توانایی انجام تحقیقات علمی و فنی را دارد.
مشتری: قیمت طوطی وسطی چقدر است؟‌
صاحب فروشگاه: طوطی وسطی ۱۰۰۰ دلار است. برای اینکه این طوطی توانایی نوشتن مقاله ای که در هر مسابقه ای پیروز شود را دارد. و سرانجام مشتری از طوطی سوم پرسید و صاحب فروشگاه گفت: ۴۰۰۰ دلار.
مشتری: این طوطی چه کاری می تواند انجام دهد؟
صاحب فروشگاه جواب داد:‌ صادقانه بگویم من چیز خاصی از این طوطی ندیدم ولی دو طوطی دیگر او را مدیر صدا می زنند.
——————————
جواب دندان شکن
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و … محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .
زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید.
———————–
نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 
 
http://photos.mrkzy.com/wp-content/uploads/TheRealityOfTrueLove_fullsize.jpg
 
بسیاری معتقدند دوران تجرد، دورانی است كه افراد در آن آزادانه زندگی می كنند، هر چه بخواهند می خورند، می گویند، ‌می روند و... اما همین كه با كسی عقد كنند باید با آزادی ها و خوشی ها خداحافظی كنند.


 

درست است كه این نگاه در مورد امر مهمی مثل ازدواج کمی سطحی به نظر می رسد اما باید پذیرفت كه واقعاً دنیای تجرد و تاهل تفاوت های بسیاری با هم دارند. به بیان دیگر هر كدام از این دنیاها قوانین خاص خود را دارند كه افراد برای موفقیت در زندگی باید بر طبق آن قوانین زندگی كنند. جالب آنكه برخی از قوانین دوران تجرد نه تنها با قوانین زندگی مشترك متفاوت است بلكه كاملاً بر ضد آن هم هست. در حالی كه همه می دانند جمع نقیضین محال است.
 
تفاوت قوانین این دو دنیا و عدم توجه افراد به آنها باعث شكل گیری مشكلات و اختلافات بسیاری میان دختر و پسر به خصوص در دوران نامزدی می شود. در ذیل به برخی از این عادات اشاره می شود
 
- تصمیم گیری های یك جانبه
 
شاید در دوران تجرد افراد در بسیاری از مواقع به خصوص در مورد مسائل شخصی شان به صورت انفرادی تصمیم گرفته و عمل نمایند اما دنیای تاهل با اینگونه تك روی ها سازگار نیست. در این دوران افراد باید از ساده ترین امور تا پیچیده ترین آنها با نامزدشان مشورت كرده و براساس تصمیمی كه از طریق شور گرفته می شود عمل نمایند. تك روی در دوران نامزدی به معنای نادیده گرفتن فرد مقابل و عدم اعتماد به اوست به همین دلیل باعث اختلاف و درگیری میان افراد می شود.


 

- عدم مسئولیت پذیری
 
اصطلاحاً به یكی از عادت هایی كه اغلب افراد در دوران تجرد به آن مبتلا هستند «از زیر كار در رفتن» می گویند. شاید در دوران تجرد عدم مسئولیت پذیری در برخی از امور مشكل آفرین نباشد و افرادی چون پدر و مادر یا خواهر و برادر جور فرد غیر مسئول را بكشند اما پس از عقد و در زمان نامزدی و حتی بعد از آن در زندگی مشترك خبری از این زیر كار در رفتن ها نیست. همه چه دختر خانم و چه آقا پسر باید با انجام درست و به موقع وظایف و مسئولیت هایشان باعث سرعت یافتن روند سیر زندگی به سمت موفقیت شوند.


 

- ابراز علاقه درست
 
همه می دانند كه دو جنس مذكر و مونث در بسیاری از جهات و امور با هم متفاوتند. یكی از این تفاوت ها نحوه ابراز علاقه است. جنس مونث به دلیل روحیه بسیار لطیفی كه دارد همیشه با مهر و محبت علاقه خود را به اطرافیان و دوستان نشان می دهد اما بالعكس در جنس مذكر معمولاً شوخی و شیطنت و گاهی اذیت نشان دهنده علاقه به فرد مقابل است. شاید این روند در دوران تجرد مناسب و منتقل كننده احساسات به فرد مقابل باشد ولی باید توجه داشت كه هیچ كارایی برای دوران تاهل ندارد به همین دلیل هر دو جنس باید تا حدودی از موضع خود فاصله بگیرند.
 
یعنی نه دختر خانم بی نهایت عاطفی و رمانتیك باشد كه آقا پسر اصلاً نتواند با او صحبت كند و نه آقا پسر از شوخی و اذیت های زیاد برای ابراز علاقه به نامزدش استفاده كند كه خانم حس كند او هیچ عاطفه و علاقه ای ندارد. حد تعادل یقیناً ضامن خوشبختی طرفین خواهد بود.
 
-كنار گذاشتن برخی اخلاق و عادات زشت
 
برخی اخلاق های زشت مانند توهین كردن،‌ مسخره كردن،‌ عیب جویی كردن، زورگویی و... جز عاداتی هستند كه فرد باید باید قبل از عقد از آنها كناره بگیرد زیرا این تکنیک ها نه تنها در دوران تاهل هیچ سودی ندارند بلكه نوعی بی احترامی به فرد مقابل محسوب شده و باعث ایجاد كدورت، ناراحتی، دعوا و جدایی می شود.
توجه داشته باشید كه «احترام متقابل» مهمترین اصل موفقیت در زندگی مشترك است.
نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

نشانه های قحطی در ایران !!!

 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم،
اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود
و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.
سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت،

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد،

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.
روغن، برنج و پودر لباسشویی جیره بندی بود،
نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...
اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد!
یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد
بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.
همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

امروز اما فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.
از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت، داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا، رینگ اسپرت تا...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

و حال با تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.
مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!
متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، پُز دادن و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ورشكسته شدن انتشارت، بی سوادی دانشجوهامان، بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر، تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری و ...
برایمان مهم نیست ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم! ...
می شود كتابها نوشت...
خلاصه اینكه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

فقط كافیه یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم
هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!
قحطی امروز قحطی انسانیت است؛
قحطى اخلاق است؛

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

قحطی همدلی؛
قحطى رأفت؛
قحطی عشق؛
که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمسش می کنیم ...

نویسنده: علی ׀ تاریخ: دو شنبه 8 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

عکس هایی از فرشتگان زیبا


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

دانستنی های علمی , آیا میدانید

 

 
آیا میدانید: ایران ۱۰۱۸ شهر دارد

 

 
آیا میدانید: گرده گل هرگز فاسد نمیشود
 
آیا میدانید: بلندترین موی سر دنیا ۶ متر است
 
آیا میدانید: زرافه تازه متولد شده ۲ متر قد دارد؟
 
آیا میدانید: که مورچه در مایکروویو زنده میماند ؟
 
آیا میدانید: خرس نوزاد ۶۰۰ بار از مادر خود کوچکتر است
 
آیا میدانید: فورییه ۱۸۶۵ تنها زمانی بود که ماه کامل نشد
 
آیا میدانید: طول موج نور مرئی بین ۷۰۰ – ۴۰۰ نانومتر است
 
آیا میدانید: بهترین شکارچی در خشکی خرس قطبی است ؟
 
آیا میدانید: نوعی عنکبوت میتواند ۳۰۰ برابر وزنش را بلند کند ؟
 
آیا میدانید: کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی I am است
 
آیا میدانید: به طور میانگین هر فرد ۱۱۴۰ بار در سال تلفن میزند ؟
 
آیا میدانید: گرانترین کفش دنیا ۱میلیارد و ۷۰۰ میلیون تومان است
 
آیا میدانید: در بین انواع خرس، خرس پاندا بزرگترین جمجمه را دارد
 
آیا میدانید: که هر۵۰ ثانیه ۱ نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود
 
آیا میدانید: که استرس تا ۵ برابر سیستم ایمنی بدن را پایین میآورد
 
آیا میدانید: شانس شبیه بودن دو اثر انگشت ۱ به ۶۴ میلیارد است ؟
 
آیا میدانید: شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است ؟
 
آیا میدانید: مسواک باید حداقل ۲ متر با دستشوئی فاصله داشته باشد
 
آیا میدانید: در کازینو های قماربازی las Vegas هیچ ساعتی وجود نداره
 
آیا میدانید: که بیست درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد
 
آیا میدانید: ۶۰ گاو قادر هستند در عرض کمتر از ۱ روز ۱ تن شیر تولید کنند
 
آیا میدانید: خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود ۳ متر است
 
آیا میدانید: برای تولید ۱ لیتر بنزین ۲۳,۵ تن گیاه در گذشته مدفون شده است
 
آیا میدانید: که شیرینی تنها مزه ای است که جنین در رحم مادر هم می فهمد ؟
 
آیا میدانید: با دویدن می توان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد
 
آیا میدانید: که کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد
 
آیا میدانید: اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می‌شود
 
آیا میدانید: که زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر اون قرار داره؟
 
آیا میدانید: که خوردن یک سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود ؟
 
آیا میدانید: که گرمترین نقطه جهان نقطه ای بنام گندم بریان در کویر لوت ایران با ۷۵ درجه گرما می باشد ؟
 

آیا میدانید: که تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی صخبت میکنند، بیشتر است ؟
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

من زنم .... تو هم مرد باش
 
نظر مردها وقتی:
>> 
>>به مردی احترام میزاری یعنی: بهش علاقه داری/ احترام نمیزاری یعنی بی شخصیت هستی و تربیت خانوادگی نداری!!!
>>... .
>>به سوال مردی پاسخ میدی یعنی داری پا میدی/ جوابش رو نمیدی یعنی امل و ندید بدید و دهاتی هستی!!!
>>.
>>لبخند میزنی یعنی جلفی/ نمیخندی یعنی بد اخلاقی و بیچاره اونی که قراره تو رو تحمل کنه!!!
>>.
>>وقتی حرف میزنی و معاشرت میکنی و از خودت دفاع میکنی یعنی هفت خطی / وقتی سکوت میکنی یعنی منزوی هستی و روابط عمومی خوبی نداری و شاید مشکل روانی داری!!!
>>.
>>وقتی گریه میکنی یعنی سست و ضعیفی یا داری اشک تمساح میریزی / گریه نمیکنی یعنی بی احساسی و زنانگی نداری و رفتارت مردونه هست!!!
>>.
>>وقتی دوست پسر داری یعنی خرابی هرچند این رو به روت نمیارن/ وقتی دوست پسر نداری دروغ میگی و داری جانماز آب میکشی!!!
>>.
>>وقتی مردی خیانت کنه همه براش دلسوزی میکنند و میگن: طرف براش کم گذاشت و رفت سراغ یکی بهتر و اون طرف حتی اگه همسرش هم باشه باید مردش رو ببخشه و خودش رو اصلاح کنه! اصلا مرد اگه تنوع طلب نباشه که مرد نیست!./ وقتی زنی خیانت میکنه میگن: ای فاسد بی چشم و رو! و گذشتی در کار نیست و اگه همسرش نباشه اسید پاشی و اگه همسرش باشه سنگسار!!!
>>.
>>و......و.....و......!!!
>> 
>>و با تمام اینها من یک زنم! میگم و میخندم و اشک میریزم و میجنگم و عشق میورزم !
>> 
>>و شما هم مرد باشيد! مردی که با تمام مردانگی  تنها یک روز نمیتونه زیر بار این فشارها و قضاوتهای بی ربط به جای یک زن زندگی کنه !
>> 
*******************************
 
آهای ... دخترک برگشت ، چه بزرگ شده بود. پس کبریتهایت کو ؟ پوزخندی زد ، گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد....میخواهم امشب با کبریت های تو , شهر را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید... کبریتهایم را نخریدند، سالهاست تن میفروشم ...
می خری !!!؟؟؟
نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

 

داستان حاج آقاي اصفهاني و پسرش

http://www.nightfa.com/uploads/1330120963.jpg
 

حاج آقا جمال از بازاري هاي به نام اصفهان ، پسري داشت به نام " جلال " که توي خانه " آقا جلال " صدايش مي کردند . حاج آقا  جمال به آقا جلال قول داده بود که اگر نمرات خوبي کسب کند برايش يک جايزه مي خرد و اما بشنويد دنباله حکايت را به لهجه اصفهاني  :

جلال – بابا جمال ، جايزه برام يه " پلي استيشن " مي خري ؟

 حاج آقا جمال – چي چي استيشن ؟ بيبين جلال ، من که جوون بودم ، يه پيکان استيشن سرخ داشتم دوزار نمي ارزيد ، هر روز زهواري يه جاش در رفته بود و يه مرگيش بود ! استيشن مستيشن را ولش ، يه چيزي ديگه بوگو تا براد بسونم

 جلال – بابا جمال ، پس برام يه " سگا  " مي خري ؟

 حاج آقا جمال – گاز بيگير زبونتا ، من سگ تو اين خونه بيارم ، تو اين خونه يا جا منس يا جا سگ ! تو نجس و پاکي سرت نمي شه ؟ تو دين نداري ، ايمون نداري ؟ فردا ، پس فردا تو در و همسايه نمي گن کيس خونه حاج آقا جمال واق مي زنه ؟ يه چيزي ديگه بوگو تا براد بسونم !

 جلال – بابا جمال ، پس برام يه " گوشي موبايل ، مي خري ؟

حاج آقا جمال – گوشي موبايل بخرم که از صبح سحر تا نصف شب بذاريش در گوشت و با رفيقات قصه حسين کرد را تعريف کوني؟آ حتماً زنگشم صدا آروغ و بادگلو باشه ؟ آخر ماهم يه قبضي چهل پنجاه هزار توني بيارن بيخي ريش من ؟ يه چيزي ديگه بوگو تا براد بسونم !

جلال – بابا جمال ، پس برام يه جفت " کفش اسکيت ، مي خري ؟

 حاج آقا جمال – از اين ارسي زهرماريا بخرم که باش بري تو خيابون هي دور خودت چرخ بزني ، سرت گيج برد بخوري زمين ، يه جايد بشکند ، تا آخر عمر کج و کوله و چلاق وبالي گردن من بشي ؟ همينجورت چه تحفه اي هستي که ديگه يه وري هم بشي ! يه چيزي ديگه بوگو تا براد بسونم !

جلال – بابا جمال پس برام يه " آنتني ماهواره " مي خري ؟

 حاج آقا جمال – ماهواره بخرم که تو هم مثلي آدما توش ديونه بشي؟ گيسادا بلند کوني و زير ابرو ورداري و خشتک شلوارت زمينا جارو بزنه ؟ اون وقت ديگه توشهر آبرو برام باقي مي مونه ؟ ديگه مي تونم تو محله سربلند کونم ؟ که از فرداش برام دست بگيرن ، همه جا بگن پسري حاج آقا جمال " اوا " از آب در اومده؟

 جلال ( با گريه و زاري ) – هر چي مي گم که يه چيزي مي گوي اصلش کوفت بخر زهرمار بخر !

حاج آقا جمال – حالا درباره اينها يه فکري مي کونم  ، پاشو مشقادا بنويس ، درس بخون که نمره خوب بياري که بابا باز هم بتوند براد جايزه بخره !

 
 

*   پاورقي

بسونم = بخرم                    ارسي = کفش

 

در پايان به اطلاع مي رسد ، هرگونه تشابه ميان شخصيتهاي اين حکايت با افراد حقيقي ، کاملاً اتفاقي است !

 

شعر طنز بسيار جالبي درمورد متروي تهران

http://www.nightfa.com/uploads/1330119806.jpg
 

 
 
 
ازدحام و فشار از هر سو
 
زور آرنج و ضربه زانو
 


 

 
 
بدترين بوي عالم است الحق
 
بوي سير و پياز و عطر و عرق
 

 

 
 
 
کارمند و محصل و عملي
 
کامبيز و غضنفر و مملي
 

 
تاجر و دزد و دکتر و بيکار
 
لاغروچاق و سالم و بيمار

 
حرف‌هاي سياسي و گله‌ها
 
بحث تبعيض‌ها و فاصله‌ها

 
گاه دعواي عده‌اي سالار
 
فحش‌هاي به‌شدت کش‌دار

 
يک نفرغرق در سطور کتاب
 
يک نفر هم کنار او در خواب

 
 
 
 


 

متدهاي نفوذ در دل استاد (برگه امتحاني)


http://www.nightfa.com/uploads/1330127172.jpg
 

آخرين متدهاي روز جهان در زمينه ي نحوه ي محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد (برگه ي امتحان):اين جفنگيات مرسوم که در برگه ي امتحان مينويسند و از بيماري مادر تا اينکه اگر اين درس را نمره نياورم مشروطم ميشوم و ... هم، خيلي خز شده و هم، حتي يک بچه ي 5 ساله باور نميکند؛ چه برسد به يک دکتر! کمي نوآوري و خلاقيت داشته باشيد. جناب استاد به اندازه ي کافي خودش مشکلات و بدبختي دارد، ديگر نياز نيست شما با آن خط زيباي منحصر به فردتان يک صفحه ي آچار برايش از مشکلاتتان بگوييد. حالا باز اي کاش فقط يک نفر چنين خزعبلاتي مي نوشت. يکهو مي بيني از 30 نفر دانشجو، بيست و هشت نفر عينا نوشته اند که اگر اين درس را نمره نگيريم مشروطيم و مادرمان مريض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار اين مشکلات را هم از روي ديگر تقلب کرده اند.

 

 

روشي پليد

يک درس ساده اي بود که من بنا به دلايلي نتوانسته بودم اصلا اين درس را بخوانم و با ذهن کاملا خالي سر جلسه امتحان رفتم. نيم ساعتي نشستم و ديدم هيچکدام از اين سوالات حتي برايم آشنا هم نيست. يک جمله در پايان برگه نوشتم و برگه را تحويل دادم:

«در اعتراض به تقلب گسترده اي که سر جلسه ي امتحان از سوي ديگر دانشجويان شاهد بودم از دادن اين امتحان خودداري کرده و نمرهي صفر را به بيستِ با تقلب ترجيح ميدهم.»

نمرهي الف کلاس را گرفتم! خدايا مرا ببخش.

صم بکم عمى فهم لايعقلون

درس معارف بود. ميدانستم موضوع درس چيست و مباحثش در چه زمينه اي است -با عرض خسته نباشيد به خودم- اما جزئيات مطالب و محتواي درس را نميدانستم. سوالات توزيع شد و باز هم ديدم سوالات کمي برايم ناآشناست. از مغرب و مشرق و زمين و زمان نوشتم. هر آنچه از کتاب ديني کلاس اول ابتدايي، آقاي واسعي گفته بود که مثلا چگونه مواد غذايي در بدن مادر تبديل به شير ميشود تا برهان نظم و عليت که در دبيرستان خوانده بودم. اما نقطه ي طلايي برگه اين جمله بود:

«جناب استاد براي من کاري نداشت که عين محتواي کتاب را برايتان کپي کنم اما شما با روش زيباي تدريس خود به ما ياد داديد که چگونه تنها به منابع اکتفا نکنيم. گفتيد در دين عقل هم سهيم است و نبايد«صم بکم عمى فهم لايعقلون» بود. پس من ترجيح دادم مفهوم را بفهمم ولي کپي نکنم بلکه از دانسته هاي خود بنويسم.»

بيست گرفتم! خدايا مرا ببخش.

 اگر دين نداريد لااقل دلم شاد کنيد

محاسبات عددي. درس بسيار دشوار. حداقل براي من که علاقه ي چنداني به رياضيات و مباحث محاسبه اي کامپيوتر نداشتم. سوالات توزيع شد و مطابق معمول! خداوکيلي ديگر اين درس 3 واحدي را خوانده بودم ولي چه کنم که در مغزم جاي نگرفته بود. عادت دارم که قبل از اينکه برگه را تحويل دهم نمرهي خود را تخمين ميزنم. در بهترين حالت 7 ميشدم. امکان رسيدن امدادهاي غيبي هم تحت هيچ عنواني ميسر نبود. آخر برگه نوشتم:

من نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد قفسم برده به باغي و دلم شاد کنيد نمرهي 11 گرفتم و نفر سوم کلاس شدم! خدايا مرا ببخش.

وساطت حافظ

استاد حسيني دکتراي ادبيات بود و استاد درس شيوه ي نگارش (البته فاميلش شهبازي بود ولي چون ممکنه يه وقت بياد اينجا رو بخونه من نام مستعار نوشتم). عاشق حافظ بود و آخر هر جلسه چند بيت از حافظ ميخواند و چشمانش پر از اشک ميشد. سوالات چي.....؟ بگيد؟ (اسمايلي آقاي قرائتي) نه که بلد نباشم اما در حد 15-16 بيشتر نميگرفتم. قبل از امتحان سري به اينجا زده بودم و واژه ي«شهباز» را در ديوان حافظ سرچ کردم و آن بيت را کف دستم ثبت کردم. زير برگه امتحان نوشتم :

«جناب استاد من که«حافظ» را نميشناختم؛ اين شما بوديد که در اين ترم عشق حافظ را در وجود من انداختيد! و باعث شديد تا با اين شاعر آسماني آشنا شوم. امروز قبل از امتحان گفتم تفالي به حافظ بزنم و ببينم چه ميشود، اين بيت آمد»:

خاکيان بي بهره اند از جرعه ي کاس الکرام اين تطاول بين که با عشاق مسکين کرده اند شهپر زاغ و زغن زيبا صيد و قيد نيست اين کرامت همره شهباز و شاهين کرده اند بيست گرفتم! تنها بيستي که استاد در چند سال اخير به يک دانشجو داده بود. خدايا مرا ببخش.

تصوير من رو شطرنجي کنيد

امتحان نظريه هاي جامعه شناسي و ... . تو رو خدا نام اين استاد را بيخيال شويد. استاد نسبتا معروفي است و البته در بسياري از دانشگاههاي يزد هم تدريس دارد و حسابي سرش شلوغ است. 10 نمره تحقيق و کنفرانس داشت و 10 نمره هم امتحان پايان ترم. سرم بوي قرمه سبزي ميداد. با يکي از بچه ها شرط گذاشتم که تحقيق و کنفرانس ارائه نميدهم اما نمرهي بالاي 18 ميگيرم. براي امتحان تئوري هم حسابي خواندم و خودم را آماده کردم. انصافا هم سوالات را خوب جواب دادم. فقط در پايانِ برگه بدون اينکه تحقيق يا کنفرانسي ارائه کرده باشم، نوشتم:

«موضوع تحقيق و کنفرانس: بررسي علل قبولي بالاي دانش آموزان يزدي در دانشگاهها در طي 16 سال اخير.» 19 گرفتم! خدايا اين يکي رو ديگه مردونه ببخش.

اگه مردي منو بنداز

با حساب خودم 13- 14 ميشدم. اما اين نمره براي من که عنوان شاگرد سومي!!! کلاس را يدک ميکشيدم خيلي فجيع بود. استاد فوق العاده جدي و بداخلاق بود و چندان نميشد طرفش رفت. يک جمله پايان برگه نوشتم:

 

«جناب استاد حضور در کلاس شما در اين ترم برايم بسيار مغتنم و مفيد بود. اگر ترم بعد با ما درس برميداريد که هيچ، اگرنه بدون تعارف دوست دارم اين درس را پاس نکنم تا ترم بعد هم استادم شما باشيد.» 17! خدايا سه تا نقطه --


 

خاطرات يک پزشک از بيمارانش (طنــز)

http://www.nightfa.com/uploads/1330152138.jpg
 
پزشکان معمولا خاطرات جالبي از کار و بيمارانشان دارند. علت جالب بودن اين خاطرات يا بخاطر برخوردهاي بانمکي است که بيماران با پزشک يا بيماريشان مي‌کنند يا کمبود اطلاعات پزشکي است يا شايد وقوع بعضي اتفاقات در فضايي که سايه مرگ و بيماري در آن وجود دارد خود به خود تبديل به طنز مي‌شود. اما گوشه اي از خاطرات يک پزشک عمومي با ذوق را در ادامه مطلب بخوانيد که بسيار زيباست. 

 

 يه خانم حدودا ?? ساله دختر حدودا ?? سالشو آورده بود.

به دختره گفتم : مشکلتون چيه ؟
گفت : "دلهره" دارم.

مادرش زد زير خنده و بعد گفت :
مامان ! دل پيچه نه دلهره !

پرسيدم : چيز ناجوري نخوردين ؟
مادرش گفت : چرا "چيسپ" خورده و اين بار نوبت دختر بود که بزنه زير خنده و بگه : مامان چيپس نه چيسپ ... ‌

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

گلوي بچه رو که نگاه کردم مادرش گفت : آقاي دکتر ! گلوش چرک داره ؟

گفتم: چرکش تازه ميخواد شروع بشه.
گفت: اين بچه هميشه همينطوره? هميشه عفونتش اول شروع ميشه بعد زياد ميشه.

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

به دختره گفتم : مشکلتون چيه ؟
با يه صداي گرفته گفت : هيچي فقط چند روزه که اصلا صدام درنميره...

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

به دختري که با استفراغ اومده بود گفتم : اسهال هم دارين ؟
گفت : حالتشو دارم اما نمياد ‌

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

به آقائي که با سردرد اومده بود گفتم : قبلا هم سابقه داشتين ؟
گفت : مثلا چه سابقه اي ؟

بعد گفتم: توي خونه داروئي نخوردين ؟
گفت : مثلا چه داروئي ؟

نسخه شو که نوشتم گفتم : ديگه هيچ ناراحتي نداشتين ؟
گفت : مثلا چه ناراحتي ؟

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

به خانمه گفتم : اشتهاتون خوبه ؟
گفت : هروقت بتونم غذا بخورم ميتونم بخورم...

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

پيرمرده گفت : همه بدنم درد ميکنه غير از آرنج دست چپم.
گفتم: يعني آرنج دست چپتون درد نميکنه ؟

گفت : نه آرنج دست چپم "خيلي" درد ميکنه

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

خانمه اومد و گفت : برام يه آزمايش بنويس.
گفتم : چه آزمايشي ؟

گفت : نميدونم !
چندوقت بود که هر دو دستم درد ميکرد. چند هفته پيش از اين دستم آزمايش خون گرفتم بعد دردش افتاد حالا ميخوام بگم از اين دستم هم خون بگيرن ببينم دردش مي افته ؟

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

به خانمه گفتم : بايد يه آزمايش بدين.
گفت : نميدم !

گفتم : چرا ؟
گفت : ميترسم بفهمم يه مرض ناجوري دارم

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

براي آبسه دندون براي مريض کپسول نوشتم بعد گفت :
چند روزه گلوم هم درد ميکنه.

گفتم : خوب اگه عفونت داشته باشه با همون کپسول بهتر ميشه.
گفت : اون کپسولو که براي دندونم نوشتين چکار به گلو داره ؟

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

خانمه ميگفت : توي آزمايشگاه درمونگاه آزمايش دادم گفتند عفونت داري اما بيرون آزمايش دادم گفتند سالمه !

آزمايشهاشو نگاه کردم ديدم توي درمونگاه آزمايش ادرار داده و بيرون آزمايش خون

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

خانمه ميگفت : فکر کنم باز گلوي بچه ام چرک کرده.

گفتم : از کجا فهميدين ؟
گفت : آخه از ديروز داره دهنش بوي کپسول ميده

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

خانمه ميگفت : بچه ام چند روزه يبوست داره براش شياف هم گذاشتم خوب نشد.

گفتم: چه شيافي براش گذاشتين ؟
گفت : استامينوفن

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

يه پسر جوون با فشار خون پائين اومده بود.

گفتم : ميتونين بمونين سرم بزنين ؟
گفت : نه.

گفتم : آمپول ميزنين ؟
گفت : نه.

خانم جووني که باهاش بود گفت : آقاي دکتر لطفا يه شربت ماستي (آلومينيم ام جي اس) براش بنويسين

گفتم : چرا ؟
گفت : آخه ميگن چيزهاي شيرين فشار خونو بالا ميبرن

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

روز شنبه اين هفته يه زن و شوهر بچه شونو آورده بودند.
گفتم : چند روزه که مريضه ؟

پدره گفت : دو روزه !!

مادرش گفت : نه سه روزه...

پدره با عصبانيت به مادرش گفت :
آخه جمعه که تعطيله !!

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

به خانمه گفتم : کجاي سرتون درد ميکنه ؟

دستشو گذاشت روي سرش و گفت :
همين جا درست توي لگن سرم...

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

مرده با کمردرد اومده بود، وقتي ميخواستم نسخه بنويسم
گفت : آقاي دکتر ! بي زحمت هرچي ميخواين بنويسين فقط پماد ننويسين !

گفتم : چرا ؟
گفت : آخه همه خونواده مون رفته اند مسافرت هيچکسي نيست که برام پماد بماله

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org

مريضهاي درمانگاه تمام شدن و از مطب ميام بيرون يه هوائي بخورم.

مسئول پذيرش که اهل همونجاست داره با يکي از اهالي روستا صحبت ميکنه و ازش ميپرسه :
داروهائي که دکتر دومي براتون نوشت با دکتر اولي فرق داشت ؟

روستائي محترم ميگه : خوب معلومه? مگه کود حيوونهاي مختلف با هم فرق نميکنه ؟

خوب داروهاي دکترها هم با هم فرق ميکنه

 


 



 

نصايح لقمان حکيم به فرزندش+طنز

http://www.nightfa.com/uploads/1330169721.jpg

 
?. فرزندم هيچ کس و هيچ چيز را با خداوند شريک مکن.

?. با پدر و مادرت بهترين رفتار را داشته باش.

?. بدان که هيچ چيز از خداوند پنهان نمي ماند.


?. نماز را آنگونه که شايسته است بپادار.

?. اندرز و نصيحت ديگران را فراموش مکن.


?. از بدان انتظار مردانگي و نيکي نداشته باش.

?. از مردم روي مگردان و با آنها بي اعتنا مباش.


?. با غرور و تکبر با ديگران رفتار مکن.

?. در مقابل پيش آمدها شکيبا باش.


??. بر سر ديگران فرياد مکش و آرام سخن بگو.

??. از طريق اسماء و صفات خداوند او را بخوبي بشناس.


??. به آنچه ديگران را اندرز مي دهي خود پيشتر عمل کن.

??. سخن به اندازه بگو.


??. حق ديگران را به خوبي ادا کن.

??. راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار.


??. به هنگام سختي دوست را آزمايش کن.

??. با سود و زيان دوست را امتحان کن.


??. با بدان و جاهلان همنشيني مکن.

??. با انديشمندان و عالمان همراه باش.


??. در کسب و کار نيک جدّي باش.

??. بر کوته فکران و ضعيف عنصران اعتماد مکن.


??. با عاقلان ايماندار مدام مشورت کن.

??. سخن سنجيد? همراه با دليل را بيان کن.


??. روزهاي جواني را غنيمت بدان.

??. هم مرد دنيا و هم مرد آخرت باش.


??. ياران و آشنايان را احترام کن.

??. با دوست و دشمن، خوش اخلاق باش.


??. وجود پدر و مادر را غنيمت بشمار.

??. معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار.


??. کمتر از درآمدي که داري خرج کن.

??. در هم? امور ميانه رو باش.


??. گذشت و جوانمردي را پيشه کن.

??. هر چه که مي تواني با مهمان مهربان باش.


??. در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار.

??. بهداشت و نظافت را هيچگاه فراموش مکن.


??. هيچگاه دوستان و هم کيشان خود را ترک مکن.

??. فرزندانت را دانش و دينداري بياموز.


??. سوارکاري و تيراندازي و ... را فراگير.

??. در هر کاري از دست و پاي راست آغاز کن.


??. با هر کس به انداز? درک او سخن بگو.

??. به هنگام سخن متين و آرام باش.


??. به کم گفتن و کم خوردن و کم خوابيدن خود را عادت بده.

??. آنچه را که براي خود نمي پسندي براي ديگران مپسند.


??. هر کاري را با آگاهي و استادي انجام بده.

??. نا آموخته استادي مکن.


??. با ضعيفان و کودکان سرّ خود را در ميان نگذار.

??. چشم به راه کمک و ياري ديگران مباش.


??. از بدان انتظار مردانگي و نيکي نداشته باش.

??. هيچ کاري را پيش از انديشه و تدبر انجام مده.


??. کار ناکره را کرده خود مدان.

??. کار امروز را به فردا مينداز.


??. با بزرگتر از خود مزاح مکن.

??. با بزرگان سخن طولاني مگو.


??. کاري مکن که جاهلان با تو جرأت گستاخي پيدا کنند.

??. محتاجان را از مال خود محروم مگردان.


??. دعوا و دشمني گذشته را دوباره زنده مکن.

??. کار خوب ديگران را کار خود نشان مده.


??. مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده.

??. با خويشاوندان قطع خويشاوندي مکن.


??. هيچگاه پاکان و پرهيزکاران را غيبت مکن.

??. خودخواه و متکبر مباش.


??. در حضور ايستادگان منشين.

??. در حضور ديگران دندان پاک مکن.


??. با صداي بلند آب دهان و بيني را پاک مکن.

??. به هنگام خميازه دست بر دهان خويش بگذار.


 
??. حالت خستگي را در حضور ديگران ظاهر مکن.

 ??. در مجالس انگشت در بيني مينداز.


 
??. کلام جدي را با مزاح آميخته مکن.

 ??. هيچکس را پيش ديگران خجل و رسوا مکن.


 
??. با چشم و ابرو با ديگران سخن مگو.

 ??. سخن گفته شده را تکرار مکن.


 
??. از شوخي و مزاح خود کمتر کن.

 ??. از خود و خويشاوندان نزد ديگران تعريف مکن.


 
??. از پوشيدن لباس و آرايش زنان پرهيز کن.

 ??. از خواسته هاي نابجاي زن و فرزندان پيروي مکن.


 
??. حرمت هر کس را در حد خود نگاه دار.

 ??. در بد کاري با اقوام و دوستان همکاري مکن.


 
??. از مردگان به نيکي ياد کن.

 ??. از خصومت و جنگ افروزي جدّا پرهيز کن.


 
??. با چشم احترام به کار ديگران نگاه کن.

 ??. نان خود را بر سفره ي ديگران مخور.


 
??. در هيچ کاري شتاب مکن.

 ??. براي جمع آوري بيش از حد مال و ثروت حرص مخور.


 
??. به هنگاه خشم شکيبا باش و سخن سنجيده بگو.

 ??. از پيش ديگران غذا و ميوه بر مدار.


 
??. در راه رفتن از بزرگان پيشي مگير.

 ??. سخن و کلام ديگران را قطع مکن.


 
??. به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مکن.

 ??. در حضور مهمان بر کسي خشم مگير.


 
??. مهمان را به هيچ کاري دستور مده.

 ??. با ديوانه و مست سخن مگو.


 
??. براي کسب سود و دوري از زيان آبروي خود را مريز.

 ??. در کار ديگران کنجکاوي و جاسوسي مکن.


 
??. در اصلاح ميان مردم هيچ گاه کوتاهي مکن.

 ??. ادب و تواضع را هيچگاه فراموش مکن.


 
??. با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش.

 ??. بر آرزو ها و خواسته هاي خود غالب باش.


 
??. خدمتکاري بزرگان و همکاري با مستمندان را فراموش مکن.

 ??. با بزرگان با ادب و با کودکان مهربان باش.


 
???. با دشمنان مدارا کن و در مقابل جاهلان خاموش باش.

 ???. در مال و مقام ديگران طمع مکن.


 
???. از رفت و آمد و مال و مرام و مسلک خويش کمتر بگو.

 ???. بجز خداوند هيچ کس و هيچ چيز را فرمانروا و فريادرس خويش مشمار.


 
???. عمر و روزي با حساب و کتاب است، پس مترس و طمع مکن.

 ???. عمر را براي عمل و عبادت و پاکي و پرهيزکاري غنيمت بدان.


 
???. اگر بهشت را مي طلبي از فساد و ستم و گردن کشي پرهيز کن.

 ???. سرچشمه ي زشتي ها را دنيا پرستي و مستي و ناداني بدان.


 
???. بجز در حق و راستي بندگان خدا را بندگي و فرمانبري مکن.

 ???. خود را با ستم سلاطين شريک مگردان.


 
???. دنياي ديگر را به دست فراموشي مسپار.

لقمان حکيم، غلام سياهي بود که در سرزمين سودان چشم به جهان گشود. گرچه او چهره اي سياه و نازيبا داشت، ولي از دلي روشن، فکري باز و ايماني استوار برخوردار بود. او که در آغاز جواني برده اي مملوک بود، به دليل نبوغ عجيب و حکمت وسيعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ي آفاق شد. او مردي امين بود، چشم از حرام فرو مي بست، از اداي حرف ناسزا و بي مورد پرهيز مي کرد و هيچگاه دامن خود را به گناه نيالود و همواره در امور زندگي شرط عفت و اخلاص را رعايت مي کرد. بيشتر وقت خود را در همنشيني با فقها و دانشمندان و پادشاهان مي گذراند و مسئوليت خطير آنها را گوشزد مي کرد و آنها را از کبر و غرور برحذر مي داشت و خود نيز از احوال ايشان عبرت مي گرفت و در اين ميان فرزند برومند لقمان که نظر پدر را به خود معطوف داشته بود، بيشتر مورد خطاب او قرار مي گرفت. هرچند نصايح لقمان بيشتر جنبه عمومي داشت و سعي لقمان بر اين بود که در مناسبت هاي مختلف فرزندش و همچنين ساير مردم را پند و اندرز دهد که در اين رابطه گوشه اي از اين پندها را در اين مطلب مرور مي کنيم : 

 

 



و اما اينهم

جديدترين وصيتنامه لقمان حکيم به فرزندش

( به زبـان طنــز )
 

پسرم! گروهي، اگر احترامشان کني تو را نادان مي دانند و اگر بي محليشان کني از گزندشان بي اماني. پس در احترام، اندازه نگهدار.

پسرم! سخت ترين کار عالم محکوم کردن يک احمق است. پس خون خودت را کثيف نکن. ضمنا چرچيل هيچگونه نسبتي با طايفه ما ندارد. بچه هايش يکوقت ادعاي ارث نکنند.

پسرم! با کسي که شکمش را بيشتر از کتاب هايش دوست دارد، دوستي مکن.

نویسنده: علی ׀ تاریخ: یک شنبه 7 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

قوهای زیبا 
 

 
پرنده‌ای از خانواده اردکیان، که غازها و اردک‌ها را نیز در بر می‌گیرد، است و دارای جثه بزرگتری نسبت به دیگر اعضای این خانواده است. این پرنده از بزرگ‌ترین و زیباترین پرندگان آبزی جهان است. قوها در بیشتر مناطق نیمکره شمالی یافت می‌شوند. در قاره استرالیا و آمریکای جنوبی نیز دو نژاد از این پرنده زندگی می ‌کنند. در دیدگاه همگانی این پرنده بیشتر با رنگ سفید پرهایش به یاد آورده می‌شود، با این حال یک نژاد از قو دارای پرهای کامل سیاه است و یک نژاد دیگر دارای پرهای سیاه بر گردن.
 
 

ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 6 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

خیلی سخته ....
 
 
خیلی سخت است بدانی هیچوقت به آن کسی که خیلی دوستش داری نخواهی رسید.
خیلی سخت است با اینکه میدانی به او نمیرسی باز هم سکوت کنی و آرام در دل شکسته شوی.
خیلی سخت است بغض گلویت را گرفته باشد اما نتوانی گریه کنی ، خیلی سخت است قلبت پر از درد باشد اما نتوانی خودت را از این درد خالی کنی.
با خود میگویم این زندگی تنها با تو زیباست ، میگویم که این قلب تنها عاشق تو هست و تنها تو را دوست دارد اما کسی آنچه را که برای خویش زمزمه میکنم باور ندارد.
شاید تنها با یاد و عشقت  اما بدون تو، در این دنیا تنها زندگی کنم..
این رسم زندگیست ، سرنوشت با من و تو یار نیست .
هیچکس هوای ما را ندارد ، زندگی با ما نمیسازد.
تنها من هستم و تو هستی ، دو قلب عاشق ولی تنها و شکسته .
قلب تو را نمی دانم ، اما قلب من میخواهد تا ابد به عشق تو تنها بماند.
خیلی سخت است با او که دوستش داری نتوانی زندگی کنی و بدانی که هیچگاه به او نخواهی رسید.
خیلی سخت است نتوانی دستانش را بگیری و او را در آغوش بفشاری.
تنها میتوانم به تو بگویم خیلی دوستت دارم و تا ابد عاشقت می مانم عزیزم.
خیلی سخت است برای رسیدن به او که خیلی دوستش داری انتظار بکشی و آخر سر سهم این انتظار شیرین یک پایان تلخ باشد.
پایانی که آغاز حسرت عشق من است .
تا کی باید در حسرت رسیدن به تو بنشینم،
تا کی باید لحظه ها را بشمارم تا قشنگترین لحظه ام با تو فرا رسد.
شاید تا فردا یا شاید تا
تا آخر دنیا!
 
نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 6 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

لحظات عاشقانه انتظار

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 6 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

طنز!!!!!! چقدر همسرتان را دوست دارید؟

 

 


ادامه مطلب
نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 6 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

جایگاه تو
 گروه گل یاس
اگر بدانی جایگاهت کجاست ، مرا باور میکنی
اگر بدانی چقدر دوستت دارم ، درد مرا درمان میکنی
تو عزیزی برایم ، تو بی نظیری برایم ،
حرف دلم به تو همین است ، قلبت می ماند تا آخرین نفس برایم
اگر بدانی چقدر عاشقت هستم به این عشق شک میکنی،
شاید باور نکنی تا این حد دیوانه وار عاشقت هستم !
اما باور کن ، چشمهایت را باز کن و حال و روز مرا ببین ،
این بی قرار ها و لحظه شماری های مرا ببین
درون غوغای عشق گم شده ام ، گمشده ای هستم که
تنها  تو را میبینم ،و تنها تو میتوانی مرا پیدا کنی
نه ادعای عاشقی دارم و نه شعار میدهم ، ردپای مرا ببین که به کجا میروم!
میروم همان جایی که تو خواهی آمد ، مینشینم به انتظارت تا تو بیایی ،
شاخه گلی را تقدیم به تو میکنم ، تو را می بوسم و نوازش میکنم ،
تا تصویر عشق زیباتر شود ، تا هوای با هم بودن عاشقانه تر شود
ما هر دو میدانیم مثل همه بی وفا نیستیم ،
ما هر دو میدانیم اهل خیانت و بی وفایی نیستیم
ما هر دو میدانیم آمده ایم که به عشق هم زندگی کنیم و با هم بمیریم!
شاید این جمله شبیه قصه ها باشد ، شاید این حرفها تنها شعر و شعار باشد ،
اما آنچه با ارزش است همان است که در دل من و تو است
همیشه در کنارت میمانم ، با من هم کنار نیایی باز هم عاشقت میمانم ،
میدانم تو نیز همیشه با من میمانی، تو جایگاه واقعی خودت را میدانی
گرچه جایگاهت بالاتر از قلب من است ،
اما قلبم تا ابد مال تو است ، بمان و مرا یاری کن ،
دلم را از  هر چه غم در این دنیاست خالی کن
اگر بدانی جایگاهت کجاست،
به آن اندازه که برایت میمیرم ، عاشقم میمانی
نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 6 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

شعر طنز برنامه نود
 
شب شده فوتبالیاش خواب ندارن            کاری بـــــا آفتاب و مهتاب ندارن
واسه انتظار دیگـــــــه تاب ندارن             میگن این برنامه ها صاب ندارن؟
"عادل" امشب واسه چی دیر اومده؟
بچه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
بحثـــــای داوری غوغــا می کنه             "فنایی" فیلمـــو تماشا می کنه
بازیکن خطاشـــو حاشا می کنه             اسلوموشن اونــو رسوا می کنه!
این کجاش تکله ، پسر جان ، لگده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
این از اون یه حرف زشتی شنیده           "نصرتی" رو سـاق "بنگــــر"پریده
"کاظمی" گیسای "شیثو "کشیده           خطــــا رو "مـــرادی" گیرم ندیده
کمکش آخ چــــــــــرا پرچم نزده؟!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
وقتی داور یه کم آسون می گیره         دفاع از هافبکه نیشگـون می گیره!
جلوی چشمو یهو خون می گیره           یهو مصدوم پا میشه جون می گیره
دوربین اون بالا تـــــــو کــــار رصده
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
دوربینش شکـــــارچـی حواشیه            گاهی هم مشغــول دونه پاشیه
فکر نکن تــــــو این زمینه ناشیه             وقتی که میره ســـــراغ حاشیه
ده تا هم روش میذاره، گاهی صده!!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
توی تمرین "خطیبی" قدری شله           "واحـــدی" این روزا قــدری تپله
کار "شیری" روی "طالب لو" فوله           نه قبول نیس آقــا ،کی گفته گله؟
همــــــــه دیدن گله مردوده، رده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
ســـــر تیم مـــــا رو پخ پخ بریدن            ســـــه تایی رو گلـــــــر ما پریدن
فحشمـــون دادن و مردم شنیدن          اینکه شش تــــــا گل ما رو ندیدن
همش از روی لجــــــــه یا حسده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
این میگه: من تو رو افشا می کنم!        اون میگه: مشت تو رو وا می کنم!
اگــــه دعـوا داری دعـــوا می کنم          یه گزارش واســـــه فیفا می کنم
مواظب باش تــــوی دستم سنده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
"فیروز" این ور نداره عصب-مصب          پریده روی هوا ســـه چار وجب!
"جلالی" افتــاده تـــوی تاب و تب           تو لکــه "بیژن ذوالفقــــــار نسب"
بحث "فرهـاد" و "امیـر" و "صمده"
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
"مس کرمان" شده فکّش پیاده           "سایپـا" هی باخته ولی وا نداده
"صبا باتری" میگـه شارژم زیاده               "راه آهـن" ســــرور برج میلاده!!
"اکبر آقــا" کارشو خـــــــــوب بلده
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
روی سکّو یکی معقول می شینه           بازی رو محترمــــــــانه می بینه
اون یکی -اونکـــــه اراذل ترینه               پشت هم ترقه هـــاش تو  زمینه
اونیکه ســـــــــوراخه انگار خرده!!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
اگه تیمش ببـــازه خـون می کنه            ولوله تـــــــــوی خیابون می کنه
دل مردم رو پریشـــــون می کنه            خط واحد ها رو داغـــون می کنه
این تماشاگـــــــــــره یا دیو و دده؟!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
چفدَر فوتبــــال مــــا  هــای لِوِله            تیم ملی تــــــــوی کوچه ها وله
کشتی فدراسیون تــــــــوی گله            چش بــــه راه ملــــــــــوان زبله
توی این دریـــــــا عجب جزر و مده
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
*
همه ی برنامـــه ها باد  هــــــوا             شده فوتبــــال یه مریض بی نوا
رودلش هزارتـــــــــا درد بی دوا             ما میگیم امّـــــــا کو گوش شنوا
"بوالفضول"! گیر نده ، این کارا بده!
بچـه هـــــا! موقــــــع پخش نوده!
 
 
نویسنده: علی ׀ تاریخ: شنبه 6 اسفند 1390برچسب:, ׀ موضوع: <-CategoryName-> ׀

صفحه قبل 1 ... 15 16 17 18 19 ... 39 صفحه بعد

CopyRight| 2009 , aftabpnu.LoxBlog.Com , All Rights Reserved
Powered By LoxBlog.Com | Template By:
NazTarin.Com